-
این عشق
پنجشنبه 24 اسفند 1396 18:02
این عشق این اندازه حقیقی این عشق این اندازه زیبا این اندازه خجسته این اندازه شاد و این اندازه ریشخند آمیز لرزان از وحشت مثل طفلی در ظلمت و این اندازه متکی به خود آرام مثل مردی در دل شب این عشقی که وحشت به جان دیگران می اندازد به حرفشان می آورد و رنگ از رخسارشان می پراند این عشقِ دست نخورده ی هنوز این اندازه زنده و...
-
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
پنجشنبه 24 اسفند 1396 17:55
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را در شهر به بدنامی افسانه کند ما را بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهد زلفت به سر یک مو در شانه کند ما را زان سلسله گیسو منشور نجاتم ده زان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را زینگونه ضعیف ار من در زلف تو آویزم مشاطه به...
-
شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
سهشنبه 22 اسفند 1396 17:55
شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می عجب مدار که سرها شکسته بر سر می ستم به ساغر میشد نه بر سر من اگر شکست بر سر من می فروش ساغر می غذای روح بود بوی میخوشا رندی که روح پرورد از بوی روح پرور می نداشت بهرهای آن بوالفضول از حکمت که وصف آب خضر کرد در برابر می نه لعل راست نه یاقوت را نه مرجان را به چشم اهل بصیرت صفای جوهر می...
-
ترک یاران کرده ای ای بی وفا ، یار این کند ؟
چهارشنبه 16 اسفند 1396 11:04
ترک یاران کرده ای ای بی وفا ، یار این کند ؟ دل زپیمان برگرفتی ، هیچ دلدار این کند ؟ ترک ما کردی و کردی دشمنی با دوستان شرم بادت زین عملها ، یار با یار این کند ؟ جور تو با عاشق سرگشته امروزینه نیست آزمودم عشق را صدبار ، هر بار این کند طالب عشق رخ خوب تو بودم سالها خود ندانستم که با من آخر کار این کند نرگست در عین...
-
آیا اعتراف کنم
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:50
آیا اعتراف کنم هرگز هیچکسی را مثل تو دوست نداشتم ؟ و آیا بگویم هرگز کسی را مثل تو دوست نخواهم داشت ؟ میخواهم جان بسپارم به پای عشقی که مرگ را بیاعتبار میکند ترکی عامر مترجم : اسماء خواجه زاده
-
دلم روشن است
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:45
دلم روشن است می آیی هوا دوباره خوب می شود دلم دوباره پر می گیرد دوباره هزار بار عاشقت می شوم تو یک بار می گویی دوستت دارم و من از شوق هزار بار می میرم دلم روشن است دوباره عاشقم خواهی شد بهنام محبی فر
-
از من می خواهی
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:40
چیزی مسخره در دوستی ماست از من می خواهی که جامهی کریستین دیور بر تن کنم و خود را به عطر شاهزاده موناکو عطر آگین سازم و دائرة المعارف بریتانیکا را حفظ کنم و به موسیقی یوهان برامز گوش فرا دهم به شرط اینکه همانند مادر بزرگم بیندیشم از من می خواهی که پژوهشگری چون مادام کوری باشم چون مادونا و رقاصه ای دیوانه در شب سال نو...
-
کاش در عصر پیامبران عاشقت میشدم
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:35
کاش در عصر پیامبران عاشقت میشدم یا موسی بود تا با عصایش راهی به دلت باز میکردم یا عیسی بود تا با دم مسیحایی تو را به عشق زنده میکرد یا محمد بود تا کتاب عشقی نازل کند و ایمان بیاوری به عشق ولی حیف در این عصر آهن نه من پیامبرم و معجزه ای دارم نه دل تو نرم میشود به سخنان عاشقانه ام وحید خانمحمدی (یاور)
-
دوباره زاده خواهم شد
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:30
دوباره سنگ زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره باد زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره موج زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره آتش زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره مرد زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت خوان رامون خیمنس مترجم :...
-
تولد ترانه
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:25
التماست نمی کنم هرگز گمان نکن که این واژه را در وادی آوازهای من خواهی شنید تنها می نویسم بیا بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر نگاه کن ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود ساعتی پیش این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم حال هم به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم بارش...
