-
اسم تو
یکشنبه 14 آذر 1395 18:16
عشق را نمی شناسم افکارم پوسیده و قدیمی ست تنها تو را می شناسم و قلب فشرده شده ام را وقتی می شنوم اسم تو را آتیلا ایلهان ترجمه : علیرضا شعبانی
-
زیبایی تو
یکشنبه 14 آذر 1395 18:12
زیبایی ات را در لحظه ای حبس می کنم و به دیوار می آویزم بافه ای از گیسوانت از قاب بیرون می ریزد دوباره می فهمم نه در عکس نه در نگاه نه در روسری و نه در واژه های این شعر زیبایی تو در هیچ قابی محصور شدنی نیست مصطفی زاهدی
-
از کنار تو دور می شوم
یکشنبه 14 آذر 1395 18:06
از کنار تو دور می شوم در خفا دوستت دارمت و نقش پروانه ی بوسه های تو بر پیشانیم در یاد خواهد ماند فدریکو گارسیا لورکا
-
عطری لبریز از خاطرات خوب
یکشنبه 14 آذر 1395 18:01
چند روز دیگر شاید چند ماه دیگر یا شاید هم چند سال دیگر بالاخره هم را می بینیم و از کنار هم آرام می گذریم من چشم هایم را می بندم تا مبادا نگاهم بلرزد اما در لحظه گذشتن یکباره تمام وجودم می بویدت عطری آشنا عطر خنده هایت عطر نگاهت عطری لبریز از خاطرات خوب تو می روی و من سرشار از عطر تو می مانم گیریم که نگاه ، گناه باشد...
-
در عشق تو خواهم مرد
یکشنبه 14 آذر 1395 17:52
بادها را به تو هدیه می کنم و باران را و برترین شعرم را که تنها یک جمله است دوستت دارم چه بسیار شب ها و روزهای زمستانی دوستت داشتم پیش از آنکه زاده شوم چه بسیار شب ها و روزهای پاییزی دوستت داشتم پیش از آنکه زاده شوم و چه بسیار شب ها و روزهایی پس از مرگ که دوستت خواهم داشت و در عشق تو زاده می شوم و در عشق تو می...
-
عاشقانه ترین شعر جهان
یکشنبه 14 آذر 1395 17:50
نقاشان محتاج مدل های برهنه اند برای آفریدن پرده های درخشان اما شاعران به خاطره ای عطری نگاهی قانعند تا بسرایند نسیمی که روسری تو را پس می زند می تواند باعث اتفاق افتادن عاشقانه ترین شعر جهان شود یغما گلرویی
-
در میان مردهای جهان مردی را میشناسم
یکشنبه 14 آذر 1395 17:44
در میان مردهای جهان مردی را میشناسم که سرگذشت مرا دو نیم کرده استمردی را میشناسم که مرا مستعمرهی خود میسازدآزادم میکندگردهم می آوردَمپراکندهام میکندو در دستهای قدرتمندش پنهانم میکنددر میان مردهای جهان مردی را میشناسمشبیه خدایان یونانآذرخش از چشمان او میدرخشدو بارانها از دهان او فرومیریزندمردی را میشناسم...
-
قسم به لطافت قسم
یکشنبه 14 آذر 1395 17:39
قسم به پرستو آنگاه که جفتش می میرد و تنها به آشیانه باز می گردد چه غروبِ غریبی قسم به کرم شب تاب آنگاه که از پیله بیرون می آید و با نسیم هم آغوش می شود چه پروازی قسم به خورشید آنگاه که تو بر آن می تابی چه تلالویی قسم به همه دانه ها آنگاه که در خاک می میرند و در نور متولد می شوند چه رستاخیزی قسم به ساقه ای که در باد می...
