-
ز تو چیزی در وجودم هست
جمعه 1 مرداد 1395 10:21
از تو چیزی در وجودم هست که اگر تمام هستی بخواهند نمی توانند آن را از من بگیرند چیزی مانند عشق چیزی مانند دوست داشتن خودم نمی خواهم به تو فکر کنم اما قلب ام برای تو می تپد تو با من چه کرده ای که خودم هم از آزار و اذیت تو خسته شده ام اما تک تک رگ هایم تو را فریاد می زنند لیلا صابری منش
-
اقرار می کنم
چهارشنبه 23 تیر 1395 19:41
می توانم اقرار کنم که حالم خوب نیست وتنها نداشتن تو خانه ام را خراب کرده است به نداشتن تو فکر کرده ام با تمام فلسفه های جهان اما چیزی برای آرام شدنم نیافتم جای من درون جهان اضافه بود امروز درست همین جا اقرار می کنم وقتی عاشق تو بودم حواست به روبرو نبود نشسته بودی ستاره های نورانی را رصد می کردی گاهی با حلقه های گیسویت...
-
رازهای من
چهارشنبه 23 تیر 1395 19:38
دردم را پیش کدام دوست بگویم که دشمنم نباشد ؟ از درد دوست پیش کدام دشمن بگویم که دوستم نباشد ؟ پیش کدام بگویم از پشت ، تمام خنجرها اعتماد بیرون زده است و رازهای من فقط از دهانی شنیده می شود که نامش را خودم تنهایی گذاشته ام منیره حسینی
-
از فاصله ها رنج می برم
چهارشنبه 23 تیر 1395 19:33
دیوانه ام یا شاید هم عاشق که از فاصله ها رنج می برم زخم می خورم اما باز هم در انتظار تو نشسته ام تو در تشویش انتظارهای من چقدر زیبا شده ای علیرضا اسفندیاری
-
اولین بارکه مرادیدی
چهارشنبه 23 تیر 1395 19:28
اولین بارکه مرادیدی بی جان بودم روحی درونم دمیده نبود چشمانم کسوف بود ولبانم سرگردان صحرای حجاز اولین بار که دیدمت ستاره ای روی دوش تو بود ازکهکشان های عاشق از خلقت خدایی دیگر که در این هستی نمی گنجید روح درونم دمیدی لبانم را سیراب اقیانوس آرامت کردی جشمانم را سرشار از حرارت خورشید کردی آنگاه مرا رها کردی با سنگی روی...
-
ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
چهارشنبه 23 تیر 1395 19:25
ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست سر نهم در خط جانان جان دهم بر بوی دوست من نشاطی را نمیجویم به جز اندوه عشق من بهشتی را نمیخواهم به غیر از کوی دوست کوثر من لعل ساقی جنت من روی یار لذت من صوت مطرب رغبت من سوی دوست شاخ گل در بند خواری از قد موزون یار ماه نو در عین خجلت از خم ابروی دوست گر بنازد بر سر شاهان عالم...
-
اگر ترکم کنی
چهارشنبه 23 تیر 1395 19:21
اگر در این روز تابستانی بروی آفتاب را نیز با خود خواهی برد زمانی این پرندگان در آسمان تابستان پر می گشودند آن گاه که عشق آغاز شد و دل هایمان شاد بود روزها پرشور بود و شب ها ناتمام و مهتاب به آواز پرندگان گوش می سپرد اگر بروی ، اگر بروی ، اگر بروی اگر بمانی اما ، برایت روزی را می سازم که هیچ روزی مانند آن نبوده و...
-
تن بارانی تو
چهارشنبه 23 تیر 1395 19:16
تن بارانی تو ابتدای امید من است و انتهای اندوه من تن بارانی تو که چون آب مرا تشنه می کند و چون خاک مرا می پوشاند بیژن جلالی
-
جادوی یک زن
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:34
به راه دیگری رفته ای از من دور شده ای هی مرد هنوز جادوی یک زن را ندیده ای به سنگ سوگند به جگر پاره پاره ام به چشمان اشک ریخته ام چنان راهت را به سمت خودم بکشم چنان زمان را متوقف کنم که هیچ زمانی چنین سِحری ندیده باشند هی مرد بازخواهی گشت وعاشق خواهی شد وبه من ایمان خواهی آورد زیرا که جادوی من حکم اعجاز دارد فاطمه...
