X
تبلیغات
رایتل

قلب من چشم تو

شعر

عناوین یادداشت‌ها

  • تاثیر عشق (جمعه 23 تیر 1396 11:52)
    آقای من از مبارزه دست نخواهم کشید تا زندگی پیروز شود و درختانِ جنگل برگ بیاورند و عشق به خانه‌ی مردگان وارد شود که تنها عشق می‌تواند مردگان را به حرکت درآورد سعاد الصباح برگردان : اسماء خواجه زاده
  • قسم به عشق (جمعه 23 تیر 1396 11:45)
    پناه می برم به عشق از شر چشمهایت از وسوسه ی آن نگاه های زلزله خیز از تو به تو می گریزم آنگاه که با رستاخیز واژه ها راه می افتی و قیامت به پا می کنی در شعرهایم پناه می برم به شعر به واژه هایی که در وصف تو وحی می شود در شیپورِ قلم می دمم وَ تو چه می دانی آن دم که خاطره ها از گورِ سینه بر می خیزند چگونه لرزه بر اندامِ...
  • دست هایت را بده (جمعه 23 تیر 1396 11:41)
    دست هایت را بده خواهم بوسید از میانِ هزاران دست از این خطوط ِ سفید خواهم گذشت دست هایت را بده دست هایت را تو را خواهم کشت فرو خواهم رفت در چشم هایت جایی در اعماق آن خواهم یافت از آنجا بی تابانه تو را صدا خواهم زد دست هایت را سرانجام تو را خواهم کُشت ازدمیر آصف ترجمه : حامد رحمتی
  • من دیگر مجبور نیستم (جمعه 23 تیر 1396 11:37)
    من دیگر مجبور نیستم تا صبح ستاره های دوردست را یکی یکی بشمارم من دیگر مجبور نیستم به دروغ به بعضی ها بگویم حالم خوب است من دیگر مجبور نیستم مشق هایم را گاهی یک خط در میان بنویسم من دیگر مجبور نیستم به این همه آدم بی هوده ثابت کنم دست های من پاک است تو هستی تو مالِ منی تو از خودِ منی و چقدر خوب است که خداوند تو را فقط...
  • گل یا گلوله (جمعه 23 تیر 1396 11:34)
    راستی دنیا چه شکلی می‌شد اگر به جای اینکه در سینه‌ام گلوله‌ای بنشانی در قلبم گُلی می‌کاشتی ؟ عدنان الصائغ مترجم : زهرا ابومعاش
  • تن های ما (جمعه 23 تیر 1396 11:31)
    تن‌های ما در یکدیگر پناهی می‌جویند و از تنهاییِ خویش بیرون می‌آیند و در تنهاییِ دیگری غرقه می‌شوند بیژن‌ جلالی
  • شب در جزیره (جمعه 23 تیر 1396 11:28)
    تمامی شب را با تو سر کرده‌ام کنار دریا ، در جزیره وحشی و گوارا بودی میان خلسه و خواب میان آتش و آب شاید بسیار دیرهنگام خوابهایمان به هم آمیخت بر فراز و یا در اعماق بر فراز چون شاخه‌هائی که به یک باد می‌جنبند و در اعماق چون ریشه‌های سرخی که به هم می‌پیوندند شاید خواب‌های تو از خواب من برخاستند و از میان دریای تاریک به...
  • آرزو (جمعه 23 تیر 1396 11:25)
    کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم چو بر آنجا گذرت می افتاد به سرا پای تو لب می سودم کاش چون نای شبان می خواندم به نوای دل دیوانه تو خفته بر هودج مواج نسیم میگذشتم ز در خانه تو کاش چون پرتو خورشید بهار سحر از پنجره می تابیدم از پس پرده لرزان حریر رنگ چشمان ترا میدیدم کاش در بزم فروزنده تو خنده جام شرابی بودم...
  • لبخند پنهانی من (جمعه 23 تیر 1396 11:16)
    ‍تو مانند سپیده دم و سحرگاهان زیبا و دل انگیزی و مانند شبهای تابستان سرزمین منی فراموشم نکن وقتی قاصدان خوشبختی کوبه در را می کوبند آه ، لبخند پنهانی من تو چقدر زیبا و سخت و غیر ممکنی تو در میان آتش شعرهایم شکفته می شوی و من بوسه زندگی بخش و جاودانه شدن را همینجا به تو خواهم داد تو به اندازه زادگاه من زیبایی زیبا بمان...
  • روی دیدار توأم نیست ، وضو از چه کنم ؟ (جمعه 23 تیر 1396 11:12)
    روی دیدار توأم نیست ، وضو از چه کنم ؟ دیگر این جامه صد وصله رفو از چه کنم ؟ قید هستی ، همه جا همره من می آید با چنین نامه سیاهی ، به تو رو از چه کنم ؟ من که مجنون نشدم ، دشت به دشت از چه روم ؟ نام لیلا چه برم ؟ کوی به کوی از چه کنم ؟ خود فریبی به چه حد ؟ خسته شدم زینهمه رنگ من که درویش نیم ، این همه هو از چه کنم ؟ من...