-
من از آن توام
دوشنبه 8 آذر 1395 18:21
هرقدر فردا به فراق تهدیدم کند و آینده در کمینم بایستد و وعیدم دهد به زمستانِ اندوههای دیرگذر همچنان تو را دوست خواهم داشت و هر روز صبح به تو میگویم من از آن توأم غاده السمان مترجم : اسماء خواجه زاده
-
وقتی پای عشق در میان است
دوشنبه 8 آذر 1395 18:19
نیمی کنار من نیمی کنار دیگری اینگونه عادلانه قسمت شده ای من به این همه عدالت مشکوکم به عشق مشکوکم به داشتنت مشکوکم فرهنگ لغات دیگری بنویسید من به کلمات مشکوکم وقتی پای عشق در میان است لیلا قیصرخواه
-
فراموش کردن
دوشنبه 8 آذر 1395 18:15
تنها چیزی که باعث میشود او را به طور کامل فراموش نکنم این است که گاهی از خودم میپرسم آیا او هم گاهی به من فکر میکند ؟ آنا گاوالدا
-
من عاشق زنان میان سالم
دوشنبه 8 آذر 1395 18:08
من عاشق زنان میان سالم که عشق را می شناسند و اندوه را و درد را و بدون آن که حرفی بزنند با چهره های تکیده شان از عشق می گویند و از اندوه و از درد فردین نظری
-
مردی که دستم را گرفته است
دوشنبه 8 آذر 1395 18:04
زن همسایه از سر دلسوزی تا سر کوچه پیرزن به رسم دیرین تا دم در اما مردی که دستم را گرفته است تا گور همراهم خواهد آمد در کنار کپه خاک نرم و سیاه سرزمینم خواهد ایستاد تنها در این جهان بلند و بلند تر فریاد خواهد زد اما صدای من مثل همیشه ، به او نخواهد رسید آنا آخماتووا ترجمه : احمد پوری
-
زنی را می خواهم
دوشنبه 8 آذر 1395 18:02
زنی را می خواهم که مانند درخت باشد با برگ های سبزی که در باد می رقصند آغوشش چون شاخه های درخت باز باشد و خنده اش از تاریکی های زمین الهام گرفته در سر انگشت هایش پراکنده شود زنی می خواهم چون درخت که هر طلوع و غروب از افقی به افقی بگریزد در حالیکه ازاسارت خود در خاک گریه می کند بیژن جلالی
-
رویای معوقه
دوشنبه 8 آذر 1395 17:56
چه روی خواهد داد رویای به تاخیر افتاده را ؟ آیا خشک خواهد شد مانند مویز های زیر آفتاب ؟ آیا خواهد چرکید چونان زخمی پر از خوناب ؟ آیا خواهد گندید همچون گوشتی فاسد ؟ آیا قندک خواهد زد مانند شربتی شیرین ؟ آیا ممکن است که فرو افتد چون باری سنگین و آیا متلاشی خواهد شد ؟ لنگستون هیوز مترجم : محمد حسین بهرامیان
-
بعد از تو
دوشنبه 8 آذر 1395 17:50
بعد از تو ، من سوژه های زیادی برای شعر گفتن دارم تو بعد از من چه داری ؟ نسترن وثوقی
-
عشق ممنوعه
دوشنبه 8 آذر 1395 17:46
تو را زیر بالشم پنهان می کنم شبیه کتابی ممنوعه چراغها خاموش می شوند و صداها می خوابند سپس تو را بیرون می آورم و حریصانه می بلعم مرام المصری مترجم : سیدمحمد مرکبیان
-
همه می دانند که تو را دوست دارم
دوشنبه 8 آذر 1395 17:42
در زندگی ام تنها تو را دوست داشته ام همه می دانند که تو را دوست دارم دلم می داند خیالم می داند دردم می داند خوابم می داند خونم می داند تنها تویی که نمی دانی احمد حسینی شاعر کرد ترجمه : برات قوی اندام
-
عطش من به تو
دوشنبه 8 آذر 1395 17:35
عطش من به تو را همه رودخانه های جهان فرو نتوانند نشاند تمام طلاهای زمین چقدر رنگ می بازند مقابل لبهای تو وقتی که می گویی دوستت دارم آن بردستریت
-
من در آستانه ی چند سالگی ام ؟
دوشنبه 8 آذر 1395 17:31
من در آستانه ی چند سالگی ام ؟ با احتساب روزها صد سال خسته با احتساب شب ها هزار سال منتظر با احتساب عشق چند سال است مرده ام علیرضا شایگان
-
چه زیباست اندیشیدن به تو
دوشنبه 8 آذر 1395 17:27
چه زیباست اندیشیدن به تو در میان اخبار مرگ و پیروزی در زندان زمانی که از مرز چهل سالگی میگذرم چه زیباست اندیشیدن به تو به دستانت روی پارچه آبی به موهایت نرم و ابریشم گون چون خاک دلدادهام استانبول شوق دوست داشتنت چون من دیگری در درونم عطر برگهای شمعدانی بر سرانگشتانم آرامشی آفتابی و نیاز تن چون تاریکی ژرف و گرم...