-
مجعزه زن
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:20
اگر رهبران مان زن و پرچم مان رنگ زن و سرودمان صدای زن می بود سپیده دم پروانه صبح بخیرمان می گفت ظهر گل به استقبالمان می آمد عصر نیز با نسیم ماه قدم می زدیم قباد جلی زاده شاعر کرد عراق ترجمه : خالد بایزیدی
-
بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ماست
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:15
بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ماست گواه ما پر خونین و دیده تر ماست دلی که رام محبت نمیشود دل توست سری که در ره مهر و وفا رود سر ماست به پادشاهی عالم نظر نیندازیم گدای درگه عشقیم و عشق افسر ماست میانه سینه ما اتشی به نام دل است که یادگار گرانمایه ای ز دلبر ماست ز خاک پای تو شرمنده ام چه چاره کنم بیا ببین که همین نیمه جان...
-
نابینایی
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:10
دلم میخواست از زهداِن تو زاده میشدم چندی دروِن تو زندگی میکردم ازوقتی تو را میشناسم یتیمترم آه ، ای غارِ لطیف ای بهشتِ سرخِ پرحرارت در آن نابینایی چه حظی بود دلم میخواست جسمات میپذیرفت زندانیام کند که وقتی نگاهت میکردم چیزی در اعماقات منقبض میشد و احساس غرور میکردی وقتی به خاطر میآوردی سخاوت بیهمتایی را...
-
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
سهشنبه 8 اسفند 1396 07:00
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا ندانند حریفان که تو منظور منی دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی تو همایی و من خسته بیچاره گدای پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم ور...
-
رنگ دوست داشتن
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:58
رنگ شب به موهایم زدم روز پاکش کرد رنگ بهار به خودم زدم پاییز آمد و پاکش کرد شادی رنگ خودش را بر من زد ناامیدی آمد و پاکش کرد رنگ غرور را بالا کشیدم که ترس آمد و پاکش کرد تنها رنگی که وا نرفت و پاک نشد رنگ دوست داشتن بود شیرکو بیکس ترجمه : محمد مهدی پور
-
تو اهل اینجایی
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:55
دلم میخواهد فکر کنم تو اهل اینجایی اصلن فکر کنم تو الآن همینجایی همین حالا کنار همین نوشتنها کنار همینکه فکر میکنم همینکه میبینم کنار همین سلام علاقهیِ خوبم علاقه جانِ من خوبی ؟ حال امروزت کجاست ؟ حال حالایَت چگونه است ؟ اوضاع به راه وُ حال قشنگ وُ دنیایِ دیدن خوش است ؟ روزهایت خوشحال و شبهایت خوشخواب...
-
به یاد تو
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:52
از شانس بدم فراموش کردم که شب بلند است و از شانس خوبت تا صبح به یادت بودم محمود درویش ترجمه : محمد حمادی
-
عاشقانه برگرد
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:48
تو را به آرامشی پس از طوفان می برم تو را به آغوش بهاری پس از زمستان می برم من تو را به شروعی تا بی نهایت به خلوتی بی اضطراب به آرامشی پس از انتظار و به همیشگی ماندنی بی دلهره می برم تو اما عاشقانه برگرد شیما سبحانی
-
همیشه کنار تو هستم
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:40
من نمی دانم تو کجایی ولی من همیشه کنار تو هستم لطیف هلمت مترجم : مختار شکری پور
-
وفا
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:32
بیا که بر سر آنم که پیش پای تو میرم ازین چه خوش ترم ای جان که من برای تو میرم ز دست هجر تو جان می برم به حسرت روزی که تو ز راه بیایی و من به پای تو میرم بسوخت مردم بیگانه را به حالت من دل چنین که پیش دل دیر آشنای تو میرم ز پا فتادم و در سر هوای روی تو دارم مرا بکشتی و من دست بر دعای تو میرم بکن هر آنچه توانی جفا به...
-
من تو را دوست دارم
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:19
من تو را دوست دارم تو آن چه را که نمیتوانی دوست بدار تواناییهایت را دوست بدار من ناتواناییهایت را غرورت را دوست بدار من شکستنِ آرام آن را در میان بازوانم بیباکیات را دوست بدار من ضعفهای حالا و بعدت را آیندهات را دوست بدار من هر آنچه پایان یافته است صدها زندگیای را که میخواستی داشته باشی دوست بدار من این یکی...
