-
پشت پنجره ی عشق
پنجشنبه 22 مهر 1395 13:13
پشت پنجره ی شعر ایستاده ام به تو نگاه می کنم تو تنها دلخوشی منی و فقط از پشت همین پنجره دیده می شوی رسول یونان
-
بخت اگر یار باشد
پنجشنبه 22 مهر 1395 13:10
بخت اگر یار باشد شاید مردی چند صباحی بر جهان فرمان براند اما به لطف عشق او می تواند فرمانروای جاودان جهان باشد آنکس که با عشق به دفاع بر می خیزد ایمن خواهد بود آسمان منجی او و عشق حامی اوست مهر در واژه ها اعتماد می آفریند مهر در خیال ژرفا می آفریند مهر در احساس عشق می آفریند لائوتسه فیلسوف چینی
-
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر
پنجشنبه 22 مهر 1395 13:06
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر ساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تر بی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانی ای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش تر جز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدم خطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش تر خورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبندد ای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش تر هر فصل از آن جهانی است ، هر برگ...
-
همه چیز آرام بود
پنجشنبه 22 مهر 1395 13:02
همه چیز آرام بود آرزوهایم آرام آسمانم آرام دلتنگی هایم آرام عاشقی هایم آرام تنها دغدغه ام باران بود تا اینکه کسی پرنده ای زد بالهایش را خونین کرد وبر زمین افتاد آن پرنده به آسمان چرخید نفرین کرد همه چیز برآشفت آرزوهایم سوخت آسمان خون بارید دلتنگی هایم به خیابانها رسید عاشقی از سرم پرید تنها دغدغه ام مردن شد این سزای...
-
با نگاه تو
پنجشنبه 22 مهر 1395 12:57
با نگاه تو به خودم که نگاه می کنم دوست داشتنی می شوم مویم سفید شده دندان هایم ریخته هنوز اما دوست داشتنی می نمایی ام پیرچشمی نگرانم می کند عینکی به شماره نگاه خودت برایم بفرست محمدعلی بهمنی
-
برداشت آدمها از عشق
پنجشنبه 22 مهر 1395 12:55
گاهی آدم ها برداشتشان از عشق و تعهد هر لحظه کنار معشوق بودن است در حالی که این درست نیست اگر شما دو تا پرنده را به یکدیگر ببندید آن ها در مجموع چهار بال خواهند داشت اما هرگز موفق به پرواز نخواهند شد پائولو کوئیلو کتاب عارفانه
-
شیوهٔ خوش منظران چهره نشان دادن است
پنجشنبه 22 مهر 1395 12:51
شیوهٔ خوش منظران چهره نشان دادن است پیشهٔ اهل نظر دیدن و جان دادن است چون به لبش میرسی جان بده و دم مزن نرخ چنین گوهری نقد روان دادن است خواهی اگر وصل یار از غم هجران منال ز آن که وصول بهار تن به خزان دادن است چشم وی آراسته ابروی پیوسته را زان که تقاضای ترک زیب کمان دادن است سنبلش ار میبرد صبر و قرارم چه باک تا صفت...
-
اهمیت بودن تو
پنجشنبه 22 مهر 1395 11:04
هیچ نبودم هیچ نداشتم پیش از اینکه عاشقت باشم پیش از این که دوستت بدارم بی تو بی اهمیت و بی نام در خیابانهای مشکوک و مردد به استنشاق هوای انتظار به اتلاف خویش لحظه ها را قربانی می کردم بی تو در اتاقی پر از خاکستر در مجلسی که ماه به گودالش فرو می افتد در انبارهائی که واژه " گم شو" را غر می زدند همه چیز گنگ و...
-
سه جاودانه
پنجشنبه 15 مهر 1395 19:16
دو مرد در جهان هستند که همواره راه را بر من میبندند یکی همانی است که عاشقش هستم و آن یک ، اوست که عاشق من است یکی در رویاهای شبانه من که در روح تاریک من خانه کرده است و آن یک در کنار دریچه قلبم ایستاده است که هیچ زمانی به درون راهش نخواهم داد یکی که مرا فوت کرد چون نسیم شادی آفرین بهاری و آن یک که همه زندگیش...
