ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
مثل اعتراف به قتلی که نکردهام
دوستت دارم
مثل ماندن روی حرفهایی که نگفته باشم
مثل توبههای دروغین
مثل شکنجه ، مثل کابوس
مثل ترک وطن ، مثلِ آوارگی
مثل زندگی با کسی که تا ابد دوستش نخواهم داشت
دوستت دارم
آنقدر
بیمنطق و بیفلسفه
دوستت خواهم داشت
که آخر مجبور شوی
دوستم داشته باشی
کامران رسول زاده
..............................................................................
بمان!
دوست داشتنم هنوز بوی باران و کاهگل می دهد
بوی مداد جویده شده ی کودکی ام
بوی گلبرگ های گل محمدی لای قرآن
من تو را به اندازه انگشتان دستم دوست دارم
نه بیشتر نه کمتر ...
محسن حسینخانی
در لا به لاى گیسوانم،

تارهاییست که موزیانه
به انگشتانت میپیچند
تا با تکرارِ نوازشهایت
آرامشان کنى
پرده ى گوشهایم میلرزند
وقتى سکوتت را میشکنى
و میگویى : این آغوش فقط مالِ توست
من در میانِ بازوانت
آب میشوم
و به بهشت فرو میروم
آرزو پارسى
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم.
رهی_معیری
کاری نکرده ایم

جز این که آزاد کنیم
نیمه گمشده ی خویش را
از برج تنهایی
کاری نکرده ایم
جز اینکه قرار دهیم
کاشی گمشده ای را برابر قرینه اش
زیر این گنبد کبود
نسیمی بوده ایم که خاکستر و پرده را پس زده ایم
تا
روشن تر و گرم تر بتابد
ماه و آتش
عمران صلاحی
ﺷﺐ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ
ﻣـﹻﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ
ﻣـﻦ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺗـﻮ
ﺑﻪ ﺩﻭ ﻋـﺎﻟـﻢ ﻧﺪﻫﻢ
ﮔﻮﺷـﻪﯼ ﺗﻨـــﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ...
"ﺣﺴﯿﻦ ﻣﻨﺰﻭﯼ"
مثل یک شعر

مَـرا تنگ در آغوش بگیر
که هوایِ غزلم
سخت شبیه تن توست
کامران رسول زاده