X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

قلب من چشم تو

شعر

عناوین یادداشت‌ها

  • تو را می بینم (شنبه 14 مهر 1397 18:00)
    تو را می بینم که از قاره ای بعید می آیی و شتابان بر آب ها گام بر می داری تا با من قهوه بنوشی همان طور که عادت ما بود پیش از آن که بمیری میان ِ ما اتفاقی نیفتاده است و من قرار های پنهانی مان را حفظ کرد ه ام اگر چه آدمیان پیرامونم بر این گمانند که هر کس مُرد دیگر باز نمی گردد غاده السمان ترجمه : یغما گلرویی
  • نگرانِ من نباش (شنبه 14 مهر 1397 17:57)
    نگرانِ من نباش مشغولِ فراموش کردنت هستم دارم به دوست نداشتنت فکر می کنم به اینکه چند روزی اگر با چشمهایم کاری نداشته باشی شاید بتوانم خودم را قطره قطره از تو خالی بکُنم دلواپس من نباش آنقدر بزرگ شده ام که بی آنکه در ازدحامِ آدمها دستم را بگیری ، گم نشوم آنقدر قد کشیده ام که بتوانم زمین را زیر پا بگذارم و سهمم را از...
  • میان من و چشم‌هایت (شنبه 14 مهر 1397 17:51)
    میان من و چشم‌هایت آن هنگام که چشمان‌ام را در چشم‌هایت غرق می‌سازم سپیده‌ی ژرف را می‌بینم و گذشته‌ی کهن را و آنچه را که نمی‌دانستم می‌بینم و احساس می‌کنم هستی میان من و چشم‌هایت جریان دارد آدونیس مترجم : صالح بوعذار
  • ولی من او را نخواهم شناخت (شنبه 14 مهر 1397 17:47)
    جهان از آغاز تا پایان شعری‌ست محزون کسی در خواهد زد و خواهد آمد که چشمان تو را خواهد داشت و همان حرف تو را خواهد زد ولی من او را نخواهم شناخت بیژن جلالی
  • زندگی همین ست (شنبه 14 مهر 1397 17:43)
    زندگی همین ست آدمی تمام داشته هایش را با یک جمله یا حتی با تنها کلمه ای می تواند از دست بدهد آغوز آتای مترجم : سیامک تقی زاده
  • به سرنوشت رضایت دادم (شنبه 14 مهر 1397 17:41)
    تو ساعتی تو چراغی تو بستری تو سکوتی چگونه می توانم که غایبت بدانم مگر که خفته باشی در اندوه هایت تو واژه ای تو کلامی تو بوسه ای تو سلامی چگونه می توانم که غایبت بدانم مگر که مرده باشی در نامه هایت تو یادگاری تو وسوسه ای تو گفت و گوی درونی چگونه می توانی که غایبم بدانی مگر که مرده باشم من در حافظه ات بهانه ها را مرور...
  • در راه‌پله‌های تاریک عشق (شنبه 14 مهر 1397 17:38)
    در راه‌پله‌های تاریک عشق نشستم و نوشتم از تو ، از عشق در پله‌های تاریک نشستم و گریستم پس از رفتن تو در پله‌های تاریک و غرقه به اشک یاد بوی تنت را جستم از تن این دیوارهای پیر پرخاطره‌ی تاریک پس از رفتن تو در راهروهای متروک در پله‌های تاریک نشستم و نوشتم نشستم و نوشتم نشستم و نوشتم یوزف زینکلایر مترجم : رضا نجفی
  • بدترین اتفاق در پاییز آن است که کسی برود (شنبه 14 مهر 1397 17:30)
    بدترین اتفاق در پاییز آن است که کسی برود رفتن های پاییز با رفتن های دیگر فرق می کند رفتن های پاییز در سکوت انجام می شوند رفتن های پاییز شوخی سرشان نمی شود و زندگی این را به ما خوب یاد داده بود آدم هایی که در پاییز می روند هرگز بر نمی گردند حتی اگر برگردند ، دیگر آن آدم سابق نیستند و این خاصیت پاییز است که همه چیز را...
