تو تاوان کدام زندگیِ پیشی؟ کجا، در کدام زندگی، دلت را شکستم؟ که طعم شاه توت نمی دهد لب هات دیگر؟ که خورشیدهای سرخِ غروب های زودرسِ زمستان در گِل مانده اند و فردا بالا نمی آیند؟
تو تاوان کدام شعرِ ناسروده ای؟ که با انگشت اگر بر کتف چپت می نوشتم می ماندی.
تو تاوان آهِ کدام عاشق بیابانگردی؟ که شاید عشق را چندصد سال پیش نفرین کرده باشد.
بسیار زیبا
از لطف شما سپاسگزارم دوست عزیز
با مهر
احمد
ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﻦ
ﺳﯿﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﺳﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺯﺍﻧﻮﺍﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ، ﺷﺐ ﺍﺯ ﭼﺸﻢﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﯽﺁﯾﺪ
ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﻩﻫﺎ ﻣﯽﺭﯾﺰﺩ
ﺑﺮ ﮐﻮﻩﻫﺎ ﻭ ﺩﺷﺖﻫﺎ ﻣﯽﮔﺴﺘﺮﺩ
ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺗﺎﺭﯾﮏ، ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﭘﻮﺷﺪ.
ﺳﯿﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﺭﻭﺷﻨﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ.
«لوسیان بلاگا»
تو تاوان کدام زندگیِ پیشی؟

کجا،
در کدام زندگی،
دلت را شکستم؟
که طعم شاه توت نمی دهد لب هات دیگر؟
که خورشیدهای سرخِ غروب های زودرسِ زمستان
در گِل مانده اند و فردا بالا نمی آیند؟
تو تاوان کدام شعرِ ناسروده ای؟
که با انگشت اگر بر کتف چپت می نوشتم می ماندی.
تو تاوان آهِ کدام عاشق بیابانگردی؟
که شاید عشق را
چندصد سال پیش نفرین کرده باشد.
کجا،
در کدام زندگی،
یادم رفت بگویم "دوستت دارم"؟
مهدیه لطیفی