-
زبانه ی عشق تازه ام
یکشنبه 21 شهریور 1395 18:55
شاید از این به بعد قلم ام را به دست باد بسپارم او دیگر به جای من شعر بنویسد فقط باد نشانی ِبرف و باران را و زبانه ی عشق تازه ام را می داند شیرکو بیکس
-
اگر میگویم خستهام
یکشنبه 21 شهریور 1395 18:42
اگر میگویم خستهام هزار بیراهه نرو میروی اشتباه میکنی برمیگردی بعد میگویی منظور خاص این عده همین است که هست و همین است که بود من میگویم من از دست خودم خستهام میفهمی ؟ برای روشن کردن چراغ نیازی نیست دستت به بالین ماه برسد بزن روشن شویم به شوق همین خستگی البته که حالیام میشود گاهی میفهمم منظور خاص یک عده...
-
الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
دوشنبه 15 شهریور 1395 18:34
الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم که من دل را دگرباره به دام عشق بربستم مرا فصل بهار نو به روی آورد کار نو دلم بربود یار نو بشد کار من از دستم اگر چه دل به نادانی به او دادم به آسانی ندارم ز آن پشیمانی که با او مهر پیوستم چو روی خوب او دیدم ز خوبان مهر ببریدم ز جورش پرده بدریدم ز عشقش توبه بشکستم چو باری زین هوس...
-
و تو خدایی می کنی
یکشنبه 14 شهریور 1395 19:10
ای خدا تمام بندگانت را به من بده و چشمانت را ببند می خواهم سرنوشت عاشقی ها را رقم بزنم همه را کنار هم بگذارم همه را بهم برسانم سفر را حذف کنم دوری را محو شعر را می خواهم آزاد کنم استعاره و کنایه و کلمه را تمام کنم به تن زن شیر بریزم و عسل به تن مرد جوی های روان این را به آن بریزم آن را درونش بازی دهم تو فقط چشمانت را...
-
زخم های زیاد
یکشنبه 14 شهریور 1395 19:06
زن ها زخم های زیادی برای نگفتن دارند زخم هایی که از چشم هایشان سر باز می کند و خوب دیدن تنها تفاوت مردی ست که همیشه می ماند هانی محمدی
-
محبوب من
یکشنبه 14 شهریور 1395 19:03
محبوبِ من اگر به تو دروغ بگویم زبانم از بیخ و بن بریده شود و از سعادت کلامِ " دوستت دارم " محروم بماند محبوبِ من اگر دروغ برایت بنویسم دستانم بخشکند و از سعادت نوازشت محروم بمانند محبوب من اگر چشمانم به تو دروغ بگویند همچون دو اشکِ مایوس ، جاری شوند بر کف دستانم ودیدارت نصیبشان نشود ناظم حکمت ترجمه : فرشته...