-
از عشق من به تو
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:33
اولین شعرها را من برایت گفته ام روی دیواره ی غارها به شکل شکار، نیزه و آتش و هنوز هیچکس نفهمیده شکار، نیزه و آتش فقط استعاره ای هستند از عشق من به تو محسن حسینخانی
-
عاشقانه های زیبا
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:27
من با زبان تو غریبه ام چشمانت را ببند نفست حبس کن مرا در آغوشت به غل و زنجیر بکش خاموش باش بگذار به زبان جهانی با هم حرف بزنیم با بوسه هایت ========= تو نیستی اما هنوزم که هنوز است طعم بجا مانده از لبانت بر لب فنجانم شیرین میکند قهوه تلخم را وحید خانمحمدی
-
مرا ببخش
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:25
مرا ببخش که در تنهایی برایت شعر می نویسم کنارت که باشم عطرت کلمات را مست می کند آنوقت جمع کردنشان دیگر کار خداست محسن حسینخانی
-
راستش را بگو
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:22
راستش را بگو زمانی که دوستم داشتی سعی می کردی چه کسی را فراموش کنی؟ قهرمان تازه اوغلو مترجم : سینا عباسی
-
احساس
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:18
احساس سنگ خارا نیست که همین طور بماند و بماند و بماند احساس مثل شاپرک مثل عطر ، می پرد درست توی همان روزهایی که دوستت دارم دوستم داشته باش مهدیه لطیفی
-
اگر شعر دیگر شعر نیست
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:14
نه گناهِ توست نه من مقصرم اگر شعر دیگر شعر نیست اگر نمیشود واژه ها را آنگونه که راه میروی یا چنان که میخندی و اینچنین که میخوابی به رقص وا داشت نیازِ عشق ، رفتن است نیازِ رفتن ، امید به رسیدن و نرسیدن لازمه ی عشق بود سیدمحمد مرکبیان
-
نازنین
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:07
نازنین زیر باران سرانگشتانت بذر کوچک حروف سطرهایی از گل های آفتابگردانند که می رقصند با آفتاب نگاهت نازنین به همین خاطر برایت مشتی واژه از قحط سال شعر آوردم تا زیر بارش سرانگشتانت و شعاع چشمانت قد بکشند و گل های سرخی باشند بر میز کارت شیرکو بی کس ترجمه : فریاد شیری
-
هنگام خداحافظی
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:04
آسمان شهر ما از صبح می بارید خیابان زیر نور نقره صدها چراغ آن شب تن بیمار را با روغن باران جلا می داد در آن خلوت صدای پای ما بود و صفیر باد و تنها چتر سرخ او دم بدرود لب ما را به کار بوسه با هم دید فرخ تمیمی
-
دل پیش تو و دیده به جای دگرستم
چهارشنبه 16 تیر 1395 10:01
دل پیش تو و دیده به جای دگرستم تا خصم نداند که تو را مینگرستم روزی به درآیم من از این پرده ناموس هر جا که بتی چون تو ببینم بپرستم المنه لله که دلم صید غمی شد کز خوردن غمهای پراکنده برستم آن عهد که گفتی نکنم مهر فراموش بشکستی و من بر سر پیمان درستم تا ذوق درونم خبری میدهد از دوست از طعنه دشمن به خدا گر خبرستم...
-
با خیالت زندگی می کنم
سهشنبه 15 تیر 1395 16:26
با خیالت زندگی می کنم و با خودت عاشقی کاش دو بار زاده می شدم یکی برای مردن در آغوش تو یکی برای تماشای عاشقی کردنت عباس معروفی
-
محبوب من مردی ست
چهارشنبه 9 تیر 1395 13:17
محبوب من مردی ست که قرنهای متمادی ایستاده مانده است لحظه های زیادی را بی قرارایستاده است برای محبوب من درختان بلند وپرتراکم سرخم کرده اند دریاهای پرتلاطم بی ساحل مانده اند سرداران جنگ آور اندلس بیقرار مانده اند وتمام دختران ساحره بادیه ها به رقص آمده اند محبوب من مردی ست ایستاده در دره های خونین وعمیق سینه اش را مقابل...
