-
زیباترین شعر ، مادر است
سهشنبه 10 فروردین 1395 18:48
مادرم از قبیله ی سبز نجابت بود و با زبان مردم بهشت سخن می گفت چادری از ابریشم ایمان به سر داشت قلبش به عرش خدا می ماند که به اندازه ی حقیقت خدا بزرگ بود و من صدای خدا را از ضربان قلب او می شنیدم و بی آن که کسی بداند خدا در خانه ی ما بود و بی آن که کسی بداند آفتاب ازمشرق صدای مادر من طلوع می کرد زیباترین شعر ، مادر است...
-
تو از تبار بهاری
سهشنبه 10 فروردین 1395 18:45
تو عاشقانه ترین نام و جاودانه ترین یادی تو از تبار بهاری تو باز می گردی تو آن یگانه ترین رازی ای یگانه ترین تو جاودانه ترینی برای آنکه نمی داند برای آنکه نمی خواهد برای آنکه نمی داند و نمی خواهد تو بی نشانه ترین باش ای یگانه ترین محمود مشرف آزادتهرانی
-
این شعر را همین حالا بخوان
سهشنبه 10 فروردین 1395 18:39
این شعر را همین حالا بخوان وگرنه بعدها باورت نمی شود هنگام سرودنش چگونه دیوانه وار عاشقت بودم همین حالا بخوان این شعر را که ساختار محکمی ندارد و مثل شانه های تو هر بار گریه می کنم می لرزد هربار گریه می کنم و پیراهن هیچ فصلی خیس تر از بهاری نخواهد بود که عاشقت شدم لیلا کردبچه
-
دلی را نشکنم
سهشنبه 10 فروردین 1395 18:36
همیشه برآنم تا دلی را نشکنم اما وقتی به خود نگاه میکنم تکه تکه ام ایلهان برک مترجم : سیامک تقی زاده
-
امید نوبهار من
سهشنبه 10 فروردین 1395 18:30
یکی دو روز دیگر از پگاه چو چشم باز می کنی زمانه زیر و رو زمینه پر نگار می شود زمین شکاف می خورد به دشت سبزه می زند هر آن چه مانده بود زیر خاک هر آنچه خفته بود زیر برف جوان و شسته رفته آشکار می شود به تاج کوه ز گرمی نگاه آفتاب بلور برف آب می شود دهان دره ها پراز سرود چشمه سارمی شود نسیم هرزه پو ز روی لاله های کوه کنار...
-
دنیا همین است واقعاً ؟
سهشنبه 10 فروردین 1395 18:27
رسید صبح از راه و من نرسیدم گم کرده ام راه را در سایه ی تاریکی در سپیده ی بی سایه طاقت از کف داده ام انگار جامی در دستم مستم گوش میچسبانم به دیوار که از هر روزنی چیزی بشنوم دنیا همین است واقعاً ؟ باید غصه خورد ؟ باید امیدوار ماند ؟ ترجیح میدهم ترانه بخوانم فعلاً آدونیس ترجمه : محسن آزرم
-
بوی بهار می شنوم از صدای تو
سهشنبه 10 فروردین 1395 18:22
بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو در خاک هم دلم به هوای تو می تپد چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو همبازیان خواب تو خیل فرشتگان آواز آسمانیان لای لای تو بگذار با تو عالم خود را عوض کنم یک لحظه تو به جای من و من به جای تو این حال و عالمی...
-
لب های تو
یکشنبه 8 فروردین 1395 10:51
لب های تو روزهای قرمز تقویم منند برای بوسیدنشان باید همه چیز را تعطیل کرد محسن حسینخانی
-
تقصیر خودم نیست
دوشنبه 2 فروردین 1395 17:15
تقصیر خودم نیست تو را که می بینم هر چه از بر کرده بودم ، از برم می رود تو را که می بینم همه ی واژه ها نا گفته می مانند تا همیشه چیزی برای با خودم تکرار کردن داشته باشم همه ی اینها تقصیر حرارت حضور توست سنگینی حرم حضور تو را پاسخی جز سنگینی سکوتم نمی یابم تقصیر خودم نیست که تو را که می بینم چیزی برای گفتن ندارم مهدیه...
-
فرا رسیدن بهار و سال نومبارک
شنبه 29 اسفند 1394 11:09
عید که آمد فکری برای آسمان تو خواهم کرد یادم باشد روزهای آخر اسفند دستمال خیسی روی ستاره هایت بکشم و گلدانی کنار ماهت بگذارم زندگی که همیشه اینجور پیچ و تاب نخواهد داشت بد نیست گاهی هم دستی به موهایت بکشی بایستی کنار پنجره و با درخت و باغچه صحبت کنی پنهان نمی کنم که پیش از این سطرها "دوستت دارم" را می خواستم...
