-
هزار سال هم بگذرد
شنبه 15 خرداد 1395 11:17
هزار سال هم بگذرد نگاهت غافلگیرم می کند تو در هر لحظه هزار اتفاقی مگر می شود تو را دید و به معجزه ایمان نداشت ؟ نیلوفر لاری پور
-
منتظرم هستی
شنبه 15 خرداد 1395 11:03
همه چیز مرا به سمت تو می کشاند هر چیزی که وجود دارد رایحه نور فلزات قایق های کوچکی هستند که مرا به سمت جزایر تو می برند و تو آنجا منتظرم هستی پابلو نرودا ترجمه : سارا عبدی
-
بیا زمینی باشیم
چهارشنبه 12 خرداد 1395 18:37
بیا زمینی باشیم من از دوزخی که راهش به بهشت باشد می ترسم فقط اگر یکی مثل تو کنارِ من باشد عشق باشد جراتِ گناه باشد بگذار زمینی باشیم بهشت همانجاست که من باشم و تو باشی چه فرقی می کند که معصوم یا پر گناه باشیم ؟ نیکی فیروزکوهی
-
چگونه فراموش کنم
چهارشنبه 12 خرداد 1395 18:34
چگونه فراموش کنم که جوانی من چطور سرد و خاموش گذشت ؟ چه راه ها دوشادوش آن کس رفتم که اصلا دوستش نداشتم و چه بارها دلم هوای آن کس کرد که دوستش داشتم حالا دیگر راز فراموشکاری را از همه ی فراموشکاران بهتر آموخته ام دیگر به گذشت زمان اعتنایی نمی کنم اما آن بوسه های نگرفته و نداده آن نگاه های نکرده و ندیده را چه کسی به من...
-
بانوی من
چهارشنبه 12 خرداد 1395 18:28
بانوی من مگر نمیدانی چشمانت غرق میکند احساسم را منی که ساحل نشین غروب بارانی چشمان توام رحم پیشه کن بانو طوفان نگاهت هوایی میکند قایق این بینوای دلباخته را یا دست احساسم را بگیر یا چشمانت را از من وحید خانمحمدی
-
دو شعر کوتاه از محمد شیرین زاده
چهارشنبه 12 خرداد 1395 18:26
هنگامی که مرگم فرا می رسد می خواهم در آغوش تو باشم چرا که تنها آغوش توست که می تواند مرگ را به تعویق بیاندازد ========== شنیده ام هر کسی که می میرد بوی جایی را می گیرد که عمری دلتنگش بوده آه یعنی می شود بمیرم و تنم بوی آغـــــوش تو را بدهد محمد شیرین زاده
-
عاشق که می شوی
چهارشنبه 12 خرداد 1395 18:22
عاشق که می شوی لالایی خواندن هم یاد بگیر شب های باقیمانده ی عمرت به این سادگی ها صبح نخواهند شد مهدیه لطیفی
-
از درون هر کس
چهارشنبه 12 خرداد 1395 18:20
هر کسی یک امید یک عصیان یک از دست دادن یک درد یک تنهایی یک اندوه در خود دارد زیرا از درون هر کس یک نفر رفته است و هر کاری که می کند نمی تواند او را بدرقه کند فاتح پالا ترجمه : سیامک تقی زاده
-
دریچه ای به درونم باز می کنم
چهارشنبه 12 خرداد 1395 18:18
دریچه ای به درونم باز می کنم و از قفسه ی سینه ام دفتر قلبم را بیرون می کشم بر هر صفحه ای تصویر تو نقش بسته است در هر برگی شعری به نام توست گویی پروانه ای تاکنون در من به پیله بوده است که شوق بازگشت به آشیانه از بال هایش می چکد این قلب این پروانه ی بی پروا دیگر از آن من نیست آن را به تو می سپارم مصطفی زاهدی
-
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
چهارشنبه 12 خرداد 1395 18:16
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در میکده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش دلدار که گفتا به توام دل نگران است گو میرسم اینک به سلامت نگران باش خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش ای درج محبت به...