-
صدای آمدن پاییز
پنجشنبه 15 مهر 1395 19:13
چقدر صدای آمدن پاییز شبیه صدای قدم های تو بود ملتهب ، مرموز ، دوست داشتنی چقدر هوای پاییز شبیه دست های توست نه گرم ، نه سرد ، همیشه بلاتکلیف چقدر صدای خش خش برگ ها شبیه صدای قلب من است که خواست ، افتاد ، شکست چقدر این پیاده روها پر از آرزوهای من است نارنجیِ یکدست ، پُر از آدم های دست در دست ، مست چقدر پاییز شبیه...
-
دوست میدارم خیانتهایت را
پنجشنبه 15 مهر 1395 19:06
دوست میدارم خیانتهایت را که به من روا میداری زیرا تایید میکند که زندهای و از دروغ و نقاب پوشیدن ناتوان مرا نقابها به درد میآورد بیش از به درد آوردن خیانت غاده السمان مترجم : عبدالحسین فرزاد
-
عشق و زن
پنجشنبه 15 مهر 1395 19:04
عشق عجیبتر از آن است که در یک زن خلاصه شود و زن غریبتر از آن که در یک عشق شناخته شود افشین یداللهی
-
دوست دارم با تو باشم
پنجشنبه 15 مهر 1395 18:57
دوست دارم با تو باشم چون هیچ وقت از با تو بودن خسته نمی شوم حتی وقتی با هم حرف نمی زنیم حتی وقتی نوازشم نمی کنی حتی وقتی در یک اتاق نیستیم باز هم خسته نمی شوم هرگز دلزده نمی شوم فکر کنم به خاطر این است که به تو اعتماد دارم آنا گاوالدا
-
هراس دوباره ندیدن تو
پنجشنبه 15 مهر 1395 18:40
در وداع هر دیدار پی واژه ای می گردم به جای خداحافظ تا با آن بباورانم به خود که دوباره دیدنت محال نیست حرفی شبیه می بینمت تا بعد به امید دیدار حرفی که نجاتم دهد از هراس دوباره ندیدن تو یغما گلرویی
-
تو را دوست دارم
پنجشنبه 15 مهر 1395 18:37
تو را دوست دارم بدون اینکه علتش را بدانم محبتی که علت داشته باشد یا احترامست یا ریا آلفونس دولامارتین
-
من و یارم
پنجشنبه 15 مهر 1395 18:28
من و یارم هیچگاه همدیگر را نخواهیم دبد او به باد پاییزی می ماند من به برگی خشک او باد است ، می آید من برگم میروم علیرضا روشن
-
وقتی که تو رفتی
پنجشنبه 15 مهر 1395 18:24
وقتی که تو رفتی شکوفه ها و برگها هم رفتند و من تنها توانستم، به نقطه ای خیره شوم و اندوهم را به شکل کلمات کوچک در آورم نمی توانم به عشق التماس کنم یا آرزو کنم که اندوه تلخ مرا در خود غرق کند همان اندوهی که ریسمان های مرا همچون قایق شکسته ای از هم جدا می کند تنها قلم خسته ی من است که اندوه مرا به روی کاغذ می ریزد در...
-
انصراف از عشق
پنجشنبه 15 مهر 1395 18:21
تا امروز از تو نوشتم امشب از عشقت انصراف میدهم سخت است دوست داشتن تو خسته ام می خواهم کمی استراحت کنم شاید فردا دوباره عاشقت شدم غلامرضا بروسان
-
این عادلانه نیست
پنجشنبه 15 مهر 1395 17:47
این عادلانه نیست گاهی در شعرهام مجبورم زیبایی تو را در آغوش بیگانه ای تصور کنم افسوس که تو همچنان زیبایی حتی وقتی سهم من نیستی کامران رسول زاده
-
مرا به اسم صدا کن
شنبه 10 مهر 1395 11:52
مرا به اسم صدا کن تا بیایم ای جانِ من مرا به اسم صدا کن نپرس آیا اسمم اسم پرنده ای ست در حال پرواز ؟ یا بوته ای که ریشه اش در خاک فرو رفته است ؟ و آسمان را با رنگ خون آغشته می کند و نپرس که اسمم چیست خودم نمیدانم می جویم اسمم را می جویم و می دانم که اگر بشنومش از هر جای جهان که باشد حتی از تهِ جهنم می آیم جلویت زانو...
-
زندگی با کلمات
شنبه 10 مهر 1395 11:49
من همیشه با کلمات زندگی کرده ام با واژه ها بیدار شده ام وَ با شاعرانه ترین حرف ها به خواب رفته ام هنوز هم با یک دوستت دارم ، تازه می شوم وَ با یک شب به خیرِ بی ریا تمام دلهره هایم به خیر می گذرد نیاز به عشق گاهی در من از نیاز به آب و نان هم پیشی می گیرد کلمات مرا در برابرِ ناگذشتنی ترین رفتار ها و نامهربانی ها تسلیم...
