-
روی دیدار توأم نیست ، وضو از چه کنم ؟
جمعه 23 تیر 1396 11:12
روی دیدار توأم نیست ، وضو از چه کنم ؟ دیگر این جامه صد وصله رفو از چه کنم ؟ قید هستی ، همه جا همره من می آید با چنین نامه سیاهی ، به تو رو از چه کنم ؟ من که مجنون نشدم ، دشت به دشت از چه روم ؟ نام لیلا چه برم ؟ کوی به کوی از چه کنم ؟ خود فریبی به چه حد ؟ خسته شدم زینهمه رنگ من که درویش نیم ، این همه هو از چه کنم ؟ من...
-
عشق آینده من و تو
جمعه 23 تیر 1396 11:09
آنها قطره های باران بودند که از نور به جانب تاریکی بال می زدند و ما از قضا در روزی بارانی برای نخستین بار همدیگر را دیدیم و تنها رنگین کمان های اطراف فانوسهای بی رمق در مه از عشق آینده من و تو خبر دادند که تابستان گریخته است که زندگی پریشان است و نورانی که دیگر مهم نیست چگونه زیستی تو خیلی کم ، خیلی کم بر روی زمین...
-
دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایم
جمعه 23 تیر 1396 11:05
دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایم رحم کن بر ما که بس جان خسته و دل مردهایم ای بسا شب کز برای دیدن دیدار تو از سر کوی تو بر سر سنگ و سیلی خوردهایم بندگی کردیم و دیدیم از تو ما پاداش خویش زرد رخساریم و از جورت به جان آزردهایم ما عجب خواریم در چشم تو ای یار عزیز گویی از روم و خزر نزدت اسیر آوردهایم از برای کشتن ما...
-
راه عشق
شنبه 17 تیر 1396 12:44
هنگامی که عشق فرا می خواندتان از پی اش بروید گر چه راهش سخت و ناهموار باشد هنگامی که بالهای عشق در بر می گیردتان خود را در آن بالها رها کنید گر چه در لابه لای پرهایش تیغ باشد و زخمی تان کند و هنگامی که با شما سخن می گوید باورش کنید گر چه طنین کلامش رویاهایتان را بر هم زند جبران خلیل جبران
-
راه قلب ها
شنبه 17 تیر 1396 12:42
از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است اگر گم شدی از این راه بیا بلندشو از دلت شروع کن شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم عرفان نظرآهاری
-
یافتن عشق
شنبه 17 تیر 1396 12:39
نه مرگ ، بی نفس ماندن است و نه زندگی ، تمامی نفس گرفتن بلکه زندگی ، یافتن عشق در دیگریست تا عمر را به یادش صرف کنی اوغوز آتای مترجم : سینا عباسی
-
گمشده در خاطرات
شنبه 17 تیر 1396 12:29
تو را در کدام خاطره جا گذاشتم در کدام کنج دلم پنهانت کردم که پیدایت نمی کنم حتی در این شب که بی تابم گیسوانت را نفس بکشم بیا دوباره به همان خانه برگردیم که چراغش را روشن گذاشتیم و پنجره اش باز بود رو به بهارنارنج همان اتاق که تو را در آن شناختم تا خودم را فراموش کنم آن روزها چقدر برای پرواز آسمان داشتیم آن قدر ترا نفس...
-
اگر تو موسیقی بودی
شنبه 17 تیر 1396 12:24
اگر تو موسیقی بودی بی وقفه به تو گوش می سپردم و اندوهم به شادی بدل می شد آنا آخماتووا
-
اگر تو نبودی
شنبه 17 تیر 1396 12:21
حافظ غزل نمی نوشت اگر تو نبودی و مولوی در همان مثنوی منجمد می شد گلستان سعدی می پژمرد خیام رباعی را نمی شناخت و باباطاهر ، دوبیتی های سوزناکش را نیما تمام عمرش را به نوشتن قصیده می گذراند اگر تو نبودی و شاملو آیدا را پیدا نمی کرد تو دختر همسایه نصرت رحمانی بودی مشیری بی تو از آن کوچه گذشت و سیبی که حمید مصدق چید از...
-
اگر تنها دو بال کوچک داشتم
شنبه 17 تیر 1396 12:17
اگر تنها دو بال کوچک داشتم به سوی تو پر می گشودم ولی اندیشه هایی این چنین بیهوده اند وقتی هنوز اینجایم در رویاهایم اما به سوی تو پرواز می کنم در خوابهایم با تو هستم همیشه جهان به یک نفر تعلق دارد و او از خواب بر می خیزد پس من کجا هستم ؟ همیشه تنها تنها ساموئل تیلور کالریج ترجمه : کامبیز منوچهریان
-
قصدِ من فریبِ خودم نیست
شنبه 17 تیر 1396 12:15
قصدِ من فریبِ خودم نیست ، دلپذیر قصدِ من فریبِ خودم نیست اگر لبها دروغ میگویند از دستهای تو راستی هویداست و من از دستهای توست که سخن میگویم دستانِ تو خواهرانِ تقدیرِ مناند. از جنگلهای سوخته از خرمنهای بارانخورده سخن میگویم من از دهکدهی تقدیرِ خویش سخن میگویم بر هر سبزه خون دیدم در هر خنده درد دیدم تو...