-
عاشقت نشدم
دوشنبه 8 آذر 1395 17:23
عاشقت نشدم که صبحها در خواب ساکتِ خانهای بیپنجره ، بیدر ، مانده باشی و تلفن صدایم را پشت گوش انداختهباشد عاشقت نشدم که عصرها دست خودت را بگیری و ببری پارک انقراضِ نسلت را روی تابهای خالی تکان بدهی و فراموش کردهباشی چقدر میتوانستم مادرِ بچههای تو باشم عاشقت نشدم که دلتنگی شبهایم تنها گوشی همراهت را بیخواب...
-
محبوب من باش
سهشنبه 2 آذر 1395 12:22
محبوب من باش و چیزی نگو با من سخن از قانونی بودن عشقم نگو عشق من به تو قانونی است خود آن را نوشته ام و خود اجرایش می کنم تو تنها باید بخوابی چون گلی میان بازوارنم و بگذاری من فرمان دهم محبوبم وظیفه تو این است عشق من باقی بمانی نزار قبانی مترجم : احمد پوری
-
عطرت
سهشنبه 2 آذر 1395 12:04
عطرت زودتر از تو آمد تو زودتر از عطرت رفتی علیرضا روشن
-
وجود عشق
سهشنبه 2 آذر 1395 11:57
وجود عشق برای آن نیست تا ما را خوشحال کند من اعتقاد دارم عشق وجود دارد تا به ما نشان دهد چقدر می توانیم تحمل کنیم هرمان هسه
-
بهانه هم اگر میگیری
سهشنبه 2 آذر 1395 11:44
بهانه هم اگر میگیری بهانه ی مرا بگیر من تمامِ خواستن را وجب کرده ام هیچ کس به اندازه ی کافی عاشق نیست هیچ کس هیچ کس به اندازه ی من عاشقِ تو و بهانه هایت تو نیست نیکی فیروزکوهی
-
به سوی من چو می آیی
سهشنبه 2 آذر 1395 11:32
به سوی من چو می آیی تمام تن تپش و بال میشوم چو در تو می نگرم زلال میشوم سخن چو میگویی آفتاب بر میاید اسماعیل خویی
-
ای پرنده ی کوچک من
سهشنبه 2 آذر 1395 11:25
امشب تو بهانه ی من باش ای پرنده ی کوچک من اگر خدا بودم سکوت را به شب می دادم غم را به انسان موسی را به بنی اسرائیل و تو را برای خود نگه می داشتم من اگر خدا بودم تو را روی "اورست" بنا می کردم امشب تو بهانه ی من باش ای پرنده ی کوچک من شاید دچار ترانه ای شوم الیاس علوی
-
دوست داشتن
سهشنبه 2 آذر 1395 11:20
امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز و این ضعف من نیست قدرت تو است احمد شاملو
-
دوستی صادقانه
سهشنبه 2 آذر 1395 11:06
صداقت برایتان دوستان زیادی پیدا نمی کند ولی دوستان درستی پیدا می کند جان لنون