-
تنها دو چشم
سهشنبه 1 تیر 1395 18:59
تنها دو چشم تنها دو چشم داشتم دو دریچه ی کوچک و این برای دنبال کسی گشتن در جهانی که خیلی بزرگ است کم بود مرا ببخش اگر پیدایت نکردم رویا شاه حسین زاده
-
سم عشق
سهشنبه 1 تیر 1395 18:54
یک فنجان قهوه مهمانِ من باش آغشته به سمِ عشق درد ندارد فقط چشمانت را که باز کنی کسی شبیه مرا دوست خواهی داشت مریم قهرمانلو
-
بودن من
سهشنبه 1 تیر 1395 18:51
بودن من با من نیست و از من نیست بودن من جایی آن سوتر است جای همه ی بودن ها که شعله یمن و ما در آن خاموش می شود بیژن جلالی
-
جام شکسته
سهشنبه 1 تیر 1395 18:48
جامی شکسته دیدم در بزم می فروشی گفتم بدین شکسته چون باده میفروشی ؟ خندید و گفت زین جام جز عاشقان ننوشند مستِ شکسته داند قدر شکسته نوشی خیام
-
چشم انتطار تو
سهشنبه 1 تیر 1395 18:36
مرا پیکری است تا چشم انتظار تو باشم تا از دروازه های صبح تا دروازه های شب در پی تو بشتابم مرا پیکری است بهر آنکه عمرم را با عشق تو سر کنم پل الوار
-
جانا
سهشنبه 1 تیر 1395 18:28
جانا مرد روزهای از دست رفته ی نه چندان دورم کاش دوستت دارم اینهمه بی قدر اینهمه بی قدرت نبود جانا چقدر صدایت را دوست داشتم و همین پریروزهای نه چندان دور اگر بود می پرسیدی داشتی ؟ و می گفتم دارم جانا من ستاره های آسمان کویر را با تو کشف کردم من عشق را با تو کشف کردم و همین پریروزهای نه چندان دور اگر بود می پرسیدی...
-
نگاه تو
سهشنبه 1 تیر 1395 18:19
نگاهت چه رنج عظیمی است وقتی به یادم میآورد که چه چیزهای فراوانی را هنوز به تو نگفتهام آنتوان دوسنت اگزوپرى
-
من عاشق و مستم
سهشنبه 1 تیر 1395 18:16
گو خلق بدانند که من عاشق و مستم آوازه درستست که من توبه شکستم گر دشمنم ایذا کند و دوست ملامت من فارغم از هر چه بگویند که هستم ای نفس که مطلوب تو ناموس و ریا بود از بند تو برخاستم و خوش بنشستم از روی نگارین تو بیزارم اگر من تا روی تو دیدم به دگر کس نگرستم زین پیش برآمیختمی با همه مردم تا یار بدیدم در اغیار ببستم ای...
-
زشادیها به جان آمد دلم یا رب غمی خواهم
سهشنبه 25 خرداد 1395 18:18
زشادیها به جان آمد دلم یا رب غمی خواهم بشد سالی که بی غم می گذارم ماتمی خواهم نیم من اهل عیش و نوش و مستی با پریرویان به ویران کلبه ای با اهل دردی عالمی خواهم مرا بیگانه کردی با جهانت آشنایی کو ؟ به غمها محرمی خواهم ، پریشان همدمی خواهم به زیبایان بی غم خاطرم الفت نمی گیرد بتی کو را بود یا بوده الفت با غمی خواهم لب...
-
شایستهی عشق من
یکشنبه 23 خرداد 1395 18:55
هر انسانی که نمیتوانم دوستش بدارم سرچشمهی اندوهیست ژرف برای من هرانسانی که روزی دوستش داشتهام و دیگر نمیتوانمش دوست بدارم گامیست به سوی مرگ برای من آن روز که دیگر نتوانم کسی را دوست بدارم خواهم مرد آی شمایان که میدانید شایستهی عشق من هستید مراقب باشید ، مراقب باشید تا مرا نکشید ژئو بوگزا مترجم : محسن عمادی
-
دوستش داشته باشی
یکشنبه 23 خرداد 1395 18:52
دوستش داشته باشی و او در دو قدمیِ عاشقِ تو شدن این پا و آن پا کند و بگوید عاشقم نکن میخواهم عاقلانه تصمیم بگیرم شاید با آدمِ آسانتری بروم و تو عاشقش نکنی او برود مدتی بعد بیاید و بگوید چرا عاشقم نکردی وقتی میدیدی اینقدر عاقلانه اشتباه میکنم ؟ و تو فقط به دستش نگاه کنی و ندانی اسمِ کاری که کردی چه بود ؟ افشین...