-
هر عشق تازه ای قاتل است
یکشنبه 23 اسفند 1394 11:46
هر عشق تازه ای قاتل است بی آن که دستش بلرزد همه ی عشق های پیشین را می کُشد آه باچه لبخند معصومی خنجر فرود می رود بر پشت اولین و آخرین و یگانه ترین عشق همه جا شریک جرم دارد در اتوبوسی که دیر می رسد در رگباری ناگهانی و هزارگوشه و کنار دیگر انگیزه ی جنایتش آزادی ست این قرار ملاقات به فرار از خود می ماند آن سفر رد پا را...
-
من تو را آنگونه که هستی دوست می دارم
یکشنبه 23 اسفند 1394 11:43
عشق من نه زمستانیست که زیبایی ات را در پوستینی از تحجر بپوشانم نه تابستانی که در شهوتی تموز عریانی ات را جستجو کنم عشق من بهاریست ، پاییزیست عشق من بهشت ِ اردیبهشت است مهرِ مهرماهی ست رهایت می کنم تا پریدنت را به تماشا بنشینم قلب من هم وسعت آسمانی ست که تو در آن پرواز می کنی من تو را آنگونه که هستی دوست می دارم مصطفی...
-
بهتر است که
یکشنبه 23 اسفند 1394 11:41
بهتر است که هرگز تمامی روحت را برای یک مرد که چیزی از عشق نمیداند عریان نکنی تحمل تجاوز به روح از هضم تجاوز به جسم صدها برابر بدتر است فرانتس کافکا
-
مرگ من و بوسه های تو
یکشنبه 23 اسفند 1394 11:37
میخواهم خدا بین مرگِ من و بوسههای تو گیج شود آنهمه شراب یادت رفت قلبم را مشت کنی قطره قطره بچکانی در جامی که دستت بود ؟ میخواهم تو را جوری پرستش کنم که خدا خودش را از اول خلق کند آنهمه رنگ یادت رفت یکیش را تنت کنی دنبال دگمه نگردد دستم ؟ میخواهم خدا را توی بغلت پرپر کنم آنهمه خدا یادت رفت یک آدم هست برای ستایش...
-
دوستت دارم
یکشنبه 23 اسفند 1394 11:32
دوستت دارم ای پاره ای از من ای تمام من ستاره ی پیشانی ام دوستت دارم پهناور تر از هر گستره دور تر از هر امتداد پاک تر از هر اعتراف شدیدتر از باران مصیبت دوستت دارم و می دانم که رهسپاری به سویت را نمی توانم اگرچه به سویت می آیم قلب تو راه مستقیم من است که به سویش در حرکتم می آیم اگرچه مرگ من و مرگ تو در این باشد دوستت...
-
نمی خواستم ناراحتت کنم
یکشنبه 23 اسفند 1394 11:22
نمی خواستم ناراحتت کنم اما انگار کردم با دوست داشتن زیادم با هِی ببینمت هایم با همیشه ببخشها و همیشه ، دلَم برایِ تو تنگ شُده هایم نمی خواستم ناراحتت کنم اما انگار کردم وقتی که با شانه هایِ بالا گرفته از تو میگفتم وقتی که نام تو را بلند میخواندم وقتی که در همیشه هر جا تو را به نام کوچَکت صدا میکردم نمی خواستم ناراحتت...
-
نام تو
یکشنبه 23 اسفند 1394 11:11
نام تو پرندهایست در دست من تکهای یخ بر روی زبانم نام تو باز شدن سریع لبهاست نام تو چهار حرف توپی گرفته شده در هوا ناقوسی نقرهایست در دهانم صدای نام تو سنگیست که به دریاچهی آرام پرتاب میشود نام تو صدای آرام سمضربههاییست در شب روی شقیقهی من ، نام تو شلیک سریع تفنگی مسلح شده است نام تو غیرممکن بوسهای روی...
-
چشم بیمار تو شد باعث بیماری ما
یکشنبه 23 اسفند 1394 11:08
چشم بیمار تو شد باعث بیماری ما به مسیحا نرسد فکر پرستاری ما تا ز بندت شدم آزاد ، گرفتار شدم سخت آزادی ما بند گرفتاری ما سر ما باد فدای قدم عشق ، که داد با تو آمیزش ما از همه بیزاری ما بس که تن خسته و دل زار شد از بار غمت ترسم آخر که به گوشت نرسد زاری ما صبح ما شام شد از تیرگی بخت سیاه آه اگر شب رو زلفت نکند یاری ما...