  • عشق آینده من و تو (جمعه 23 تیر 1396 11:09)
    آنها قطره های باران بودند که از نور به جانب تاریکی بال می زدند و ما از قضا در روزی بارانی برای نخستین بار همدیگر را دیدیم و تنها رنگین کمان های اطراف فانوسهای بی رمق در مه از عشق آینده من و تو خبر دادند که تابستان گریخته است که زندگی پریشان است و نورانی که دیگر مهم نیست چگونه زیستی تو خیلی کم ، خیلی کم بر روی زمین...
  • دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپرده‌ایم (جمعه 23 تیر 1396 11:05)
    دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپرده‌ایم رحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مرده‌ایم ای بسا شب کز برای دیدن دیدار تو از سر کوی تو بر سر سنگ و سیلی خورده‌ایم بندگی کردیم و دیدیم از تو ما پاداش خویش زرد رخساریم و از جورت به جان آزرده‌ایم ما عجب خواریم در چشم تو ای یار عزیز گویی از روم و خزر نزدت اسیر آورده‌ایم از برای کشتن ما...
  • راه عشق (شنبه 17 تیر 1396 12:44)
    هنگامی که عشق فرا می خواندتان از پی اش بروید گر چه راهش سخت و ناهموار باشد هنگامی که بالهای عشق در بر می گیردتان خود را در آن بالها رها کنید گر چه در لابه لای پرهایش تیغ باشد و زخمی تان کند و هنگامی که با شما سخن می گوید باورش کنید گر چه طنین کلامش رویاهایتان را بر هم زند جبران خلیل جبران
  • راه قلب ها (شنبه 17 تیر 1396 12:42)
    از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است اگر گم شدی از این راه بیا بلندشو از دلت شروع کن شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم عرفان نظرآهاری
  • یافتن عشق (شنبه 17 تیر 1396 12:39)
    نه مرگ ، بی نفس ماندن است و نه زندگی ، تمامی نفس گرفتن بلکه زندگی ، یافتن عشق در دیگریست تا عمر را به یادش صرف کنی اوغوز آتای مترجم : سینا عباسی
  • گمشده در خاطرات (شنبه 17 تیر 1396 12:29)
    تو را در کدام خاطره جا گذاشتم در کدام کنج دلم پنهانت کردم که پیدایت نمی کنم حتی در این شب که بی تابم گیسوانت را نفس بکشم بیا دوباره به همان خانه برگردیم که چراغش را روشن گذاشتیم و پنجره اش باز بود رو به بهارنارنج همان اتاق که تو را در آن شناختم تا خودم را فراموش کنم آن روزها چقدر برای پرواز آسمان داشتیم آن قدر ترا نفس...
  • اگر تو موسیقی بودی (شنبه 17 تیر 1396 12:24)
    اگر تو موسیقی بودی بی وقفه به تو گوش می سپردم و اندوهم به شادی بدل می شد آنا آخماتووا
  • اگر تو نبودی (شنبه 17 تیر 1396 12:21)
    حافظ غزل نمی نوشت اگر تو نبودی و مولوی در همان مثنوی منجمد می شد گلستان سعدی می پژمرد خیام رباعی را نمی شناخت و باباطاهر ، دوبیتی های سوزناکش را نیما تمام عمرش را به نوشتن قصیده می گذراند اگر تو نبودی و شاملو آیدا را پیدا نمی کرد تو دختر همسایه نصرت رحمانی بودی مشیری بی تو از آن کوچه گذشت و سیبی که حمید مصدق چید از...
  • اگر تنها دو بال کوچک داشتم (شنبه 17 تیر 1396 12:17)
    اگر تنها دو بال کوچک داشتم به سوی تو پر می گشودم ولی اندیشه هایی این چنین بیهوده اند وقتی هنوز اینجایم در رویاهایم اما به سوی تو پرواز می کنم در خوابهایم با تو هستم همیشه جهان به یک نفر تعلق دارد و او از خواب بر می خیزد پس من کجا هستم ؟ همیشه تنها تنها ساموئل تیلور کالریج ترجمه : کامبیز منوچهریان
  • قصدِ من فریبِ خودم نیست (شنبه 17 تیر 1396 12:15)
    قصدِ من فریبِ خودم نیست ، دلپذیر قصدِ من فریبِ خودم نیست‌ اگر لب‌ها دروغ می‌گویند از دست‌های تو راستی هویداست و من از دست‌های توست که سخن می‌گویم ‌ دستانِ تو خواهرانِ تقدیرِ من‌اند. ‌ از جنگل‌های سوخته از خرمن‌های باران‌خورده سخن می‌گویم من از دهکده‌ی تقدیرِ خویش سخن می‌گویم بر هر سبزه خون دیدم در هر خنده درد دیدم تو...