-
فاجعه زندگی تو
یکشنبه 14 شهریور 1395 19:00
آدم ها می آیند زندگی می کنند می میرند و می روند اما فاجعه زندگی تو آن هنگام آغاز می شود که آدمی می میرد اما نمی رود می ماند و نبودنش در بودن تو چنان ته نشین می شود که تو می میری در حالی که زنده ای و او زنده می شود در حالی که مرده است آزاده طاهایی
-
آنچه دوستش میداری بکشدت
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:57
آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب و بگذار تو را بکشد بگذار غرقت کند در آن چه که هستی بگذار بر شانه هایت بچسبد سنگینت کند تو را به سمت پوچی ببرد بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت دیر یا زود اما چه بهتر آنچه دوستش میداری بکشدت چارلز بوکوفسکی
-
دست ها راست تر می گویند
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:53
دست ها راست تر می گویند تا چشم ها من زنان زیادی را می شناسم و مردانی را که عشق به چشم ها می چسبانند به گاهِ نگاه هایشان و دست هایشان مجسمه هایی ست فلزی رها شده در سرزمین های قطبی با دست هایت هزارباره مرور کن مرا مهدیه لطیفی
-
جزیرهایست عشق تو
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:51
جزیرهایست عشق تو که خیال را به آن دسترس نیست خوابیست ناگفتنی تعبیر ناکردنی بهراستی عشق تو چیست ؟ گل است یا خنجر ؟ یا شمع روشنگر ؟ یا توفان ویرانگر ؟ یا ارادهی شکستناپذیر خداوند ؟ تمام آنچه دانستهام همین است تو عشق منی و آنکه عاشق است به هیچ چیز نمیاندیشد نزار قبانی
-
لابد دوستت دارم هنوز
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:48
لابد دوستت دارم هنوز که هنوز فکر می کنم از هزار و صد نسخه ی این شعر یک نسخه را تو به خانه می بری و تو تنها تو می فهمی چند جای این شعر خط خورده است لیلا کردبچه
-
قلب تو
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:42
قلب تو سرزمین من است خانواده ی من است ملت من است قلب تو قلب من است سمیح القاسم شاعر فلسطینی ترجمه : موسی بیدج
-
مردن که کاری ندارد
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:39
مردن که کاری ندارد فقط بگو بمیر دراز می کشم و می میرم دوست داشتنت این حرف ها سرش نمی شود اگر بخواهی حتا جهنم را به آتش می کشم محمد جنت امانی
-
ای دخترک سفیدِ برفی
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:31
میخواهم وقتی که میروی ای دخترک سفیدِ برفی مرا هم با خود ببری به هر دلیلی اگر نتوانستی یک دست یا هر دو دستم را بگیری دخترکِ سفیدِ برف مرا در دلت با خود ببر باز هم اگر از بختِ بد نتوانستی در دل هم مرا ببری ای دخترکِ رویا و برف در خاطرهات مرا ببر و اگر با همه اینها باز هم نتوانستی چون چیزهای بسیار دیگری با خود...
-
امان از تو
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:26
من برای دوست داشتنت مدت هاست آماده ام اما امان از تو امان از زن ها که همیشه دیر حاضر می شوند شهریار بهروز
-
آه ، تو ای ماه زیبا
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:23
زیبایی ات قلب و جانم را به صید می نشیند آه ، تو ای ماه زیبا که نزدیکی و روشنی زیبایی تو مرا شبیه کودکی می کند که بلند بلند زار می زند تا نورت را از آنِ خویش سازد کودکی که دستهایش را باز می کند که تو را به گرمی به سینه اش فشار دهد هرچند پرندگانی هستند که در این شب می خوانند و پرتوهای سفید تو گلوهاشان را روشن کرده است...
-
عطر زنانگیت
یکشنبه 14 شهریور 1395 18:19
وقتی عطر زنانگیت شراب مستی می چشاند مرا هزار شراب صد ساله کم میاورد این خماری را هزار افسانه ی اهورایی قصه بچه گانه می شود این جنگ بین عشق و هوس را وقتی مرا می چشانی از شهد روان در جوی بهشتیت حوریان غبطه می خورند بر معاشقه ی عاشقانه ی تو و چون منی اینک من بهشتی ترین زندانی سرزمین تو ام زنجیر شده با حلقه بازوانت بچشانم...