  • ولی من عاشق توام (شنبه 14 مهر 1397 17:25)
    در خیابانی که تو هستی نُه زن زیباتر از تواند پنج زن بلندتر و هفت زن کوتاه‌تر یکی هم هست که مرا بیش‌تر از تو دوست می‌دارد ولی من عاشق توام در اداره زنی هست که هر وقت پرنده‌ی نقش‌بسته بر جلد دفترچه‌اش پرواز می‌کند به من لبخند می‌زند خانمِ پیش‌خدمت در کافه به جای شکر ، عسل در چای‌ام می‌ریزد و خانم فروشنده می‌گوید سیب را...
  • ای در درون جانم و جان از تو بی خبر (شنبه 14 مهر 1397 17:15)
    ای در درون جانم و جان از تو بی خبر وز تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان در جان و در دلی دل و جان از تو بی خبر ای عقل پیر و بخت جوان گرد راه تو پیر از تو بی نشان و جوان از تو بی خبر نقش تو در خیال و خیال از تو بی نصیب نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر از تو خبر به نام و نشان است...
  • و من دوستت دارم (شنبه 7 مهر 1397 18:53)
    و من دوستت دارم اما از درگیر شدن در تو وابسته شدن به تو یکی شدن با تو می ترسم و من دوستت دارم تجربه هایم به من آموختند که از عشق زنان دوری کنم و موج دریا بگذار برایت چای بریزم تو امروز صبح پری وار زیبایی بگذار بخشی از خوشامدگویی صندلی ها را به تو ترجمه کنم بگذار آنچه درباره ی لبانت در فکر فنجان هاست تعبیر کنم چای را...
  • آهای بانوی این شعر (شنبه 7 مهر 1397 18:32)
    آهای بانوی این شعر خوب به کلماتم نگاه کن تک تک این ها را از اعماق قلبم برایت آوردم خوب به چشمانم خیره شو وقتی میگویم دوستت دارم و خوب لب هایم را تماشا کن وقتی اسمت را به زبان می آورم همه شان می خواهند فقط یک چیز را به تو بگویند که تـــو تنها موجودی هستی که وقتی رو به روی من قرار می گیری دیگر از خدا هیچ نمی خواهم آهای...
  • تو را کجا بازیابم (شنبه 7 مهر 1397 18:29)
    ای پری خوبم بار دیگر تو را کجا بازیابم تا مرا قطره قطره بر تن خود بپاشی تا مرا چنان چون کرمکی شب تاب بر سفیدای برف روشنای مهتابیِ پستانهایت بیاویزی تو را کجا بازیابم تا یک لحظه در صدایت به خواب روم تا یک لحظه در بوسه ات با بال‌های آتش گرفته ققنوس لبهایم خاکستر استخوان‌های این لحظه ام را شعله ور کنم شیرکو بیکس ترجمه :...
  • رنگ عشق (شنبه 7 مهر 1397 18:23)
    در و دیوار دنیا رنگی است رنگ عشق خدا جهان را رنگ کرده است رنگ عشق و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد از هر طرف که بگذری لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد اما کاش چندان هم محتاط نباشی شاد باش و بی پروا بگذر که خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی تر است عرفان نظرآهاری
  • هر دو به هم عشق می‌ورزیدند (شنبه 7 مهر 1397 18:18)
    هر دو به هم عشق می‌ورزیدند اما هیچ‌یک را یارای اعتراف آن به دیگری نبود چه دشمن‌خو ، به هم می‌نگریستند و بر آن بودند از عشق بگذرند عاقبت از هم جدا شدند و تنها گاه در رویا در اشتیاق هم بودند دیر زمانی بود مرده بودند و خود این را نمی‌دانستند هاینریش هاینه برگردان : ناصر طهماسب
  • پاییز شروع عاشقانه هاست (شنبه 7 مهر 1397 18:14)
    چه کسی گفته پاییز دلگیر است ؟ اصلا انگ دلگیری به پاییز نمی چسبد فصل انار ، فصل نارنگی فصل رنگ های قرمز و نارنجی فصل بادهای باموقع و بی موقع که می پیچد لای موهایت و عطرش مرا مست میکند فصل قدم زدن زیر باران کجایش دلگیر است ؟ به هوای سرمایش دستانم را محکم تر میگیری فصلی که دستانمان بیشتر در هم گره بخورد کجایش دلتنگی دارد...
