-
می خواهم بگویم دوستت دارم
پنجشنبه 22 فروردین 1398 12:03
می خواهم بگویم دوستت دارم جمله ای که هیچوقت کهنه نمی شود مانند زیباییِ لبخندت مانند رنگ چشمانت که هیچوقت از مد نمی افتد می خواهم بگویم دوستت دارم لحظه به لحظه حافظهام یاری نمیکند نمیدانم چرا نمیدانم از کِی اما خیلی وقت است این دوستت دارم ها روی ذهنم انباشته شده دیهور انتهورا
-
در تداوم آتش و باران جاودانه ام
پنجشنبه 22 فروردین 1398 11:54
عشقت اگر باران اینک در زیر آن ایستاده ام اگر آتش درون آن نشسته ام شعر من می گوید در تداوم آتش و باران جاودانه ام شیرکو بیکس
-
سخن از تو گفتن
پنجشنبه 22 فروردین 1398 11:45
از تو سخن از به آرامی از تو سخن از به تو گفتن از تو سخن از به آزادی وقتی سخن از تو میگویم از عاشق از عارفانه میگویم از دوستت دارم از خواهم داشت از فکر عبور در به تنهایی من با گذر از دل تو میکردم من با سفر سیاه چشم تو زیباست خواهم زیست من با به تمنای تو خواهم ماند من با سخن از تو خواهم خواند ما خاطره از شبانه...
-
دیروز تو را به خواب دیدم
پنجشنبه 22 فروردین 1398 11:40
دیروز تو را به خواب دیدم و انگار تکه نباتی بودی ذوب میشدی ، حل میشدی در دهانم درون دندههایم مگر شیرینتر از نبات هم یافت میشود ؟ دیروز خوابت را دیدم و انگار شاخهای سبز بودی خرامان ، رقصان روی ناهمواریهایم خم میشدی مگر چیزی بیش از اینکه شاخهای سبز باشی ، خوشحالم میکند ؟ دیروز تو را در خواب دیدم و انگار قطعهای...
-
تنهایی و خلوت من
پنجشنبه 22 فروردین 1398 11:37
ای تکیهگاه و پناه زیباترین لحظههای پر عصمت و پر شکوهِ تنهایی و خلوت من ای شط شیرین پر شوکت من ای با تو من گشته بسیار در کوچههای بزرگ نجابت در کوچههای فروبستۀ استجابت در کوچههای سرور و غمِ راستینی کهمان بود در کوچه باغِ گل ساکت نازهایت در کوچه باغِ گلِ سرخِ شرمم در کوچههای نوازش در کوچههای چه شبهای بسیار تا...
-
تو اما کیستی ؟
پنجشنبه 22 فروردین 1398 11:26
تو اما کیستی ؟ کشتیای ؟ بادبانت کو ؟ بیابانی ؟ بادهایت کو نخلهایت کو ؟ انقلابی ؟ پرچمها و زنجیرهایت کو ؟ شناختی فراتر از شناخت شب از تو ندارم من اما آن که بخواهد تو را بگیرد از من با بزرگترین خشم تاریخ رو به رو ست به سان آن که انگشتری ها و ماندهی پول و دارایی سربازهای کشته شده را به یغما میبرد در حالی که هنوز در...
-
ما را به جز از عشق تو ، در خانه کسی نیست
پنجشنبه 22 فروردین 1398 11:22
ما را به جز از عشق تو ، در خانه کسی نیست بنمای رخ ، از پرده که در خانه کسی نیست بردار مه از سلسله تا خلق بدانند کز سلسله داران تو ، دیوانه کسی نیست فرزانهتر مردم اگر ، زاهد و صوفی است ای دوست به دوران تو ، فرزانه کسی نیست در خلوت دل ساختمت ، منزل و آنکس گر دل نکند ، منزل جانانه کسی نیست خمار به اغیار مده ، باده که...
-
انصاف نیست
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:47
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت می خواهد حتی یک بار ببینی بهومیل هرابال مترجم : محمدرضا ربیعیان
-
مردان و زنان
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:37
در کشورِ من مردان و زنان به یکدیگر خیانت می کنند مردها شب ها با غم هاشان هم خوابه می شوند زن ها با اشک هاشان بابک زمانی
-
چرا می ترسی ؟
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:28
چرا می ترسی ؟ چرا نیمه های شب از خواب می پری ؟ مرگ ، آن چه را که زندگی خواهی کرد می تواند از تو بگیرد نه آن چه را که زندگی کرده ای فصیل حسنو داغلارجا مترجم : محسن عمادی
-
زندگی همین حالاست
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:24
در سمت توام دلم باران ، دستم باران دهانم باران ، چشمم باران روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم هر اذانی که می وزد پنجره ها باز می شوند یاد تو کوران می کند هر اسم تو را که صدا می زنم ماه در دهانم هزار تکه می شود کاش من همه بودم کاش من همه بودم با همه دهان ها تو را صدا می زدم کفش های ماه را به پا کرده ام دوباره عازم توام...