-
صورت آدمی
شنبه 17 تیر 1396 12:05
در صورت آدمی دو چیز مهم است یکی لبخندش و دیگری عمق نگاهش که هیچ جراحی نمیتواند به انسان بدهد لبخند آدمی اقیانوس صورتش است وچشمهایش آفتاب هرصورتی که آفتاب درخشان واقیانوس مواج ندارد یعنی هیچ ندارد ولادیمیر مایاکوفسکی
-
یار دیرین
شنبه 17 تیر 1396 12:01
به سوی ما گذار مردم دنیا نمیافتد کسی غیر از غم دیرین به یاد ما نمیافتد منم مرغی که جز در خلوت شبها نمینالد منم اشکی که جز بر خرمن دلها نمیافتد ز بس چون غنچه از پاس حیا سر در گریبانم نگاه من به چشم آن سهی بالا نمیافتد به پای گلبنی جان دادهام اما نمیدانم که میافتد به خاکم سایه? گل یا نمیافتد رود هر ذره خاکم به...
-
من آنجا نیستم
شنبه 17 تیر 1396 11:58
من آنجا نیستم اما دیدگانم از تو لبریزند و من چون درخت توتی که گنجشککان در تن اش جا خوش کرده اند پریشانم برای آنکه آنجا باشم برای آنکه با تو باشم به یکباره قلبم را در لانه ی مورچگان جا می نهم با آب روانی ، رؤیایم را غسل می دهم که تو پیشتر ، تن ات را در آن آب کشیده ای من آنجا نیستم مادام که تو آنجا تنهایی من از تو...
-
عشق تو بیروی تو درد دلیست
شنبه 17 تیر 1396 11:37
عشق تو بیروی تو درد دلیست مشکل عشق تو مشکل مشکلیست بیتو در هر خانه دستی بر سریست وز تو در هر کوی پایی در گلیست بر در بتخانه حسنت کنون دست صبرم زیر سنگ باطلیست شادی وصلت به هر دل کی رسد تا ترا شکرانه بر هر غم دلیست حاصلم در عشق تو بیحاصلیست هیچ نتوان گفت نیکو حاصلیست از تحیر هر زمانی در رهت روی امیدم به دیگر منزلیست...
-
ساحل عشق
پنجشنبه 8 تیر 1396 12:00
لعنت می کنم آن لحظه مبارک را که قایقم به جزیره تو برخورد و شکست چه مبارک شکستنی که عشق ساحل تو بود لعنت می کنم آن لحظه مبارک را و من طبق عادت می گریزم در جاده های شهری که برای من نیست در رؤیای مردی که به من تعلق ندارد غاده السمان مترجم : محبوبه افشاری
-
دوستت دارم
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:55
دوستت دارم و فرقی نمی کند سهمِ چه کسی هستی در هر حال صورت مسئله پاک نمی شود من همیشه دوستت خواهم داشت امین درستی
-
دلتنگ که می شوم
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:52
دلتنگ که می شوم تکه ای از من شعر می شود به روی دفترم خاطرات مچاله شده ی دیروزهایمان دست و پا می زنند و قلمم بی اراده از تو می نویسد دلتنگت که می شوم حس پرواز در وجودم بال بال می زند و فقط تو را می خواهم دلتنگت که می شوم چشمانم به وسعت ابر بهار می گریند دلتنگت که می شوم و من همیشه دلتنگ توام انیمیت اراکس
-
همراهی عاشقانه
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:46
در من کوچه ای است که با تو در آن نگشته ام سفری است که با تو هنوز نرفته ام روزها و شب هایی است که با تو به سر نکرده ام و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام راحمه باقی پور
-
روز اول که نامم را بر زبان راندی
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:44
روز اول که نامم را بر زبان راندی آن شب از گوشهایم خون جاری شد با عجله از خانه بیرون زدم و ساعتها در پی تو گشتم اگر پیدایت می کردم به تو شلیک می کردم و پس از مرگت لبهایت را می بوسیدم و برای اینکه میکروب به تو سرایت نکند تنتروید به دهانم می مالیدم و تمام داروخانه های شهر به من می خندیدند خدا لعنتم کند چه کنم که هنوز...
-
عشق اتفاق نیست
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:35
عشق اتفاق نیست که با آمدن و رفتن ها از چشم بیافتد عشق تویی وجودت که عشق باشد می بخشی تمامِ مهربانیت را حالا اینکه بی حرمتی می کنند با نامِ عشق حالا اینکه تفاوتِ آغوش و بوسه هایِ عاشقانه را نمی فهمند حالا اینکه تو عاشق بوده ای و عاشقی کرده ای و ندیدند عشق باز هم همان عشق است مثلِ خدا که ما بی مهر می شویم ما فراموشش می...