  • صورت آدمی (شنبه 17 تیر 1396 12:05)
    در صورت آدمی دو چیز مهم است یکی لبخندش و دیگری عمق نگاهش که هیچ جراحی نمی‌تواند به انسان بدهد لبخند آدمی اقیانوس صورتش است وچشم‌هایش آفتاب هرصورتی که آفتاب درخشان واقیانوس مواج ندارد یعنی هیچ ندارد ولادیمیر مایاکوفسکی
  • یار دیرین (شنبه 17 تیر 1396 12:01)
    به سوی ما گذار مردم دنیا نمی‌افتد کسی غیر از غم دیرین به یاد ما نمی‌افتد منم مرغی که جز در خلوت شبها نمی‌نالد منم اشکی که جز بر خرمن دلها نمی‌افتد ز بس چون غنچه از پاس حیا سر در گریبانم نگاه من به چشم آن سهی بالا نمی‌افتد به پای گلبنی جان داده‌ام اما نمی‌دانم که می‌افتد به خاکم سایه? گل یا نمی‌افتد رود هر ذره خاکم به...
  • من آنجا نیستم (شنبه 17 تیر 1396 11:58)
    من آنجا نیستم اما دیدگانم از تو لبریزند و من چون درخت توتی که گنجشککان در تن اش جا خوش کرده اند پریشانم برای آنکه آنجا باشم برای آنکه با تو باشم به یکباره قلبم را در لانه ی مورچگان جا می نهم با آب روانی ، رؤیایم را غسل می دهم که تو پیشتر ، تن ات را در آن آب کشیده ای من آنجا نیستم مادام که تو آنجا تنهایی من از تو...
  • عشق تو بی‌روی تو درد دلیست (شنبه 17 تیر 1396 11:37)
    عشق تو بی‌روی تو درد دلیست مشکل عشق تو مشکل مشکلیست بی‌تو در هر خانه دستی بر سریست وز تو در هر کوی پایی در گلیست بر در بتخانه حسنت کنون دست صبرم زیر سنگ باطلیست شادی وصلت به هر دل کی رسد تا ترا شکرانه بر هر غم دلیست حاصلم در عشق تو بی‌حاصلیست هیچ نتوان گفت نیکو حاصلیست از تحیر هر زمانی در رهت روی امیدم به دیگر منزلیست...
  • ساحل عشق (پنج‌شنبه 8 تیر 1396 12:00)
    لعنت می کنم آن لحظه مبارک را که قایقم به جزیره تو برخورد و شکست چه مبارک شکستنی که عشق ساحل تو بود لعنت می کنم آن لحظه مبارک را و من طبق عادت می گریزم در جاده های شهری که برای من نیست در رؤیای مردی که به من تعلق ندارد غاده السمان مترجم : محبوبه افشاری
  • دوستت دارم (پنج‌شنبه 8 تیر 1396 11:55)
    دوستت دارم و فرقی نمی کند سهمِ چه کسی هستی در هر حال صورت مسئله پاک نمی شود من همیشه دوستت خواهم داشت امین درستی
  • دلتنگ که می شوم (پنج‌شنبه 8 تیر 1396 11:52)
    دلتنگ که می شوم تکه ای از من شعر می شود به روی دفترم خاطرات مچاله شده ی دیروزهایمان دست و پا می زنند و قلمم بی اراده از تو می نویسد دلتنگت که می شوم حس پرواز در وجودم بال بال می زند و فقط تو را می خواهم دلتنگت که می شوم چشمانم به وسعت ابر بهار می گریند دلتنگت که می شوم و من همیشه دلتنگ توام انیمیت اراکس
  • همراهی عاشقانه (پنج‌شنبه 8 تیر 1396 11:46)
    در من کوچه ای است که با تو در آن نگشته ام سفری است که با تو هنوز نرفته ام روزها و شب هایی است که با تو به سر نکرده ام و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام افشین یداللهی
  • روز اول که نامم را بر زبان راندی (پنج‌شنبه 8 تیر 1396 11:44)
    روز اول که نامم را بر زبان راندی آن شب از گوشهایم خون جاری شد با عجله از خانه بیرون زدم و ساعتها در پی تو گشتم اگر پیدایت می کردم به تو شلیک می کردم و پس از مرگت لبهایت را می بوسیدم و برای اینکه میکروب به تو سرایت نکند تنتروید به دهانم می مالیدم و تمام داروخانه های شهر به من می خندیدند خدا لعنتم کند چه کنم که هنوز...
  • عشق اتفاق نیست (پنج‌شنبه 8 تیر 1396 11:35)
    عشق اتفاق نیست که با آمدن و رفتن ها از چشم بیافتد عشق تویی وجودت که عشق باشد می بخشی تمامِ مهربانیت را حالا اینکه بی حرمتی می کنند با نامِ عشق حالا اینکه تفاوتِ آغوش و بوسه هایِ عاشقانه را نمی فهمند حالا اینکه تو عاشق بوده ای و عاشقی کرده ای و ندیدند عشق باز هم همان عشق است مثلِ خدا که ما بی مهر می شویم ما فراموشش می...
1 2 3 4 5 ... 106 >>