-
من مدیونِ تو هستم
شنبه 8 خرداد 1395 10:48
من مدیونِ تو هستم مدیونِ تمامِ زخم هایِ بی امانی که به من می زنی و مجال می دهی قلبم بزرگ شود و رویِ پایِ خودش بایستد بزرگ شود و تمامِ غمِ عالم را در خود جا دهد بی آن که حتا برایت تنگ شود من مدیون تو هستم نسترن وثوقی
-
تو را فریاد می زنم که بشنوی
شنبه 8 خرداد 1395 10:45
تو را فریاد می زنم که بشنوی تو را هوار می کشم که بمانی چه منگ و مست چه هراسان در این ظلمت ، پی ات میگردم با خودم تنهایم مگذار با تنهایی ام ، تنهایم مگذار نرو بشنو بمان سزار وایه خو ترجمه : بابک زمانی
-
نغمه درد
شنبه 8 خرداد 1395 10:39
در منی و این همه زمن جدا با منی و دیده ات بسوی غیر بهر من نمانده راه گفتگو تو نشسته گرم گفتگوی غیر غرق غم دلم به سینه می تپد با تو بی قرار و بی تو بی قرار وای از آن دمی که بی خبر زمن برکشی تو رخت خویش از این دیار سایه توام بهر کجا روی سر نهاده ام به زیر پای تو چون تو در جهان نجسته ام هنوز تا که برگزینمش بجای تو شادی و...
-
عشق منتظر آدم ها نمی ماند
شنبه 8 خرداد 1395 10:36
می خواستم همه کارهایم را بکنم و سر فرصت به دنبال او بروم می خواستم اول دنیا را عوض کنم کتاب هایم را بنویسم اسم و رسم به هم بزنم برنده شوم و بعد با دست های پر به دنبالش بروم خبر نداشتم که عشق منتظر آدم ها نمی ماند گلی ترقی
-
عاشق شدن
شنبه 8 خرداد 1395 10:33
عاشق شدن درد کشیدن رنجیدن و اعتراض کردن یعنی که هنوز نمردهایم من را به تابوت بی تفاوتیها نکشان مریم ملک دار
-
عشق تو
شنبه 8 خرداد 1395 10:29
عشقِ تو یک ساعت به شبانه روز افزود ساعتِ بیست و پنج عشق تو یک روزِ دیگر به ایام هفته افزود روزِ هشتم عشق تو یک ماهِ دیگر به سال افزود ماه سیزدهم عشق تو یک فصلِ دیگر به چهار فصل افزود فصل پنجم عشق تو اینگونه نوعی زندگی به من بخشید که یک ساعت و یک روز و یک ماه و یک فصل از همه عاشقان بیشتر دارد شیرکو بیکس
-
دختر ماه
شنبه 8 خرداد 1395 10:24
کجایی تو ، ای گرمی جان من ؟ که شد زندگی بی تو زندان من کجایی تو ای تک چراغ شبم ؟ که دور از تو جان میرسد بر لبم لبم ، بوسه جوی لب نوش تُست در آغوش من بوی آغوش تُست به هر جا گلی دیده ، بو کردم ز گلها تو را جستجو کرده ام شب آمد ، سیاهی جهان را گرفت غم تو ، گریبانِ جان را گرفت بیا ای درخشنده مهتاب من که عشق تو بُرد از سرم...
-
نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست
شنبه 8 خرداد 1395 10:18
نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست عشق را همواره با دیوانگی پیوند هاست شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست چند می گویی که از من شکوه ها داری به دل ؟ لب که بگشایم مرا هم با تو چندان ماجراست عشق را ای یار با معیار بی دردی مسنج علت عاشق طبیب من ، ز علت ها جداست با غبار راه معشوق است...
-
مرا با بوسه ای بشکن
شنبه 1 خرداد 1395 18:58
نگران نباش بتهای این بتکده مقدسند همشان را روزی مردی سرشته است که دست بر اندام من کشیده است دستانت را به گلهای سرخ ووحشی آغشته کن اندام مرا لمس کن ازمن بتی بساز که هیچ پیامبری آن را نشکند من عاشق بوسه هایت هستم مرا با بوسه ای بشکن سهام الشعشاع شاعر سوری ترجمه بابک شاکر
-
امروز صبرم تمام شد
شنبه 1 خرداد 1395 18:54
امروز صبرم تمام شد توانستم دو گل را از بوته های شمعدانی جدا کنم دو گل را از بوته های شمعدانی جدا کردم در لابلای صفحات کتاب گذاشتم تا برای پیری ام اندوخته باشد این صفحات کتاب با عقاید کهنه و پوسیده در پیری به من کمکی نخواهد کرد در پیری فقط امیدم به این دو گل شمعدانی است احمدرضا احمدی
-
آسمان چشمهای تو بود
شنبه 1 خرداد 1395 18:51
آسمان چشمهای تو بود پنجره را باز کردی و من پَرپَر زدم برای دوست داشتنت پرنده باید بود سید محمد مرکبیان
-
سخن با تو می گویم
شنبه 1 خرداد 1395 18:46
سخن با تو می گویم تا کلام تو را بهتر بشنوم کلام تو را می شنوم تا به درک خود یقین یابم تو لبخند می زنی که مرا تسخیر کنی تو لبخند می زنی و چشم من به جهان باز می شود تو را در آغوش می گیرم تا زندگی کنم زندگی می کنیم تا هر چه هست به کام ما باشد تو را ترک می کنم تا به یاد هم باشیم از هم جدا می شویم تا دوباره به هم برسم پل...