  • اما توان گفتنش را ندارم (شنبه 7 مهر 1397 18:07)
    اگر گریه کنم صدایم را خواهید شنید لا به لای مصراع‌های شعرم آیا می‌توانید لمس کنید اشک‌هایم را با دست‌هایتان ؟ از زیبایی ترانه‌ها وُ بی کفایت بودن کلمه‌ها بی خبر بودم پیش از آن که به این درد دچار شوم جایی هست ، می‌دانم که می‌توان هر چیزی را به زبان آورد خیلی نزدیک شده ام ، حسش می‌کنم اما توان گفتنش را ندارم اورهان ولی...
  • بی تو ، ای که در دل منی هنوز (شنبه 7 مهر 1397 18:00)
    بی تو ، ای که در دل منی هنوز داستان عشق من به ماجرا کشید بی تو لحظه ها گذشت و روزها گذشت بی تو کار‌ خنده ها به گریه ها کشید بی تو ، این دلی که با دل تو می تپید وه که ناله کرد و ناله کرد و ناله کرد بی تو ، بی تو دست سرنوشت کور من اشک و خون به جای باده در پیاله کرد عمر من شبی سیاه و بی ستاره بود دیدگان تو ، ستارگان او...
  • چهره‌ی تو را می‌جویم (شنبه 7 مهر 1397 17:56)
    هذیانم را دنبال می‌کنم ، اتاق‌ها ، خیابان‌ها کورمال‌کورمال به‌درونِ راه‌روهای زمان می‌روم از پلّه‌ها بالا می‌روم و پایین می‌آیم بی‌آن‌که تکان بخورم با دست دیوارها را می‌جویم به نقطه‌ی آغاز بازمی‌گردم چهره‌ی تو را می‌جویم به میانِ کوچه‌های هستی‌ام می‌روم در زیرِ آفتابی بی‌زمان و در کنار من تو چون درختی راه می‌روی تو...
  • مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب (شنبه 7 مهر 1397 17:48)
    مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب به خاکم گو میا فردا ، به بالینم بیا امشب مگو فردا برت آیم که من دور از تو تا فردا نخواهم زیست خواهم مرد یا امروز یا امشب ز من او فارغ و من در خیالش تا سحر کایا بود یارش که و کارش چه و جایش کجا امشب شدی دوش از بر امشب آمدی اما ز بیتابی کشیدم محنت صد ساله هجر از دوش تا امشب شب هجر...
  • برایت چه بنویسم ؟ (یکشنبه 1 مهر 1397 17:34)
    برایت چه بنویسم ؟ هربار تلاش کردم چیزی بنویسم احساس کردم قلبم از جایش کنده می‌شود تا در سینه‌ی تو جا بگیرد غسان کنفانی مترجم : اسماء خواجه زاده
  • بوسه آسمانی (یکشنبه 1 مهر 1397 17:31)
    سرت را که به سمت آسمان بلند می کنی عارفانی که تمام دنیا را بوسیده اند و کنار گذاشته اند به سخت ترین امتحان خود می رسند گردنی که نه می توانند ببوسند نه کنار بگذارند اما من پاسخ این امتحان را می دانم می بوسم و کنار نمی گذارم کاری که خدا هنوز آرزویش را دارد افشین یداللهی
  • دیروز را بسیار دنبالت گشتم (یکشنبه 1 مهر 1397 17:21)
    دیروز را بسیار دنبالت گشتم اما پیدایت نکردم گفتند تو را دیده‌اند که توده‌ای برف شده‌ای و بر بلندترین قله نشسته‌ای باور نکردم تا اینکه خودت آمدی و ذره ذره آب شدی بر جنازه‌ام کژال ابراهیم خدر ترجمه : فریاد شیری
  • در من دیوانه ای جا مانده (یکشنبه 1 مهر 1397 17:15)
