-
چقدر من دیدنت را دوست دارم
شنبه 18 اردیبهشت 1395 17:02
چقدر من دیدنت را دوست دارم در خواب در غروب در همیشهیِ هر جا هرجایی که بِتوانْ تو را دید صدا کرد و از انعکاس نامت کیف کرد چقدر من دیدن تو را دوست دارم افشین صالحی
-
می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم
شنبه 18 اردیبهشت 1395 16:59
بیدار شو تا از پی ات روان شوم تنم بی تاب تعقیب توست می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم پل الوار
-
این جا هیچ کس شبیه تو نیست
شنبه 18 اردیبهشت 1395 16:56
آدم ها من را به یاد تو نمی اندازند این جا هیچ کس شبیه تو نیست من در شهر و در بین این همه آدم همیشه دلتنگم اما همین که دور می شوم همین که به درختی ، کوهی ، چشمه ای برمی خورم تو را می بینم تو را که دشت ها روی دست هایت می خوابند و رودها ادامه ی رگ های تواَند و آب ، آبِ وحشی که من را به نوازشِ عریانی اش وا می دارد تصویر...
-
همه از جمعه می نالند
شنبه 18 اردیبهشت 1395 16:53
همه از جمعه می نالند اما جمعه تنها روزیست که من می توانم صندلی چوبی ام را به پشت بام ببرم و تماشای چشم های تو را در غروب آفتاب جشن بگیرم مصطفی خدایگان
-
بمان
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 10:48
بمان دوست داشتنم هنوز بوی باران و کاهگل می دهد بوی مداد جویده ی شده ی کودکی ام بوی گلبرگ های گل محمدی لای قرآن بمان من تو را قد انگشتان دو دستم دوستت دارم محسن حسینخانی
-
رد پا
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 19:51
ردپایی بر برف به کجا رفته است آیا باز می گردد از همین راه عباس کیارستمی
-
من بدون تو چگونه زنده بمانم
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 19:06
وقتی موهایت روی صورتت می افتند حتما دلشان برای دیدن چشم هایت تنگ شده وقتی خمیازه می کشی و دستت جلوی دهانت می رود حتما انگشتانت دلشان برای عطر نفست تنگ شده وقتی حرف می زنی حتما گوش هایت دلشان برای صدایت تنگ شده حالا بگو من بدون تو چگونه زنده بمانم محسن حسینخانی
-
موهای نقره ای ات
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 18:30
ماه در میانسالی کامل می شود روی از من مپوشان عزیزم موهای نقره ای ات را کنار بزن می خواهم ماه تمام را تماشا کنم نسرین بهجتی
-
بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 18:17
بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را به بهای جان از آن لب شکری فرست ما را به غلامی تو ما را به جهان خبر برآمد گرهی ز زلف کم کن، کمری فرست ما را به بهانهٔ حدیثی بگشای لعل نوشین به خراج هر دو عالم، گهری فرست ما را به دو چشم تو که از جان اثری نماند با ما ز نسیم جانفزایت، اثری فرست ما را ز پی مصاف هجران که کمان کشید بر ما ز...
-
دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایم
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 18:16
دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایم رحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مردهایم ای بسا شب کز برای دیدن دیدار تو از سر کوی تو بر سر سنگ و سیلی خوردهایم بندگی کردیم و دیدیم از تو ما پاداش خویش زرد رخساریم و از جورت به جان آزردهایم ما عجب خواریم در چشم تو ای یار عزیز گویی از روم و خزر نزدت اسیر آوردهایم از برای کشتن ما...
-
بی صدا می نویسم
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 18:09
بی صدا می نویسم بی صدا راه می روم بی صدا کار می کنم بی صدا حرف می زنم بازیگر فیلم صامتی هستم تمام می شود و تمام می شوم لیلا کردبچه
-
کوتاهی زندگی
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 17:06
شب ها بیدار می مانم با فکر تو حیف است خوابیدن وقتی زندگی بی رحمانه کوتاه است اگر در جهانی دیگر همدیگر را یافتیم این بار بگو دوستم داری یا من اول بگویم حیف است نگفتن وقتی زندگی چنین کوتاه است چیستا یثربی
-
ای عشق که مرا رها نمی کنی
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 16:22
ای عشق که مرا رها نمی کنی من روح آزاده ام را به تو تکیه می دهم من هستی خود را که به تو مرهونم به تو باز می دهم آن هستی که در اعماق اقیانوس تو جاری است سرشارتر و فراوان تر بادا ای سروری که از میان رنج مرا می جویی مرا توان آن نیست که قلبم را به روی تو ببندم در میان باران رنگین کمان می جویم و می دانم که قول تو بیهوده...
-
تو با تمام زن ها فرق داری
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:49
خودم گفتم تو با تمام زن ها فرق داری خودم گفتم گل های پیراهنت هیچ وقت پژمرده نمی شوند اما تو هیچ وقت نفهمیدی عشق برای من چه رنگیست روبه رویت بارها از باران های مانده در گلویم گفتم از خیال قبل از آمدنت که این همه شعر را در پاکت دلم گذاشت صحبت گلایه نیست عزیزکم اما فکر می کردم تنها کسی هستم که قلبش اندازه ی مشت توست...
-
قلب نیست لعنتی
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:47
قلب نیست لعنتی چیزی است در دلم آویخته به بندی تاب میخورد بینِ بغضهایِ من و دردهایِ زندگی نه میایستد که مرا راحت کند نه میتپد که ماتمِ تو را کم کند نیکی فیروزکوهی
-
تو را می خواهم
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:45
تو را می خواهم برای تمام روز های بارانی همه ی لحظه های دلتنگی برای دویدن در کوچه های خیس لبریز شدن از حس تولد یک بوسه برگشتن به روز های خوب کودکی تو را می خواهم تا دستانم را بگیری و مرا با خود تا آنسوی رنگین کمان ببری و من در امنیت دستان تو احساس کنم عشقی را که پیش از این تنها در قصه ها خوانده بودم تو را می خواهم برای...