-
روشنای زندگیام
یکشنبه 23 خرداد 1395 18:47
روشنای زندگیام نسیم من فانوسام بیانیه باغهای من پلی به سمت من بکش از عطر نارنج جایی به من بده چون شانه عاجی در میان شب گیسوانت و آنگاه فراموشم کن نزار قبانی ترجمه سیامک بهرام پرور
-
تو خوبی
یکشنبه 23 خرداد 1395 18:45
تو خوبی که من خوب می نویسم با تو کلمات به بهترین شکل جلو می روند و با تمام وجود وظیفه شان را انجام می دهند من شعر را از زمین خاکی دل تو شروع کردم محسن حسینخانى
-
روزها رفتند
یکشنبه 23 خرداد 1395 18:41
روزها رفتند و تو به یاد نیاوردی که آنجا در آن گوشه ی متروک قلبت عشقی جا مانده عشقی زخم خورده که بی تابانه می نالد روشنایی ام بخش روزها رفتند و ما به هم نرسیدیم تو آن سوی مرزهای رویایی در افقی که ناشناخته ها را در آغوش گرفته و من قدم می زنم می بینم می خوابم و به فرداهای روشنی دل خوش می کنم که با شتاب به گذشته ی برباد...
-
بى قیدترین عاشقِ جهانم
یکشنبه 23 خرداد 1395 18:36
از بندهاى شعر قیدها را بردار نمى بینى ؟ دارم عاشق مى شوم عشق که زمان و مکان سرش نمى شود من بى قیدترین عاشقِ جهانم کامران رسول زاده
-
بیا با من زندگی کن
یکشنبه 23 خرداد 1395 18:32
بیا با من زندگی کن تا بنشینیم روی صخرهها کنار رودخانههای کمعمق بیا با من زندگی کن تا میوهی بلوط بکاریم در دهان یکدیگر و این آیین ما شود برای سلام گفتن به زمین پیش از آنکه پرتمان کند دوباره به میان برفها و حفرههای درونمان لبریز شود از ناگواریها بیا با من زندگی کن پیش از آنکه زمستان دست کشد از تنها بالشتی که...
-
رسالت ما
یکشنبه 23 خرداد 1395 18:28
با اشک هایمان تهمت به جاودانگی درد می زدیم با دردهایمان بهتان به عشق بیگانگی رسالت ما بود نصرت رحمانی
-
این روزها به آرامی دوستت دارم
سهشنبه 18 خرداد 1395 11:43
این روزها به آرامی دوستت دارم جوری کنار تو می آیم مبادا که ناز خوابِ شیرینت بیاشوبد کابوس شود و بترسد طوری سلام می کنم مبادا که فکر قشنگت خش گیرد و او را بد بیند این روزها به آرامی دوستت دارم وقتی نگاهت می کنم که حوصله ات پیش کسی نباشد حواست پرت شود برنجد از کسی که برایت اوست این روزها من به آرامی دوستت دارم افشین...
-
فریاد عشق
سهشنبه 18 خرداد 1395 11:36
ای کاش پیش از اینکه کسی را کاملا از دست دهیم می توانستیم تمام عشق مان را بر او فریاد بزنیم جمال ثریا مترجم : سیامک تقی زاده
-
سال هاست قلبم را
سهشنبه 18 خرداد 1395 11:24
سال هاست قلبم را در نگاه کسی گرم نکرده ام عطری از شال و گردنم عبور نکرده وَ عصای انگشتان کسی دریای موهایم را نشکافته است سال هاست به خودم پناه آورده ام اما هنوز باور دارم که عشق می تواند تنهایی های مرا بند بیاورد مینا آقازاده
-
از دست رفته
سهشنبه 18 خرداد 1395 11:08
گمگشته گام برمیدارم بانوی من از میان مردمان بی تو بی من بی وجود بی خدا بی هستی بی تو ز آنسو که تو را با من کاری نبود بی من ز آنسو که جایت در برم خالیست بی وجود ز آنسو که در نبودت برای بدرود خواندن حتی ، هیچ نیست بی خدا ز آنسو کز فرط جستنت ، روحم خدا را ز یاد برد بی هستی ز آنسو که بر آنچه زیسته ام ، هزار مرگ مرا به...