    در من دیوانه ای جا مانده که دست از دوست داشتنت بر نمی‌دارد با تو قدم می‌زند حرف می‌زند می‌خندد شعر می‌خواند قهوه می‌خورد فقط نمی‌تواند در آغوش بگیردت به گمانم همین بی آغوشی او را خواهد کشت مریم قهرمانلو
  • از آن زمان (یکشنبه 1 مهر 1397 17:00)
    از آن زمان که عزم آن کردم دیگر هرگز به نامه‌ای از تو پاسخ ندهم هرگز توان گشودن نامه‌‌ دیگری نیافتم بگذار از ره درآیند و دور تا دورم فرو ریزند ‌و پایین ، روی پاهایم رها شوند واژگون ، بلاتکلیف و خاموش چون من و اینک ، چون زندگیم جورجو باسانی ترجمه : ماریا عباسیان
  • دوست داشتن تو (یکشنبه 1 مهر 1397 16:56)
    اینجا باشی یا نباشی فرقی نمی کند دوست داشتن تو حال مرا خوب می کند و این دلیل خوبی ست برای عبور از روزهای بد دوست داشتن تو همه چیز را رو به راه می کند راهی رو به روشنایی بی بازگشت اگر یکبار دوستت دارم را به زبان بیاوری با خیال راحت برایت می میرم دوست داشتن تو نسبت مرموزی با حال من دارد تارا کاظمی
  • در نام من چیست ؟ (یکشنبه 1 مهر 1397 16:54)
    در نام من برای تو چیست نامم خواهد مُرد چون هیاهوی غمناک موجی که بر ساحل دور فرود آید یا نوای شبانه ای که در جنگلی خاموش برآید نامم بر برگه ی خاطرات رَدی مُرده خواهد گذاشت چندان که طرح گورنبشته ای با زبانی گنگ در نام من چیست ؟ دیری ست فراموش شده مانده است در تشویش های تازه و عصیانی و به جانت دیگر خاطره ای پاک و لطیف...
  • عاشق زارم و بر خویش نبندم این را (یکشنبه 1 مهر 1397 16:49)
    عاشق زارم و بر خویش نبندم این را کو طبیبی که کند چاره دل مسکین را ؟ سینه ات سوخت ز فریاد و نگفتی واعظ به چه تدبیر کنم نرم دل سنگین را ؟ نگهت غارت دین کرد و خدا میداند بهر این روز نگه داشته بودم دین را غصه ای نیست که فرهاد به سختی جان داد حیفم آمد که نبوسید لب شیرین را هفته ای رفت و ندیدم رخ ماهی که جز او هیچ رویی نکند...
  • زمانی باهم به این آینه نگاه می کردیم (یکشنبه 1 مهر 1397 16:47)
    زمانی باهم به این آینه نگاه می کردیم حالا جای تو در این آینه خالی ست هرچند شاید لبی ، پلکی ، یا ابرویی از تو در جان آینه جامانده باشد بلکه اشکهای تو هنوزدر جان آئینه است و این آئینه را قطره قطره ذوب خواهد کرد بلکه روزی با پاهایی که از تو در آن جامانده پاگرفته و راه خواهد رفت بلکه دنبال تو دنیا را جستجو خواهد کرد میان...
  • بر قتل چون منی چه گماری رقیب را ؟ (یکشنبه 1 مهر 1397 16:40)
    بر قتل چون منی چه گماری رقیب را ؟ ای در جهان غریب ، مسوز این غریب را دورم همی کنند ادیبان ز پیش تو ای حورزاده ، عشق بیاموز ادیب را روی تو گر ز دور ببیند خطیب شهر دیگر حضور قلب نباشد خطیب را ترسا گر آن دو زلف چو زنار بنگرد در حال همچو عود بسوزد صلیب را ما دوست را به دنیی و عقبی نمی‌دهیم زنهار! کس چگونه فروشد حبیب را از...
1 2 3 4 5 ... 124 >>