X
تبلیغات
رایتل

قلب من چشم تو

شعر

شنبه 17 تیر 1396 ساعت 12:21

اگر تو نبودی

حافظ غزل نمی نوشت
اگر تو نبودی
و مولوی در همان
 مثنوی منجمد می شد
گلستان سعدی می پژمرد
خیام رباعی را نمی شناخت
و باباطاهر ، دوبیتی های
سوزناکش را

نیما تمام عمرش را
به نوشتن قصیده می گذراند
اگر تو نبودی
و شاملو
آیدا را پیدا نمی کرد

تو
دختر همسایه نصرت رحمانی
بودی
مشیری بی تو
از آن کوچه گذشت
و سیبی که
حمید مصدق چید
از دستان تو به خاک افتاد

تو
فرشته ی الهام تمام شاعران بودی
مخاطب همه ی
شعرهای عاشقانه
یک روز لیلی نام گرفتی
یک روز شیرین
روز دیگر زهره

در شعرهای من اما
نام تو نامرئی ست
عاشقانه ای برایت خواهم نوشت
که با صدا زدن نامت
تمام زنان فارسی زبان
برگردند

یغما گلرویی

پنج‌شنبه 17 فروردین 1396 ساعت 11:12

بیا به غار برگردیم

بیا به غار برگردیم
به بدوی‌ترین بوسه‌ها
که بوی عقدنامه و مهریه نمی‌دادند
تا عریانی
زننده به حساب نیاید
و زیباترین هدیه‌ی جهان
آتشی باشد که یک روز را
صرف روشن کردنش کنم برای تو

بیا به غار برگردیم
به روزگاری که
مایکروویو و تلویزیون را نمی‌شناخت
و در آن رنگین‌کمان
اتفاقِ بزرگی بود
دندان‌درد
خدا را به یادِ ما می‌آورد
و پیدا کردنِ غذا
سفری عظیم به حساب می‌آمد
که به عشق یک لب‌خندت تن می‌دادم به آن.

بیا به غار برگردیم
تا تماشای مهتاب
اثری هم پای دیدنِ فیلم‌های برتولوچی داشته باشد
و سینه‌ریزی از گوش‌ماهی‌ها
که به دستان خود از ساحل گرد آورده باشمشان
با سِتی از برلیان برابری کند.

تصویری از تو را
بر دیوار غارمان خواهم کشید
تا باستان‌شناسان هزار هزاره‌ی دیگر
بدانند انسان کدام عصر
نخستین کاشفِ عشق بود

یغما گلرویی

یکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 11:18

سلام می کنم

به هرکه عشـــق به من می دهد
سلام

سلام می کنم به چراغ
به «چرا» های کودکی
به چال های مهربان گونه ی تو

سلام می کنم به کوچه 
به کلمه ، به چلچله های بی چهچه 
به همین سر به هوایی ِساده

سلام می کنم
به بی صبری ، به بغض ، به باران 
به بیم باز نیامدن نگاه ِتو

باورکن من به یک پاسخ کوتاه
به یک سلام سرسری راضی ام

یغما گلرویی

چهارشنبه 15 دی 1395 ساعت 18:43

تو را نگا‌ه می‌ کنم‌

تو را نگا‌ه می‌ کنم‌
چشمانت خلاصه‌ی‌ آتش‌فشان‌ است
هم‌‌رنگ خاک‌ِ دیاری‌ که‌ دوستش‌ می‌دارم
چال‌ِ کنج‌ِ لبانت‌
هلالک‌ِ جُفتی‌ ماه‌ است‌
با خورشیدی‌ در قفا
که‌ مردمان‌ِ سرزمین‌ِ قلب‌ِ مرا
به‌ وِلوِله وا می‌دارد
با انگشت‌ِ اشاره‌ی‌ رو به‌ آسمان
خنده‌ات‌ باران‌ِ مرواریدْ است‌
و اخمت‌
زلزله‌یی‌ که‌ شهر آرزوهایم‌ را
ویران‌ می‌کند
تو را نگاه‌ می‌کنم‌
و جهان‌ رنگ‌ می‌بازد
نگاهت می‌کنم‌
و خود را نمی‌بینم

یغما گلرویی

یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 17:50

عاشقانه ترین شعر جهان

نقاشان
محتاج مدل های برهنه اند
برای آفریدن پرده های درخشان
اما شاعران
به خاطره ای
عطری
نگاهی
قانعند تا بسرایند

نسیمی که روسری تو را پس می زند
می تواند
باعث اتفاق افتادن
عاشقانه ترین شعر جهان شود

یغما گلرویی

شنبه 15 آبان 1395 ساعت 11:22

اگر تو نبودی

حافظ غزل نمی نوشت
اگر تو نبودی
و مولوی ، در همان
 مثنوی منجمد می شد
گلستان سعدی می پژمرد
خیام ، رباعی را نمی شناخت
و باباطاهر ، دوبیتی های
سوزناکش را

نیما تمام عمرش را
به نوشتن قصیده می گذراند
اگر تو نبودی
و شاملو
آیدا را پیدا نمی کرد

تو
دختر همسایه نصرت رحمانی
بودی
مشیری بی تو
از آن کوچه گذشت
و سیبی که
حمید مصدق چید
از دستان تو به خاک افتاد

تو
فرشته ی الهام تمام شاعران بودی
مخاطب همه ی
شعرهای عاشقانه
یک روز لیلی نام گرفتی
یک روز شیرین
روز دیگر زهره

در شعرهای من اما
نام تو نامرئی ست
عاشقانه ای برایت خواهم نوشت
که با صدا زدن نامت
تمام زنان فارسی زبان
برگردند

یغما گلرویی

پنج‌شنبه 15 مهر 1395 ساعت 18:40

هراس دوباره ندیدن تو

در وداع هر دیدار
پی واژه ای می گردم
به جای خداحافظ
تا با آن بباورانم به خود
که دوباره دیدنت محال نیست
حرفی شبیه می بینمت
تا بعد
به امید دیدار
حرفی که نجاتم دهد
از هراس دوباره ندیدن تو

یغما گلرویی

یکشنبه 9 اسفند 1394 ساعت 10:38

هنگام نوشتن نام تو

دستم نه
اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد
نمی دانم چرا
وقتی به عکس ِ سیاه و سفید این قاب ِ طاقچه نشین
نگاه می کنم
پرده ی لرزانی از باران و نمک
چهره ی تو را هاشور می زند
هم‌خانه ها می پرسند
این عکس کوچک ِ کدام کبوتر است
که در بام تمام ترانه های تو
رد ِ پای پریدنش پیداست ؟
من نگاهشان می کنم
لبخند می زنم
و می بارم
 
یغما گلرویی