-
پیش تو می مانم
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:30
بر هر چهرهای سایهی مژگان را میجویم تو را در داستانهای شرقی میجستم و نیافتمت خیلی دیر پیدایت کردم ، اینجا در سرزمین خودم و در زمین خودم پیش تو میمانم تا هر وقت که سکوتت به من بگوید لمسم نکن پیش تو میمانم میدانم موهایت شعلههای آتشند و هیچ بادی آنها را خاموش نمیکند پیش سادهترین اعجاز میمانم ماندگار میشوم...
-
حس جدید
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:17
حال این روزهایم حال غریبی ست من چند روزی ست دنیا و آدم هایش را جور دیگری می بینم انگار چیزهایی در من گم می شود و چیزهای دیگری جایش را می گیرد چند وقتیست حس می کنم رنگ ها معنای تازه تری پیدا کرده اند من فکر می کنم چند وقتی ست باران ، پاییز ، مهتاب و مه مفهوم دیگری دارند شاید باورت نشود اما چند روزی ست احساس می کنم...
-
گذرگاه زندگی
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:11
در گذرگاه های خون تنم در تنت شبی بهاری ست و کلام آفتابی ام در بیشه زار تو بدنم در موطن کار گندمی ست سرخ در گذرگاه های ریشه من شبم ، من آبم من بیشه زاری که پرچم دار است من زبانم ، من تنم من جوهره ی آفتابم در گذرگاه های شبانه بهار از تن من گندم شب از تو آفتاب بیشه زار از تو آب منتظر از تو تو موطن کار ، عجین با تن من در...
-
رفته بودی تو و دلمرده ز رفتار تو من
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:09
رفته بودی تو و دلمرده ز رفتار تو من خوب شد آمدی ای کشته ی دیدار تو من ستمت گر چه فزون است و وفا کم، غم نیست کم کَمَک ساخته ام با کم و بسیار تو من هر دلی نیست عزیز دل من ، لایق صید باش همواره تو صیاد و گرفتار تو من این سه ارزانی هم باد الهی همه عمر بختْ یارِ تو و تو یارِ من و یارِ تو من هیچ دانی که در این دوری یک ماهه...
-
خوشحالم سبب آزار تو نیستم
پنجشنبه 8 تیر 1396 11:04
خوشحالم سبب آزار تو نیستم شادتر که تو آزارم نمی دهی زمین سنگین از زیر پاهای من به جایی نخواهد رفت می توانستیم در کنار هم باشیم ،آسوده بی آن که واژه ها را با حساب و کتاب کنار هم بچینیم و زمانی که بازوی مان بهم خورد با موج خیزان شرم بالا نرویم می دانم هرگز نام مرا به مهربانی نمی خوانی و روحم را به نرمی نمی نوازی ، چه...
-
مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
پنجشنبه 8 تیر 1396 10:47
مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد بده صبری درین کارم که کار از دست بیرون شد نگارین دست من بگرفت و از دست نگارینش دلم خون گشت و زین دستم نگار از دست بیرون شد شکنج افعی زلفش که با من مهره میبازد بریزم مهره مهر ار چه ما را ز دست بیرون شد من آنگه بختیار آیم که یارم بختیار آید ولی از بخت یاری کو چو یار از دست...
-
عاشق بد شانس
پنجشنبه 1 تیر 1396 20:14
منم آن عاشق بد شانس نه می توانم به سمت تو بروم و نه می توانم به خودم برگردم پس از تو دلم بر من طغیان کرده است محمود درویش ترجمه : محمد حمادی
-
بانوی زیبای من
پنجشنبه 1 تیر 1396 20:12
دیگر سیبی نمانده نه برای من نه برای تو نه برای حوا و آدم ببین دیگر نمیتوانی چشمهام را از دلتنگی باز کنی حتا اگر یک سیب مانده باشد رانده میشوم سیب یا گندم ؟ همیشه بهانهای هست شکوفهی بادام غم چشمهات خندیدن انار و اینهمه بهانه که باز خوانده شوم به آغوش تو و زمین را کشف کنم با سرانگشتهام زمین نه نقطه نقطهی تنت...
-
رویای روزانه
پنجشنبه 1 تیر 1396 20:09
آن چنان خستهام که وقتی تشنهام با چشمهای بسته فنجان را کج میکنم و آب مینوشم آخر اگر که چشم بگشایم فنجانی آنجا نیست خستهتر از آنام که راه بیفتم تا برایِ خود چای آماده سازم آن چنان بیدارم که میبوسمت و نوازشت میکنم و سخنانت را میشنوم و پسِ هر جرعه با تو سخن میگویم و بیدارتر از آنام چشم بگشایم و بخواهم تو را...