ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
همچون صاعقهای بر من فرود آمدی
و مرا به دو نیم کردی
نیمی که دوستت دارد
و نیمی که رنج می برد
به خاطر نیمهای که دوستت دارد
میگویم آری
میگویم نه
میگویم بیا
میگویم برو
میگویم اهمیتی ندارد
همه ی اینها را همزمان و در یک لحظه میگویم
و تو به تنهایی تمامی آنها را می فهمی
و هیچ تناقضی در حرفهایم نمیبینی
و قلبت به روی نور و تاریکی گشوده میشود
و در تمامی طیفهای نور و سایه
چیزی برای گفتن وجود ندارد جز
دوستت دارم
غادة السمان
مترجم : سپیده متولی
سلام داداش گلم. مثل همیشه فوق العاده بود. بصورت کاملا تصادفی در یک روز خیلی خاص خوندمش. ممنون
-D
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻗﺼﯿﺪﻥ
ﻧﺸﺎﻧﻪ ﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﻧﯿـــﺴﺖ !..
ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﻐﻀﻬﺎﯾﺶ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ .
ﺑﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ
ﯾﺎﺩِ
ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼِ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !..
ﺯﻧﯽ ﮐﻪ :
ﺑﺎ ﮐﻮﭼﮑﺘــﺮﯾﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ !
ﺳﺮ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ .
ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﺨﻨﺪﺩ !!
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮ
ﺑﻪ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑـــﻮﺩﻧﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﯽ !!!..
ﻣﻦ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ
ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ
ﺍﺯ ﻫﺠــﻮﻡِ ﻏﻤﻬﺎﯾﺶ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ .
ﻭ ﺳﭙﯿﺪﻩ
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﻃﻠﻮﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ !!
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ
ﺍﺯ ﭘﺸﺖِ !
ﮐﻮﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯿﻬﺎﯼ ﺯﻧﺎﻧﻪ
ﻭ ﺗﻞ ﺍﻧﺒﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﮑــﻮﺕ ﺳﺮ ﺯﺩﻩ !...
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟
ﺍﯾﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ؟
ﮔﺎﻫﯽ
ﻃﻐﯿﺎﻥِ ﺍﻧﺒﻮﻩِ ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﯼ
ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻫﺎﺳﺖ ..
ﮔﺎﻫﯽ
ﺷﮑﺴﺘﻦِ ﻣﺮﺯِ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﺎﺳﺖ ...
ﺍﻭ ﺭﺍ
ﻣﺴﺖ ﺧﻄﺎﺏ ﻧﮑﻦ !
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﭙﻨﺪﺍﺭ !!!..
ﺍﻭ :
ﯾﮏ ﺯﻥِ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻭﻗﭽﻪ ﯼ ﻧﮕﺎﻫﺶ
ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ
درود بر شما دوست بزرگوارم
امیدوارم احوالتون خوب باشه
اشعار زیبایی رو به اشتراک گذاشتید. درود بر شما
لذت میبرم از سروده هایی که به سلیقه خوب شما گلچین میشه.
احمد آقا، من برای پستهای قبلی کامنت ارسال کردم اما متاسفانه هیچکدومش رو نمیبینم.
برقرار باشی دوست گرامی
چیزی برای گفتن وجود ندارد جز
دوستت دارم
برایم کتابی بخوان
کتابی که هر واژهاش عطر مخصوص دارد
و هر صفحهاش ابتدای بهار است
و هر فصل آن، شاخهای از رسیدن.
کتابی که بوسیدنت را
به باران بدل میکند
و خندیدنت را
به دریای آرام ..
برایم کتابی بخوان با سرانگشتهایت...
سپاس بی کران
برای تمام این شعرهای ناب
لذت ارزانی میدارید
لذت ارزانیتان باد
گریه را می بینم و با خنده رامت می کنم
بهترین احساس دنیا را به نامت می کنم
خنده را می دزدی وپنهان نگاهم می کنی
گریه را می پوشم و خندان سلامت می کنم
نیستم مایوس از بد عهدی این روزگار
تلخ گفتارم ،ولی شادی به کامت می کنم
کوچه را با شوق دیدارت به پایان می برم
کوچه ی بن بست قلبم را به نامت می کنم
گفته بودی زندگی بی عشق رنجی بیش نیست
خویش را یک عمر پا بند مرامت می کنم
واقعا زیباست..
سپاس احمد عزیز...
سلام جناب زیادلو


امیدوارم خوب باشید
خیلی ممنونم از لطف بی اندازه ی شما دوست عزیز
درود

انتخابهاتون یکی از یکی دلنشین تر همچون همیشه..
ممنون از اینکه هستین احمد آقای عزیز
بخاطر جمله ی :
نیمی که دوست میدارد
نیمی که رنج میکشد
به یاد این شعر زیبا افتادم که اخیرا حجت اشرف نژاد خونده ( حتما گوشش بدین عمو احمد !)
ماه و ماهی :
اندوه بزرگیست چه باشی ، چه نباشی ...