-
نام تو
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:16
نامت گلواژهای به سپیدای ماهتاب و سپیده است با عطر باغ اطلسی و دشتهای گرم شببوهای دشتستان نامت گلِ هزار بهارِ نیامده است نامت تمام شبهایم و گسترهی خمیدهی رویاهایم را پر میکند و در دهانم مانند ماه در حوض مد میشود نامت در چشمانم چون لاله سرخ چون نسترن سپید و مثل سرو ، سبز میایستد نامت مژگانم را در میگیرد نامت...
-
مقتول توام
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:14
با تو حرف می زنم که مقتول توام تمام آن لحظه ها به تو خیره شدم نمی توانستی به چشمانم نگاه کنی گفتی صورتم را بچرخانم تا تازیانه ات بی پروا بتازد چقدر شرمگینی تو هیچ کس نمی داند به گردنم خیره شدی و هوسی دور در دلت ریشه کرد امّا آیه های روشنی را از بر بودی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و شیطان...
-
بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
سهشنبه 1 اسفند 1396 12:09
بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد تو کامران حسنی از خود قیاس میکن آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم آن کز تو دور ماند میدان چگونه باشد هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان سگجانم ارنه چندین هجران چگونه باشد نالندهی فراقم وز من طبیب عاجز درماندهی اجل...
-
اندوه عمیق ما
یکشنبه 22 بهمن 1396 18:36
رؤیاهایی که در حد یک رؤیا باقی میمانند ما را نمیرنجانند ما بابت چیزهایی که آرزویشان را داشتیم و محقق نشدند ناراحت نمیشویم اندوه عمیق ما برای چیزهایی است که تنها برای یک بار اتفاق افتادند و ندانستیم که دیگر تکرار نخواهد شد احلام مستغانمی مترجم : محمد جمادی کتاب : مشکی برازنده توست
-
رهگذر قشنگ من
یکشنبه 22 بهمن 1396 18:33
رهگذر به من بگو برای دیدنت کجا بایستم ؟ تو از کدام کوچه ، خیابان ؟ کدام شهر می گذری ؟ از تو کجا گریزم ؟ گریز پای بی قرار کی می آیی ؟ چی تنت می کنی ؟ به دست های منتظرم چی بگویم ؟ با دل دیوانه ام چه کنم ؟ عاشقانه هایم را کجا بنویسم که بخوانی ؟ چشم هات را چی بخوانم که ندانی ؟ برای سیر کردن نگاه عمر نوح از کی طلب کنم ؟...
-
از آنها که رفتهاند
یکشنبه 22 بهمن 1396 18:31
از آنها که رفتهاند نه عشقتان نه قلبتان نه فکرتان و نه نامههاى تان بلکه فقط خوابهاى تان را پس بگیرید زیرا که بیشتر از هر چیزى به آن نیاز خواهید داشت اِجه آیهان ترجمه : سیامک تقی زاده
-
فراموش کردن
یکشنبه 22 بهمن 1396 18:26
به من نگو چطور فراموشت کنم کنار بیابا دلی که می خواهد درد پنهانش باشی می توانم سالهابرایت رج به رج شعر ببافم ترانه بخوانم ودر دوردست ها فقط با لبخندهایت روزگار بگذرانم چشم هایت را به روی رفتن به روی هرجاده ای که جدایمان می کند به روی هرکسی جزمن که تو را به نام کوچکت صدا می کند ، ببند وکنار بیا با دلی که حتی فراموش...
-
چشمان تو
یکشنبه 22 بهمن 1396 18:23
چشمان پربار هیچکس نمی تواند مرا بیشتر از شما بشناسد چشمان تو که در آنها به خواب می رویم هر دوی آنها قلمرو مردانه ام را دچار افسونی کرده اند بزرگتر از شبهای زمینی چشمان تو جایی که در آن سیاحت می کنم به مسیری جدا شده از زمین هدایتم می کنند در چشمانت که خلوت بی انتهایمان را نشان می دهند بیشتر از آنچه باور دارند نیست...
-
حسرت بی تو بودن
یکشنبه 22 بهمن 1396 18:19
همه ی وقت هایی را که عشق نورزیده ام از دست داده ام همه ی جاده ها همه ی دریاها ، جنگل ها همه ی کوچه ها و کافه هایی را که با تو ندیده ام همه ی قطارهایی که ما را به سفری در اعماق نبرده اند همه ی شعرهایی که برای تو نگفته ام از کف رفته اند انگار همه ی لحظه هایی که تو را ندیده ام زندگی نکرده ام علی توسلی