X
تبلیغات
رایتل

قلب من چشم تو

شعر

پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 10:59

چه کاری از من برمی آید

چه کاری از من برمی آید
وقتی عشق
تمام خودش را
می ریزد توی چشم های تو
و نگاه ام می کند

مریم ملک دار

شنبه 8 خرداد 1395 ساعت 10:33

عاشق شدن

عاشق شدن
درد کشیدن
رنجیدن و اعتراض کردن
یعنی که هنوز نمرده‌ایم
من را
به تابوت بی‌ تفاوتی‌ها نکشان

مریم ملک دار

شنبه 18 اردیبهشت 1395 ساعت 16:56

این جا هیچ کس شبیه تو نیست

آدم ها
من را به یاد تو نمی اندازند
این جا هیچ کس شبیه تو نیست
من در شهر
و در بین این همه آدم
همیشه دلتنگم
اما همین که دور می شوم
همین که به درختی ، کوهی ، چشمه ای برمی خورم
تو را می بینم
تو را که دشت ها
روی دست هایت می خوابند
و رودها
ادامه ی رگ های تواَند
و آب ، آبِ وحشی
که من را به نوازشِ عریانی اش وا می دارد
تصویر آینه ی توست
دلم که تنگ می شود برایت
کنار آتش می نشینم
دریا می کشم و
به درختان فکر می کنم

مریم ملک دار