-
تقصیر خودم نیست
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:36
تقصیر خودم نیست تو را که می بینم هر چه از بر کرده بودم ، از برم می رود تو را که می بینم همه ی واژه ها نا گفته می مانند تا همیشه چیزی برای با خودم تکرار کردن داشته باشم همه ی اینها تقصیر حرارت حضور توست سنگینی حرم حضور تو را پاسخی جز سنگینی سکوتم نمی یابم تقصیر خودم نیست که تو را که می بینم چیزی برای گفتن ندارم مهدیه...
-
جای خالی تو
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:32
اگر میدانستی جایت سر میز صبحانه چقدر خالی است و قهوه منهای شیرینزبانی تو چقدر تلخ من و این آفتاب بیپروا را آنقدر چشمانتظار نمیگذاشتی عباس صفاری
-
دیر شده می دانم
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:30
دیر شده ، می دانم باید بیایم باران را در چشم هایت بند بیاورم به قلبت نفوذ کنم و خاطره ی سالها تنهایی ات را پاک کنم باید هر چه عشق دارم به پایت بریزم بعد از تو هیچ حسّی به دردِ من نخواهد خورد مینا آقازاده
-
بعد از تو ، تا همیشه
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:28
بعد از تو ، تا همیشه شب ها و روزها بی ماه و مهر می گذرند از کنار ما اما پشت دریچه ها در عمق سینه ها خورشید ِ قصه های تو همواره روشن است فریدون مشیری
-
نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را
شنبه 11 اردیبهشت 1395 11:11
نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم را هست از پیش خرابی درویش و محتشم را من خاک پای مستی کانجا که ریخت جرعه لغزید پای رندان صد صاحب کرم را گر در شراب عشقم از تیغ می زنی حد ای مست محتسب کش ، حدیست این ستم را گفتی که غم همی خور ، من خود خورم و لیکن ای گنج شادمانی ، اندازه ایست غم را صوفی که لقمه جوید مشنو حدیث عشقش کز دل...
-
آخر من خیلی دوستت دارم
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 09:28
حسرت تو را نبودنت را بیتو بودن را مثل داغی در قلبم احساس کردم آنگونه تلخ که این داغ رفتهرفته بزرگ شد رفتهرفته عمیق شد دیگر تاب تحمل نداشتم طوریکه میتوانستم خفهات کنم تا از دستت راحت شوم آخر من خیلی دوستت دارم ناظم حکمت برگردان : رسول یونان
-
انسانها شبیه هم عمر نمیکنند
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 09:24
انسانها شبیه هم عمر نمیکنند یکی زندگی میکند یکی تحمّل انسانها شبیه هم تحمّل نمیکنند یکی تاب می آورد یکی می شِــــکند انسانها شبیه هم نمیشکنند یکی از وسط دو نیم میشود دیگری تکه تکه تکه ها شبیه هم نیستند تکه ای یک قرن عمر میکند تکه ای یک روز رسول یونان
-
ما هرگز سهم هم نخواهیم شد
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 09:22
خوب می دانم که ما ما، من و تو هرگز سهم هم نخواهیم شد گرچه دوشادوش هم رهسپار می شویم چونان ریل هایی که هرگز به یکدیگر نمی رسند دریغا که اگر بخواهیم اندکی سوی هم آییم واگن دل هایمان واژگونه خواهد شد و آنگاه خواهی دید چه نامه های عاشقانه ای چه شیشه های عطر و چه میعادگاه هایی که ویران می شود خواهی دید چه بوسه های خیس از...
-
به انگشت هایت بگو
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 09:18
به انگشتهایت بگو لبهای مرا ببوسند به انگشتهایت بگو راه بیفتند روی صورتم توی موهام قدم زدن در این شب گرم حالت را خوب میکند گل من گاهی نفس عمیق بکش و نگذار تنم از حسودی بمیرد عباس معروفی
-
به من اجازه بده
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 09:14
میان من و تو دریای ژرفی ست چشمهایت دو قایق اند که در معاشقه با امواج نشسته اند دستهایت دو ساحل که امواج را در آغوش گرفته اند قلبت ضربانی ست که زندگی را دگرگون می کند به من اجازه بده در تو غرق شوم بر امواجت آرام گیرم تا تمام فاصله ها میان ما خود کشی کنند به من اجازه بده ماجده الرومی ترجمه : سارا عبدی
-
انتظار تو را می کشم
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 09:07
انتظار تو را می کشم ای نیامده که هرگز نخواهی آمد و من همچنان چشم به راه تو هستم ای ناشناخته تو را هرگز نخواهم دید بیژن جلالی
-
جوانی از دست رفته
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 09:05
نه دیگر چنان پرشور دوستت نمی دارم چرا که تابش زیبایی ات برای من نیست در تو رنج های گذشته ام را دوست می دارم و جوانی از دست رفته ام را میخائیل لرمانتوف
-
انتظار
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 09:02
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست کجاست ؟ قیصر امین پور
-
شوکران عشق تو
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 12:01
شوکرانِ عشقِ تو که در جامِ قلبِ خود نوشیده ام خواهدم کُشت و آتشِ این همه حرف در گلویم که برایِ برافروختنِ ستارگانِ هزار عشق فزون است در ناشنواییِ گوشِ تو خفه ام خواهد کرد احمد شاملو