-
همه چیز رو به پایان است
شنبه 10 مهر 1395 11:45
همه چیز رو به پایان است عشق و آرزوها همه چیز رو به پایان است رنجها و روزها راه کوتاه را، جاده را میپیماییم جاده ای که به انتها میرسد مرا ببر عشق من حالا که دنیا رو به نابودی است، بشتاب خواهش میکنم مرا ببر و در این شب ِ غربت زده مرا گم نکن مرا که در استانه ی در ایستاده ام عشق من ، بشتاب مرا در قلبت پنهان کن و در مه...
-
آرام آرام به راه می افتم
شنبه 10 مهر 1395 11:38
آرام آرام به راه می افتم سر همان ساعت همیشگی همان کوچه همیشگی همان کافه همیشگی می نشینم مثل همیشه تا بیایی مثل همیشه قهوه ها را من سفارش می دهم با خودم حرف میزنم خاطراتت را مرور میکنم و بی صدا مثل همیشه می روم این بار هم مثل همیشه نیامدی عاطفه آقاخانی
-
آرزو
شنبه 10 مهر 1395 11:34
برایت عطر باغ وُ میوه های جنگلی را عشق بازیِ آستانه ی در شنبه های لبریز از عشق یکشنبه های آفتابی دوشنبه های خوش خُلق را آرزو میکنم برایت یک فیلم با خاطرات مشترک نوشیدن شراب با دوستانت ویک نفر که تو را بسیار دوست دارد آرزو میکنم شنیدن واژه های مهربان دیدن زندگیِ درحال عبور رویت شبی با ماه کامل مرور یک رابطه ی دوستانه ی...
-
هرگز انتظار ندارم مرا
شنبه 10 مهر 1395 11:15
هرگز انتظار ندارم مرا همانقدر دوست داشته باشی که دوستت دارم این توقعی ست غیر منصفانه من باید عاشق تو باشم در حد ممکن عشق و آرزومند آن باشم که مرا بخواهی هر قدر که می خواهی نادر ابراهیمی
-
جراحت زن
شنبه 10 مهر 1395 11:10
زن جراحتی دارد که هیچ گاه درمان نمی شود هرجراحتی درمان پذیر است جز جراحت زن نیکوس کازانتزاکیس کتاب زوربای یونانی
-
تنهایی تن های زنان
شنبه 10 مهر 1395 11:07
زن ها را باید آهسته در آغوش کشید آن ها در زندگی آنقدر برای رسیدن به عشق انتظار کشیده اند که تمام تنهایی تن شان ترک برداشته است علیرضا اسفندیاری
-
روزی در دل زندگی جاری خواهیم شد
شنبه 10 مهر 1395 11:01
بدان که این دیوارها برای جدا کردن ما کافی نیست این میله ها این دروازه های آهنی این هوا باور کن بعضی اوقات مانند مشتی سنگین قدرتمند می شوم بعضی اوقات مانند گنجشکی ضعیف بی دلیل نیست تا وقتی که این عشق در وجود انسان زبانه می کشد بر کدام سختی فاتح نشده است ؟ دلدار من روزهای زیبا از ایستگاه سختی ها می گذرد انسان قطره قطره...
-
بیا با هم تانگو برقصیم
شنبه 10 مهر 1395 10:42
بیا با هم تانگو برقصیم میخواهم بپیچم چون پیچکی بر اندام نیلوفرانه ات از گرمای خانمانسوز اندامت بیا در هم بپیچیم شاید در احساس هم محو شدیم شاید یکی شدیم بیا با هم تانگو برقصیم شاید شروعی تازه باشد چنان در من بپیچ که فارغ شویم از هرچه فردا از هر چه جدایی از هر چه دیگری وحید خانمحمدی
-
راستی یک زن چگونه می میرد ؟
شنبه 10 مهر 1395 10:40
دیروز زنی را دیدم که مُرده بود مثل ما نفس میکشید راستی یک زن چگونه می میرد ؟ مرگش چگونه است ؟ یا لبخند به لب ندارد یا آرایش نمی کند یا دست کسی را نمی فشارد یا منتظر آغوشی نیست یا حرف عشق که می شود پوزخند میزند آری زن ها اینگونه می میرند گابریل گارسیا مارکز عشق سال های وبا