-
در آغاز عاشق شدم
پنجشنبه 1 بهمن 1394 11:19
در آغاز عاشق شدم به برق نگاهت به خنده ات به اشتیاقت به زندگی اکنون نیز دوست می دارم گریه ات را و بیم ات را و نگرانی ات را از فردا و درماندگی نهفته در چشمانت را اما در برابر هراسی که داری می خواهم یاری ات دهم زیرا شوقم به زندگی هنوز در برق نگاهت نهفته است اریش فرید مترجم : اعظم کمالی
-
تا صورت زیبای تو از پرده عیان شد
پنجشنبه 1 بهمن 1394 11:16
تا صورت زیبای تو از پرده عیان شد یک باره پری از نظر خلق نهان شد گر مطرب عشاق تویی رقص توان کرد ور ساقی مشتاق تویی مست توان کرد گیسوی دلاویز تو زنجیر جنون گشت بالای بلا خیز تو آشوب جهان شد نقدی که به بازار تو بردیم تلف گشت سودی که ز سودای تو کردیم زیان شد جان از الم هجر تو بی صبر و سکوت گشت تن از ستم عشق تو بی تاب و...
-
چشمان تو گل آفتابگردانند
جمعه 25 دی 1394 20:07
برایم دعا کن چشمان تو گل آفتابگردانند به هر کجا که نگاه کنی خدا آنجاست هزارمین سیگارم را روشن می کنم پس چرا سکته نمی کنم ؟ نمی دانم حسین پناهی
-
بوسه ها
جمعه 25 دی 1394 18:58
بوسهها آوارهترین مخلوقات پروردگارند بر باد بر در بر خود بر حسرت و گاهی بر لب احمدرضا احمدی
-
دست خودم اگر بود
جمعه 25 دی 1394 12:41
دست خودم اگر بود دستت را می گرفتم می بردمت جایی که دست هیچکسی به ما نرسد دست خودم اگر بود تا آخر عمر دست از از سرت برنمی داشتم دست خودم اگر بود دست به دامنت می شدم که بمانی و نروی دست خودم اگر بود دست خودم نبود دست تو بود که دست به سرم کرد دست تو بود که دست پیش گرفت دست تو بود که همدست شد با دلتنگی حالا هم دست روی دلم...
-
عاشقانه ترین شعرم را
جمعه 25 دی 1394 12:34
عاشقانه ترین شعرم را روزی در آغوش تو خواهم سرود آنروز که طبیعت به احترام ما سکوت خواهد کرد و تو دوستت دارم را به لهجه ی باران و عشق را به زبان بوسه بر بند بند تنم جاری می کنی من فریاد زنان این راز را به جهانیان خواهم گفت اگر چشم های تو نبود تمام شعر های عاشقانه دروغی بیش نبود محمد شیرین زاده
-
چقدر دوستت دارم
جمعه 25 دی 1394 12:31
مردم دوست دارند شعر بخوانند اما عاشقانه کوتاه ساده پس بی مقدمه سرت را روی سینه ام بگذار مردم عجله دارند باید خیلی زود بگویم چقدر دوستت دارم فلورا تاجیکی
-
اسم تو
جمعه 25 دی 1394 12:28
وقتی کسی در حضور من اسم تو را بلند گفت طوری شدم که انگار گُل رُزی از پنجره ی باز به اتاق پرت شده باشد ویسلاوا شیمبورسکا
-
سه عاشقانه زیبا
جمعه 25 دی 1394 12:25
آغوش من فرودگاه ِفرودهای اضطراریِ توست هر جا آسمانت ابری شد یا که بالت زخمی بازوهای من به روی تو باز است هنوز فرود بیا پرنده ام فرود بیا ======== عاقلانه کنارگذاشتمت اما هر بار که مژه ای می افتد روی گونه ام بی اختیار تو را آرزو می کنم مثل بعضی صبح ها که یادم می رود نیستی وَ بلند می گویم صبح به خیر ======== جای دقیق...
-
اگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی او
جمعه 25 دی 1394 12:20
اگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی او وگر نه تشنه اویم چه میجویم به جوی او بر این مجنون چه میبندم مگر بر خویش میخندم که او زنجیر نپذیرد مگر زنجیر موی او ببر عقلم ببر هوشم که چون پنبهست در گوشم چو گوشم رست از این پنبه درآید های هوی او همیگوید دل زارم که با خود عهدها دارم نیاشامم شراب خوش مگر خون عدوی او دلم را...