-
تقاص سبزی چشمان ترا
چهارشنبه 9 تیر 1395 13:11
بروی یا نروی بمانی یا نمانی آخرش منم که مقصرم منم که با چشم های بسته راهروهای زندان را طی می کنم انگشت می زنم زیر اعترافات تو گناه تمام بوسه های ناغافلت را به گردن می گیرم و تو حتی به ملاقاتم هم نمیایی انفرادی ناجوانمرد است نه به اندازه ی تو ولی تحملش از بی تو بودن سخت تر نیست می نشینم و برای چشم های بهاری تو مرثیه...
-
ماجراهای احساسی
چهارشنبه 9 تیر 1395 13:08
ماجراهای احساسی خطرناک تر از جنگ هستند در نبرد آدم یک بار بیش تر کشته نمی شود ولى در عشق چندین بار اریک امانویل اشمیت
-
مرز عشق
چهارشنبه 9 تیر 1395 13:04
و اگر فکر میکنی برایِ عشق حدی نیست اشتباه کرده ای که عشق را مرزها میسازند و مرزها را عشق هنوز ندیدهام عاشقی را آزاد و آزادی را عاشق نیکى فیروزکوهی
-
خطا
چهارشنبه 9 تیر 1395 13:02
چیزی که دوستش داریم خطایش را نمی بینیم چیزی که دوستش نداریم دیدنش خطاست ازدمیر آصف مترجم : بهنود فرازمند
-
در خواب من
چهارشنبه 9 تیر 1395 12:59
در خواب من تاریخ و زمان عقل شان به ساعت ما می چرخید در خواب من شب ها ماهم بودی روزها خورشیدم در خواب من گفتی هر کس به دیوار نگاه کند جای نگاهش می ماند مثل اثر انگشت هزاران چشم روی این دیوارها بود هزاران گوش هزاران قلب که روزی می تپیده همه را پاک می کنم با رنگ سفید همه را پاک می کنم عشق من می شود جوری نگاهم کنی که با...
-
هی ونگوگ
چهارشنبه 9 تیر 1395 12:57
حتما نامش را شنیده اید نقاش نام آوری که گوشِ بریده یِ خویش را پیشکشِ پری تن فروشی کرد که جز وحشت هیچ واژه ای را به یاد نیاورد هی ونگوگ عاقبت این کار چه شد ؟ هیچ تو غمگین و خسته به خانه آمدی و او چشم به راهِ یک مشتری چارلز بوکوفسکی
-
گاهی وقت ها
چهارشنبه 9 تیر 1395 12:55
گاهی وقت ها دلت می خواهد با یکی مهربان باشی دوستش بداری وَ برایش چای بریزی گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را صدا کنی بگویی سلام می آیی قدم بزنیم ؟ گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را ببینی شب بروی خانه بنشینی فکر کنی وَ کمی هم بنویسی گاهی وقت ها آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد افشین صالحی
-
عاشقانه های کوتاه
چهارشنبه 9 تیر 1395 12:51
چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد ؟ چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت ؟ ======== عطرها بیرحم ترین عناصر زمینند بی آنکه بخواهی می بَرندَت تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی آنا گاوالدا
-
عشق هرگز نمیرد
چهارشنبه 9 تیر 1395 12:49
عشق احساس غیر ممکنی ست که در پوست هیچ واژه ای نمی گنجد گردبادی ست که تو را با خودت می برد چگونه از جاذبه ات بگریزم وقتی تو نمی توانی چنین جذّاب نباشی ؟ در زمستان های تنهائی تمام شومینه های دنیا هم به اندازه تو دنیای مرا گرم نمی کنند بوسیدنت دل را تازه می کند و سال ها را از تنم می روبد بگذار هر چه می خواهد ببارد در...
-
دوستت دارم
سهشنبه 1 تیر 1395 19:12
دوستت دارم اما نمىتوانى مرا در بند کنى همچنان که آبشار نتوانست همچنان که دریاچه و ابر نتوانستند و بند آب نتوانست پس مرا دوست بدار آنچنان که هستم و در به بند کشیدن روح و نگاه من مکوش مرا بپذیر آنچنان که هستم غاده السمان