
مطمئن باش بانویم
که نیامدهام سرزنشت کنم
یا تو را به ریسمانِ خشمم بیاویزم
و نیامدهام که با تو دفترهای کهنهام را بازخوانم
من مردیام
که دفترهای عشقِ قدیمی را نگه نمیدارد
و هرگز به آنها بازنمیگردد
اما آمدهام که سپاست گویم
برای آن گلهای اندوه که در من کاشتی
مرا آموختی که گلهای سیاه را دوست بدارم
بخرم
و به دیوارهای اتاقم بیاویزم
قصدم این نیست
که پرده از فرصتطلبیهات بردارم
یا ورقهایِ مغشوشی را کشف کنم
که دوسال با آنها بازی کردی
آمدهام سپاست گویم
برای فصلهایِ گریه
و شبهایِ درازِ درد
و تمامِ آن برگهایِ زرد
که بر زمینِ زندگیام نثار کردی
تو اگر نبودی کشف نمیکردم
لذتِ نوشتن بهرنگِ زرد را
و لذت اندیشیدن بهرنگِ زرد
و لذتِ عشق بهرنگِ زرد را
نزار قبانی
مترجم : آرش افشار
گفتی بیا،گفتم کجا ؟ گفتی میان جان ما
گفتی مرو.گفتم چرا ؟ گفتی که میخواهم تورا
گفتی که وصلت میدهم.جام الستت میدهم
گفتم مرا درمان بده. گفتی چو رستی میدهم
گفتی پیاله نوش کن. غم در دلت خاموش کن
گفتم مرامستی دهی،با باده ای هستی دهی
گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا ؟ گفتی که تا گفتی خودآ
گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟گفتی صبوری باید این
گفتی تویی دُردانه ام. تنها میان خانه ام
مارا ببین،خود را مبین درعاشقی یکدانه ام
گفتی بیا. گفتم کجا. گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین.گفتم چه را ؟ گفتی خـدا را در خود آ
" مولانا"
سلام و عرض ادب
هم شعرهای انتخابی شما بسیار زیباست و هم پاسخ هوشمندانه شما به کامنت ها
براتون در لحظه لحظه زندگی بهترین ها رو آرزومندم
زمانی که عاشقی ، زنده ای



شاید بد ، شاید خوب
اما زنده ای
و خواهی مرد اگر دست از عاشقی برداری
نابود خواهی شد اگر عاشقی نکرده باشی
اگر عشق تو را رنجاند
مراقب زخم هایت باش
باورشان داشته باش
چرا که زنده ای
تو زنده ای
به خاطر کسی که دوستش داری
به خاطر کسی که دوستت دارد
آلدا مرینی
مترجم : اعظم کمالی
با درود و سپاس فراوان از همراهی صمیمانه تون
خوشحالم که شعرهای انتخابی مرا می پسندید
و همچنین پاسخ به کامنت های دوستان را دوست دارید
من نیز برای شما و خانواده گرامی تون شادی و سلامتی آرزو می کنم
مانا باشید
با مهر
احمد