-
سلام ای یار دور از ما نشسته
سهشنبه 22 دی 1394 19:03
سلام ای یار دور از ما نشسته سلام ای بدتر از ما دل شکسته سلام ای آشنا همچون غریبان سلام ای عشق من ای بهتر از جان سلام سالار گلهای بهاری سلام ای برتر از صوت قناری سلام خورشید من در روز سردم سلام ای مرهم و داروی دردم سلام ای با وفا ای با مروت سلام ای ساز و گیتار محبت سلام کردم نگی در یاد ما نیست سلام کردم نگی اهل وفا...
-
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
سهشنبه 22 دی 1394 12:17
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد خون میرود نهفته از این زخم اندرون ماندم خموش و آه ، که فریاد داشت ، درد این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت داغ محبت تو به دلها نگشت سرد من برنخیزم از سر راه وفای تو از هستیام اگرچه برانگیختند گرد روزی که جان فدا کنمت ، باورت شود دردا که جز به مرگ...
-
کجا پنهانت کنم ؟
سهشنبه 22 دی 1394 12:05
نمی توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم پنهان کنم گل با بوی خود چه می کند ؟ گندمزار با خوشه اش ؟ طاووس با دمش ؟ چراغ با روغنش ؟ با تو سر به کجا بگذارم ؟ کجا پنهانت کنم ؟ وقتی مردم تو را در حرکات دستهایم موسیقی صدایم وتوازن گام هایم می بینند نزار قبانی
-
من از نشانهها دنبال نشانی تو میگردم
سهشنبه 22 دی 1394 12:02
من از پروانهها از زمین از درخت از باران از کائنات از ستارهها از کلمات از نانوشتههای بین کلمات کمک میخواهم که تو را به من ببخشند دلهرهی نارنجی من از نشانهها دنبال نشانی تو میگردم نفسزنان در خودم میدوم میترسم خورشید روشنیاش را از من دریغ کند و من بی تو از سرما بلرزم عباس معروفی
-
دنیا هم که از آن تو باشد
سهشنبه 22 دی 1394 11:59
دنیا هم که از آن تو باشد تا زمانی که درون قلب یک زن جایی نداشته باشی تا درون آوازهای عاشقانه زنی زندگی نکنی و سهمی از دلشوره های زنی نداشته باشی فقیرترین مردی ویلیام شکسپیر
-
چشمان تو که از هیجان گریه می کنند
سهشنبه 22 دی 1394 11:55
چشمان تو که از هیجان گریه می کنند در من هزار چشم نهان گریه می کنند نفرین به شعر هایم اگر چشم های تو اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند شاید که آگهند ز پایان ماجرا شاید برای هر دومان گریه می کنند بانوی من چگونه تسلایتان دهم ؟ چون چشم های باورتان گریه می کنند پر کرده کیسه های خود از بغض رودها چون ابرهای خیس خزان گریه می...
-
این زوال هستی من است
سهشنبه 22 دی 1394 11:51
زبانم خشک است درون این بادیه سرگشته ام اثری از من نخواهد ماند وکسی مرا نخواهد یافت ستاره ها نشانی غلط دادند تو را نیافتم شن ها را بوییدم خارها را به تن کشیدم آفتاب را آتش کشیدم این زوال هستی من است مردی که اصلا وجودی نداشته است محمود درویش ترجمه : بابک شاکر
-
بهترین روزهای عمر
سهشنبه 22 دی 1394 11:44
ایستاده و آرام به سمت آینه میخزم با اضطراب دلهره آور تعویض چشم ها وتازه می شود دل از تماشای دو مروارید درخشان بر کیسه پاره پوره ی صورتم جهان پر از لبخند و پروانه سفید بود کدام بود ؟ این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدارش کردم ؟ حسین پناهی مجموعه ی سالهاست که مرده ام
-
انسانی که با سکوت نزیسته است
سهشنبه 22 دی 1394 11:40
انسانی که با سکوت نزیسته است چگونه خواهد توانست عشق مرا حس کند کسی که با چشمانش باد را نبیند چگونه می تواند کوچم را درک کند آن کس که به صدای سنگ گوش نسپرده چگونه می تواند صدایم را بشنود و آن کس که در ظلمت نزیسته چگونه به تنهاییام ایمان می آورد ؟ شیرکو بیکس
-
نگارینا دلم را بردی
سهشنبه 22 دی 1394 11:37
نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد سنائی...