-
تو که هستی ؟
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:20
من کسی نیستم تو که هستی ؟ تو هم کسی نیستی ؟ پس ما جفت همیم به کسی که نمی گویی ؟ می دانی که آن ها ما را طرد خواهند کرد چقدر ملال آور است که کسی باشی چقدر معمولی که هم چون قورباغه ای نام خود را تمام روز به لجنزاری تکرار کنی که تو را می ستاید امیلی دیکنسون مترجم : کامبیز جعفری نژاد
-
دیدار
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:14
تو از شکوه خیمه لیلا می آیی تا در حریق واحه ی عاشق گامی به درد بسپاری بر خارها رطوبت پای برهنه است از برکه های بادیه پیغام می برد زنگ کدام قافله در بانگ پای توست کاین بی شکیب درد سیاه را همچون حضور دوست در استخوان خسته ی خود ، بار می دهد تکرار کن تکرار کن مرا تا شعر من رها شود از تنگنای نای آوای تو بشارت آزادیست و...
-
تولدت مبارک عزیزم
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:09
امروز دنیا را به دلخواهت رنگ کن تابلوی رنگارنگ غروب خورشید را ببین یک رنگ هم از خودت اضافه کن مثل بچه ها ساده ، پاک و زلال چشمهایت را ببند و یک قصه بساز منصرف نشو ، می شود حسش کرد کمی هم گرمی بپاش دست های توی قلبت را سفت بگیر ، رهایش نکن چون که برای عشق زیباترین دلیل بودن است و حضورسلطنت تنهایی ات را ادامه بده ادامه...
-
زندگی زیباست
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:05
زندگی زیباست ، کو چشمی که زیبائی به بیند ؟ کو دل آگاهی که در هستی دلارائی به بیند ؟ صبحا تاج طلا را بر ستیغ کوه ، یابد شب گل الماس را بر سقف مینائی به بیند ریخت ساقی باده های گونه گون در جام هستی غافل آنکو سکر را در باده پیمائی به بیند شکوه ها از بخت دارد بی خدا در بیکسی ها شادمان آنکو خدا را وقت تنهائی به بیند زشت...
-
از عشق با من نگو
پنجشنبه 15 فروردین 1398 18:00
از عشق با من نگو غم باد گرفتم و یکی دو پیک زدم ، گریستم زخمیِ پرچانه گروگان و اسیرت منم اما در پاریس با توام رنجورم ، چون فریبم دادی از کثافتی که در آن افتادم ، رنجورم راضیام به واپس زدنت چه فرقی میکند پشت و پناهمان کجاست در پاریس با توام موردی دارد اگر به ” لوور ” نرویم اگر بگوییم ، گور بابای نوتردامِ گند بی خیال...
-
روی ندارم که روی از تو بتابم
پنجشنبه 15 فروردین 1398 17:54
روی ندارم که روی از تو بتابم زانکه چو روی تو در زمانه نیابم چون همه عالم خیال روی تو دارد روی ز رویت بگو چگونه بتابم حیلهگری چون کنم به عقل چو گم کرد عشق سر رشته خطا و صوابم نی ز تو بتوان برید تا بشکیبم نی به تو بتوان رسید تا بشتابم من چو شب از محنت تو هیچ نخسبم شاید کاندر خیال وصل بخوابم راحتم از روزگار خویش همین...
-
هنوز دوستت می دارم
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:54
هنوز دوستت می دارم علیرغم هرچه هست چون در سواحل تو آموختم چگونه از میان صدفی مهتاب را بنوشم غاده السمان ترجمه : کامبیز منوچهریان
-
تو که نمی دانی
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:52
تو که نمی دانی وقتی به خوابم می آیی چه جوری بوی تنت را نفس می کشم و عمیق در آغوشت می چرخم تو که نمی دانی چه جوری چال بالای لبت را می بوسم و دست هام را می برم توی موهات عشق من تنها خواب مرز ندارد تاریخ و جغرافیا مرز دارد مرض دارد غرض دارد ادبیات اما رویا و خیال را بی مرز می کند و تو هر شب بی پروا در خوابم راه می روی می...
-
مست دردهایمان
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:49
شراب نمی نوشیم که ما تهیدستان مستیم مستِ مست از دردهایمان مظفر النواب شاعر عراقی ترجمه : سعید هلیچی
-
کجای قصه نگفته ام دوستت دارم ؟
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:47
کجای قصه نگفته ام دوستت دارم ؟ بگذار فکر کنم هیچ کجا انگار تا یادم می آید بهانه هایم هم پُر بود از فریاد فریاد اینکه دیوانه ، من دیوانه توام اما ببخش مرا انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام که هرچه تقلا می کند کسی نمی فهمد که شیر می خواهد که گرمای تن مادر می خواهد اما حالا که می نویسم بارها بخوان بلند بخوان دیوانه دوستت...