-
سنگ ها سخت عاشق می شوند
شنبه 1 خرداد 1395 18:36
بر فرو رفتگی های این سنگ دست بکش و قرن ها عبور رودخانه را حس کن سنگ ها سخت عاشق می شوند اما فراموش نمی کنند گروس عبدالملکیان
-
تو فریاد چشم هایم هستی
شنبه 1 خرداد 1395 18:33
تو فریاد چشم هایم هستی که تا بی نهایت ادامه دارند تا سایه ای که به وسعت هزار سایه ست سایه ای از هزار روز بی نام و نشان چقدر نور در دستان گسترده ات داری چقدر شب در ناگهانی ستارگانی که فرو می افتند به دنبال تو می گردم با انگشتانم در میان ابرها جستجو می کنم در میان بال های پرندگان و برگ ها و تنها منظره ی رنگ پریده ی...
-
مثل اعتراف به قتلی که نکردهام
شنبه 1 خرداد 1395 18:30
مثل اعتراف به قتلی که نکردهام دوستت دارم مثل ماندن روی حرفهایی که نگفته باشم مثل توبههای دروغین مثل شکنجه ، مثل کابوس مثل ترک وطن ، مثلِ آوارگی مثل زندگی با کسی که تا ابد دوستش نخواهم داشت دوستت دارم آنقدر بیمنطق و بیفلسفه دوستت خواهم داشت که آخر مجبور شوی دوستم داشته باشی کامران رسول زاده
-
مرا جز عشق تو جانی نمیبینم نمیبینم
شنبه 1 خرداد 1395 18:27
مرا جز عشق تو جانی نمیبینم نمیبینم دلم را جز تو جانانی نمیبینم نمیبینم ز خود صبری و آرامی نمییابم نمییابم ز تو لطفی و احسانی نمیبینم نمیبینم ز روی لطف بنما رو ، که دردی را که من دارم بجز روی تو درمانی نمیبینم نمیبینم بیا گر خواهیم دیدن که دور از روی خوب تو بقای خویش چندانی نمیبینم نمیبینم بگیر ای یار دست...
-
تو را دوست دارم امّا
جمعه 24 اردیبهشت 1395 18:29
تو را دوست دارم امّا جای بعضی زخم ها هیچ وقت کاملا پاک نمی شود به جای این که بخواهی قلب مرا تصرف کنی به عمق جراحتی فکر کن که در سینه ی من است قبول کن حضور بعضی آدم ها هیچ وقت کاملا از دل ما پاک نمی شود شهریار بهروز
-
من عادت کرده ام
شنبه 18 اردیبهشت 1395 19:03
من عادت کرده ام هر صبح قبل از باز شدن چشم هایم دوستت داشته باشم و برایم مهم نباشد که تو درکجای این شهر شلوغ به فراموش کردنم مشغول هستی مینا آقازاده
-
امروز صبح دیگری ست
شنبه 18 اردیبهشت 1395 17:15
غمگین مباش یک روز صبح از خواب برمی خیزی ستاره ها را ازگیسوانت پایین می ریزی ماه را درون صندوقچه ی اتاقت می گذاری از چشمانت رد شب را بیرون کن امروز صبح دیگری ست به لبهایت گلهای سرخ بزن گردن بندی از مرواریدهای دریا ناخن هایت را به رنگ دلم رنگ کن امروز صبح دیگری ست مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند تا باز شب بیاید و کهکشان...
-
بی هیچ نام می آیی
شنبه 18 اردیبهشت 1395 17:13
بی هیچ نام می آیی اما تمام نام های جهان باتوست وقت غروب نامت دلتنگی ست وقتی شبانه چون روحی عریان می آیی نام تو وسوسه است زیر درخت سیب نامت حواست و چون به ناگزیر با اولین نفس که سحر می زند می گریزی نام گریزناکت رویاست حسین منزوی