-
فکر کردن به تو
شنبه 19 دی 1394 18:08
آیا این شب است که باعث می شود من به تو فکر کنم ؟ یا من هستم که برای فکر کردن به تو انتظار شب را می کشم ؟ ازدمیر آصف مترجم. : سیامک تقی زاده
-
راز زندگی و شعر جهانی
شنبه 19 دی 1394 17:59
به من حق بده دوست داشتنت تنها راز زندگی ام باشد من همیشه هرچه را که دوست داشته ام از دست داده ام ======== دوستت دارم جهانی ترین شعری ست که گفته ام شاعر نیستم اگر این را که برای تونوشته ام دهان به دهان میان بوسه های عاشقانه نچرخد منیره حسینی
-
مدام باید مست بود
شنبه 19 دی 1394 17:55
مدام باید مست بود تنها همین باید مست بود تا سنگینیِ رِقتبار زمان که تورا میشکند و شانههایت را خمیده میکند را احساس نکنی مدام باید مست بود اما مستی از چه ؟ از شراب از شعر یا از پرهیزکاری آنطور که دلتان می خواهد همواره مست باشید شارل بودلر
-
زمستان را فقط به خاطر تو دوست دارم
شنبه 19 دی 1394 17:52
زمستان را فقط به خاطر تو دوست دارم به خاطر لباس های گرم زمستانی ات که هر چه سردتر می شود زیباترت می کنند به خاطر پالتوی کمر تنگی که قدت را بلندتر نشان می دهد به خاطر آن پلی ور سفید یقه اسکی که محشر می کند و هر بار که می پوشی اش مثل گلی که باز شود در برف چهره ات می شکوفد از یقه ی تنگش به خاطر آن شال گردن کشمیر که جان...
-
تاوان عشق
سهشنبه 15 دی 1394 18:50
غمت را به من بده دلت را به هر که می خواهی عشق تاوان سنگینی دارد افشین صالحی
-
دروغ های عاشقانه
سهشنبه 15 دی 1394 17:43
سال ها دروغهای عاشقانه گفتم و شما باور کردید چرا هیچکدامتان نمی توانید دروغی عاشقانه بگویید که من باور کنم ؟ پاسختان این است ؟ کافر همه را به کیش خود پندارد این را میدانم اما جواب من این نیست من دروغهایم را عاشقانه میگویم اما شما عاشقانه دروغ نمیگویید من عاشق دروغهایم هستم و شما عاشق هیچ چیز نیستید دروغهای من...
-
عاشقانه های کوتاه از محسن حسینخانی
سهشنبه 15 دی 1394 17:39
در من ریشه کرده ای اسمت که می آید گونه هایم گل می اندازند خنده هایم شکوفه می دهند ========= دلم برای تو تنگ نمی شود دلم برای خودم تنگ می شود که با تو می رود ========= حتما باد شعرهایی که برایت سروده ام را به گوش بیدها رسانده که اینگونه مجنون شده اند ========= رسیدنت را برای ماندنت میخواهم انگور شیرین است اما شراب چیز...
-
من اگر مرده بودم
سهشنبه 15 دی 1394 17:36
من اگر مرده بودم شاید او می گریست اما اگر او گریه میکرد من حتما می مردم ازدمیر آصف مترجم : سیامک تقی زاده
-
دو شعر عاشقانه
سهشنبه 15 دی 1394 17:33
و اگر فکر می کنی عاشق عشقش را که داشته باشد دنیایی را دارد اشتباه کرده ای آدم عاشق تنهاترین است چه در کنار یار چه در خیال یار ========= آتش دوزخ باشد شراب باشد تو کنار من باشی و شیطانی که گولمان بزند شب که شد از بام جهنم خودمان بهشت دیگران را میبینیم نیکی فیروزکوهی
-
شراب جدایی و روز بارانی دو شعر عاشقانه از نسرین بهجتی
سهشنبه 15 دی 1394 17:13
آن شرابی را که در سال جدایی انداختی امشب ته نشین شد می نوشم اولین جام را بسلامتی نبودنت ========= من فقط در کوچه ای بن بست در روزی بارانی بدون چتر تو را ملاقات خواهم کرد بدون چتر در زیر باران تا تو اشکهایم را نبینی در کوچه ای بن بست که گریزی از اینهمه بیتابی عاشقانه مرا نداشته باشی نسرین بهجتی