می نوشم برای خانه ی ویرانبرای زندگی قهرآلود خودبرای تنهاییدر حین با هم بودنو برای تو من مینوشمبرای دروغ لبهای خیانتگرت به منبرای سرمای بیجان چشمانتبرای آن که دنیا زمخت و بیرحم بودو برای آن که خدا هم نجاتمان ندادآنا آخماتووا