-
اگر جنگ نبود
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:45
اگر جنگ نبود تو را به خانه ام دعوت میکردم و میگفتم به کشورم خوش آمدی چای بنوش خسته ای برایت اتاقی از گل میساختم و شاید تو را در آغوش میفشردم اگر جنگ نبود تمام مین های سر راه را گل میکاشتم تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید اگر جنگ نبود مرز را نیمکتی میگذاشتم کمی کنار هم به گفتگو مینشستیم و خارج از محدوده دید تک تیر...
-
شعر ناب
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:42
ابرها را در سطرِ اول به باد می دهم و آفتاب را برای تابیدن در شعری دیگر کنارم گذارم برای نوشتنِ شعریِ ناب درباره رنگین کمان چیزی لازم نیست جز تکه ای کاغذ و سیاهیِ چشم هایِ زنی که نمی ترسد از تنها ماندن و پیر شدن در شعر واهه آرمن
-
تنها نیستم
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:40
تنها نیستم تو با منی هر چند خودت نمی دانی با تو حرف می زنم پهلو به پهلو تو قدم می زنم تنها نمی مانم هرگز تو در منی مثل همین حالا تو نوری مثل همین حالا هستی و هستم تنهانیستم اما فقط یک بار فقط یک بار بگذار که بشنوم که می گویی دوستت دارم ولا آرنا شاعر ایتالیایی مترجم : اعظم کمالی
-
کردی آهنگ سفر اما پشیمان میشوی
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:35
کردی آهنگ سفر اما پشیمان میشوی چون به یاد آری پریشانم پریشان می شوی گر به خاطر آوری این اشک جانسوز مرا آنچه من هستم کنون در عاشقی آن می شوی سر به زانو گریه هایم را اگر بینی به خواب چون سپند از بهر دیدارم شتابان می شوی عزم هجران کرده ای شاید فراموشم کنی من که میدانم تو هم چون شمع گریان می شوی گر خزان عمر ما را بنگری با...
-
حسادت می کنم
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:33
حسادت می کنم به کودکی که قرار است برایم به دنیا بیاوری حسادت به آینه ای که ترس تو را از زیبایی خودت به تو می رساند حسادت می کنم به حماقتم برابر تو به عشقم نسبت به تو ، به فناشدنم در تو به آنچه از تو می سرایم ، که انگار رسوایی است به رنجی که در تو می کشم رنجی که از رنج کشندگان شیواتر است غیرت دارم به صدایت ، به خوابت...
-
جانم از آرام رفت ، آرام جان من کجا
پنجشنبه 8 فروردین 1398 12:31
جانم از آرام رفت ، آرام جان من کجا هجرم نشان فتنه شد ، فتنه نشان من کجا آمد بهار مشک دم ، سنبل دمید و لاله هم سبزه به صحرا زد قدم ، سرو روان من کجا از گریه ماندم پا به گل وز دوستان گشتم خجل جان از جهان بگسست و دل ، جان و جهان من در کار غم شد موریم ، بی پرده شد مستوریم تلخ است عیش از دوریم ، شکرفشان من کجا شخصم ضعیف و...
-
چشمان تو
پنجشنبه 1 فروردین 1398 06:45
مرا نمی توان شناخت بهتر از آنکه تو شناخته ای چشمان تو که ما هردو در آن به خواب فرو می رویم به روشنایی های انسانی من سرنوشتی زیباتر از شب های جهان می بخشند چشمان تو که در آن ها به سیر و سفر می پردازم به جان جاده ها احساسی بیگانه از زمین می بخشند چشمانت که تنهایی بی پایان ما را می نمایانند آن نیستند که خود می پنداشتند...
-
دوست داشتنت را دوست دارم
پنجشنبه 1 فروردین 1398 06:40
از آنِ من نیستی اما دوستم داشته باش دوست داشتنت را دوست دارم جاودانه ای در عمق چشمانت نهفته جادو می کند مرا می دانم کسی در شوقِ داشتنش با تو شریک خواهد شد بگذار فقط نگاهت را دوست داشته باشم غرق ام کن در نگاهت هر بار که تو را می بینم بگذار این هر بار برای من باشد در آغوشِ من همیشه نخواهی بود اما گاهی برای من رها باش...
-
تو زندگی هستی
پنجشنبه 1 فروردین 1398 06:35
یک روز نیستی تمامِ سالی تو یک شب یا یک کتاب و یک قطره نیستی تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی اگر دقیقه ای نباشی ساعت ها از کار می افتند خانه ها برهوت می شوند کوچه ها اشک می ریزند پرندگان، سیَه پوش وُ شعرها هم نیست می شوند تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی گیسوان شب های پاییزی...