-
در جستجوی عشق
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:47
چقدر در سکوت شب و در تاریکی به گذشته و رؤیاهایش بازگشتم و به جستجوی عشقم در میان آوارها برآمدم ولی جز دردهایش هیچ نبود تا سیرابم کند نازک الملائکه مترجم : سمانه رضایی
-
بیدفاعترین زنِ جهان
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:45
لبخند بیفایده است کسی که دلت را میخواند به چهرهات نگاه نمیکند و تو در برابر او راهی برای پنهانکاری نداری نترس با رازهایت کاری ندارد کمی مرتبشان میکند آنهایی را که خودت هم ندیدهای نشانت میدهد میبوسدت و منتظرِ دستهایت میماند و تو در برابرِ امنیتِ او بیدفاعترین زنِ جهانی افشین یداللهی
-
تنها بى تو
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:42
بى تو اکنون درد را با تمام شوق مى نوشم و زهر را با هر شراب هرگز نمى دانستم اینسان تلخ است تنها بودن تنها بى تو هرمان هسه
-
زبان اشاره
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:39
بیزارم از زبان زبان تلخ زبان تند از زبان دستور از زبان کنایه با من به زبان اشاره سخن بگو عباس کیارستمی
-
عاشقانه دوست داشتن
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:37
برای این که آدم کسی را عاشقانه دوست داشته باشد باید سخت به هیجان بیاید وقتی بازی دو طرفه باشد ، ارزش انجامش را دارد ولی اگر قرار باشد آدم به تنهایی بازی کند بازی احمقانه می شود سیمون دوبووار
-
تنهایی آدمها
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:30
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشترتنهاست چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید چه احساسی دارد واگر آن آدم کسی باشد که تورا به سکوت تشویق میکند تنهایی تو کامل میشود عباس معروفی
-
هر آنچه را که به سختی
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:27
هر آنچه را که به سختی در دست هایت نگاه داشته ای هر آنچه را که به سختی به آن عشق می ورزی هر آنچه را که اکنون به سختی از آن توست رها کن ای مونس من تا به راستی از آن تو باشد یانیس ریتسوس
-
به انتظار دست های تو
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:24
همین جا کنار رازقی های باغچه زیر سایه ی این گل سرخ من را به خاک بسپار می دانم که تو مهربانی هر روز باغچه را آب می دهی وَ من با یک شاخه گل سرخ و عطر رازقی ها به انتظار دست های تو نشسته ام علیرضا اسفندیارى
-
تجربه رفتن
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:19
بعضی از آدم ها با رفتنشان درسی به ما می دهند که اگر می ماندند هرگز آن را نمی آموختیم کارلوس فوئنتس
-
چطور می توانم تو را پاک کنم ؟
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:16
چطور می توانم تو را پاک کنم ؟ تو که در بند بند وجودم هستی چطور فراموشت کنم من که با تو و یادت زنده هستم هیچ از تو نگویم تو که صدای نفسهایم هستی پر نشوم از نگاه به تو که هر نگاهی مثل خون در رگهای من است و تو را ترک کنم با آنکه حضورت برایم دنیاست علی اسکندرپور ( هادی )
-
آه تو بگو
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:12
با تو سخن گفتم با لبخندی و تو پاسخی ندادی دهانت سیمی است برای موسیقی موسیقی به رنگ خون به اینجا بیا آه تو بگو زندگی ، لبخندی نیست ؟ با تو سخن گفتم با آوازی و تو نشنیدی چشمانت سفالینه ای است از سکوتی الهی به اینجا بیا آه تو بگو زندگی ، آوازی نیست ؟ با تو سخن گفتم با روح و توتعجب نکردی چهره ات رویایی است محبوس در عطری...
-
دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینم
دوشنبه 8 شهریور 1395 17:09
دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمیبینم دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمیبینم دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمیآید دمم با جان برآید چون که یک همدم نمیبینم مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم مدارا میکنم با درد چون درمان نمییابم تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمیبینم خوشا و خرما...
-
من شراره های عشق توام
دوشنبه 1 شهریور 1395 11:21
مینویسم ، پاک میکنم مینویسم ، پاک میکنم پاک میکنم ، پاک میکنم چگونه پاک کنم قطره اشکی را که عاشقانه نگاشته ام و بر گونه ی لحظاتم جاری میشود ؟ اشکهایت را از گونه هایم پاک خواهم کرد و قلب تشنه ی تو را بوسه باران خواهم نمود من و تو در برابر قاضی عشق خواهیم ایستاد تا برایمان زیباترین تن پوش را مهیا کند از حریری که درختان...