-
کتاب جدید شاعر گرانقدر آقای محسن حسینخانی
جمعه 21 اسفند 1394 11:15
مجموعه " باران ، بعد رفتنت بند نمی آید "سومین مجموعه محسن حسینخانی است که به همت نشر فحوا از شنبه 94/12/22روانه ی بازار می شود این مجموعه شامل هفتاد کارعاشقانه و کوتاه از حسینخانی است و قالب سپید می باشد برای سفارش مجموعه با شماره تلفن 09189230017تماس حاصل فرمایید
-
عاشق نیست
شنبه 15 اسفند 1394 19:34
آنکه مى گوید همه چیز مرا یاد تو مى اندازد عاشق نیست فراموش کارست سردار تونجر مترجم : سیامک تقی زاده
-
آنقدر دیر آمدی
شنبه 15 اسفند 1394 18:35
آنقدر دیر آمدی که رنگ چشمانت و طرح کت سورمه ای تو از یادم رفت آنقدر دیر آمدی که نامه هایم کبوتر به کبوتر در مسیر آسمان شعر شد شعرهایم کلاغ به کلاغ از توت فرنگی تا پرتقال حرف مردم شد آنقدر دیر آمدی که صد پیمانه نشاط وحشی در پیاله هوشیاری من یک وعده هم مرا دیوانه نکرد آنقدر دیر آمدی ، دیر آمدی ، دیر آمدی که لیلی شدن از...
-
رورو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
شنبه 15 اسفند 1394 18:10
رورو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم وز دام هوای تو بجستیم و برستیم چونان که تو از صحبت ما سیر شدستی ما نیز هم از صحبت تو سیر شدستیم از تف دل و آتش عشقت برهیدیم در سایهٔ دیوار صبوری بنشستیم ور زان که تو دل بردی ما نیز ببردیم ور زان که تو نگشادی ما نیز ببستیم از عشوهٔ عشق تو بجستیم یکی دم وز خار خمار تو همه ساله چو مستیم...
-
دنبال مقصر می گردی
شنبه 15 اسفند 1394 16:11
دنبال مقصر می گردی راه دوری نرو غیر از خودت کسی تقصیری نداشت او فقط به تو کمی امید داد تو در مقابل همه چیزت را جمال ثریا مترجم : سیامک تقیزاده
-
کاش هرگز تو را نمی دیدم
شنبه 15 اسفند 1394 16:09
کاش هرگز تو را نمی دیدم آن وقت نه بغضی در گلویم بود نه دل شدگی و نه مشتی شعر واهه آرمن
-
دوستت دارم
شنبه 15 اسفند 1394 16:07
نه نثر ، نثر خواهد بود و نه شعر ، شعر اگر آهسته در گوشم بگویی دوستت دارم محمود درویش مترجم : بابک شاکر
-
گل شب بوی من
شنبه 15 اسفند 1394 16:05
شعرم همهمه ی پنهان توست گل شب بوی من میخواهم تو را در عبور عطر شبانه ام بشناسند شمس لنگرودی
-
من از اینکه مردها وصفم کنند خسته شده ام
شنبه 15 اسفند 1394 16:01
من از اینکه مردها وصفم کنند خسته شده ام از اینکه کلمات را برای تن من بیرون بریزند دهانشان خیس شود صورتشان سرخ شود بدم می آید دوست دارم اولین مردی که مرا می خواهد بگیرتم درآغوشش بوسه هایش را روی کاغذ سرخ کند پیراهنم را که گشود سینه هایم را درون دهان شعرهایش بلیسد با موهایم بازی کند مست مست مست مست تار تارش را بنوازد یک...
-
قرارمان زیرِ چشم های تو
شنبه 15 اسفند 1394 15:57
قرارمان همین بهار زیر شکوفه های شعر آنجا که واژه ها برای تو گل می کنند آنجا که حرف های زمین افتاده ام دوباره سبز می شوند وَ دست های عاشقمان گره در کارِ سبزه ها می اندازند قرارمان زیرِ چشم های تو آنجا که شعر نم نم شروع می شود مینا آقازاده
-
چشم هایش را می گیرم
شنبه 15 اسفند 1394 15:54
چشم هایش را می گیرم و لب هایش را می بوسم دیگر راحتم نمی گذارد مدام دلیلش را می پرسد از آخر شب تا دم صبح هر ساعت می پرسد چرا وقتی لب هایم را می بوسی چشم هایم را میگیری ؟ به او نمی گویم چرا چرایش را خودم هم نمی دانم چشم هایش را می گیرم و لب هایش را می بوسم هاینریش هاینه مترجم : فرشته وزیری نسب
-
آرامشم آغوش تو بود
شنبه 15 اسفند 1394 15:51
حیف من که آرامشم ، آغوش تو بود دیوانگی هایم را عطر تو فروکش میکرد قرارمان را چه زود به پای کلاغان بستی پس کو ؟ تو شیرینم باشی و من تیشه ها از یاد ببرم تو لیلای من باشی و من مجنون عطر تو و آواره آغوش تو باشم ولی تو چه کردی ؟ آغوشی دیگر هواییت کرد راستش را بگو وعده هایش رنگین تر از آغوش من بود ؟ میدانی آرامش تو در آغوش...