-
آبی به رنگ دریا
سهشنبه 18 خرداد 1395 11:05
آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم آبی آبی آبی به رنگ دریا و نا گهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که سر تا پایش زرد بود زرد ، مثل نور من شنا نمی دانستم دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم و غرق شدم در دریایِ آبی بیکران رویاها و کابوسها حسین پناهی
-
عشق تو آفتاب است
سهشنبه 18 خرداد 1395 11:02
همیشه چشمانت دو چشمهاند در خوابهایم و همین است که صبح که شعرم بیدار میشود میبینم بسترم سرشار از گُلِ عشقِ توست و نمنم گیاه و سبزینه عشق تو آفتاب است آنگاه که درونم طلوع میکنی و میبینمت آن هنگام هم که میروی نمیبینمت سایهی تنم میشوی و ابر خیالم پا به پایم راه میافتی و همراهم میشوی شیرکو بیکس
-
بیوفا پیداست کیست
سهشنبه 18 خرداد 1395 10:57
بیوفا میخواندم ، آن بیوفا پیداست کیست من به مهرش میدهم جان ، بیوفا پیداست کیست باز بی مهر و وفا ، میخواندم اما به گل مهر نتوان کرد پنهان ، بیوفا پیداست کیست بیوفا آن است کو بر گردد از پیمان و عهد ما بر آن عهدیم و پیمان ، بیوفا پیداست کیست جان فدای او شد و او داد جانم را به باد در میان جان و جانان ، بیوفا...
-
خبر رفتنت را
یکشنبه 16 خرداد 1395 10:43
دوست نداشتم خبر رفتنت را کسی بفهمد بغضم را در تنهایی شکستم مثل قاصدکی که جای باد به باران فکر می کرد محسن حسسینخانی
-
عشق پنهان
شنبه 15 خرداد 1395 19:55
نمی تواند زیاد دور شده باشد با گلوله ای که به قلبش شلیک کردیم جای دوری نمی تواند رفته باشد عشق بی گمان در قلب یکی از ما دو نفر پنهان شده است رویا شاه حسین زاده
-
کافیست ترا به نام بخوانم
شنبه 15 خرداد 1395 18:38
هربار به تو فکر می کنم یکی از دکمه هایم شل می شود انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می افتد و چیزی به نبضم اضافه می شود که در شعرهایم نمی گنجد کافیست ترا به نام بخوانم تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست و چگونه لرزش لب های من دنیا را به حاشیه می برد دوستت دارم با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند و تمام هجاهای...
-
ترا دل دادم ای دلبر شبت خوش باد من رفتم
شنبه 15 خرداد 1395 18:27
ترا دل دادم ای دلبر شبت خوش باد من رفتم تو دانی با دل غمخور شبت خوش باد من رفتم اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارم گرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم ببردی نور روز و شب بدان زلف و رخ زیبا زهی جادو زهی دلبر شبت خوش باد من رفتم به چهره اصل ایمانی به زلفین مایهٔ کفری ز جور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم میان آتش...
-
غم عشق تو
شنبه 15 خرداد 1395 17:42
غم عشق تو آزادم ز غمهای جهان دارد بدان غم کردهای شادم خدایت شادمان دارد شبی گفتم ز شرینی دهانت طعم جان دارد بگفت ار بوسیش بینی حلاوت بیش از آن دارد مرا دارد بلای عشقت از رنج جهان ایمن به فضل خویش ایزد آن بلا را در امان دارد مرا کز عشق میسوزم ز دوزخ چند ترسانی کسی از مرگ میترسد که در دل خوف جان دارد قاآنی
-
جستجوی عاشقانه
شنبه 15 خرداد 1395 12:08
روبهروی من فقط تو بودهای از همان نگاه اولین از همان زمان که آفتاب با تو آفتاب شد از همان زمان که کوه استوار آب شد از همان زمان که جستجوی عاشقانه مرا نگاه تو جواب شد محمدرضا عبدالملکیان