X
تبلیغات
رایتل

قلب من چشم تو

شعر

جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 18:42

تنها شاعری شکسته‌ام

می‌خواستم نوازنده‌ای دوره‌گرد بشوم
تا تو را شهر به شهر
به گوش دنیا برسانم
یا بالرینی
که با اسلیمی دست‌هام
خطوط خواب‌های خوش تو را تصویر کنم

نه نوازنده شدم ، نه بالرین
تنها شاعری شکسته‌ام
که تو را
در جام جادویی کلمات می‌ریزد و
جرعه جرعه
می‌نوشد

مریم ملک دار

پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 10:59

چه کاری از من برمی آید

چه کاری از من برمی آید
وقتی عشق
تمام خودش را
می ریزد توی چشم های تو
و نگاه ام می کند

مریم ملک دار

شنبه 8 خرداد 1395 ساعت 10:33

عاشق شدن

عاشق شدن
درد کشیدن
رنجیدن و اعتراض کردن
یعنی که هنوز نمرده‌ایم
من را
به تابوت بی‌ تفاوتی‌ها نکشان

مریم ملک دار

شنبه 18 اردیبهشت 1395 ساعت 16:56

این جا هیچ کس شبیه تو نیست

آدم ها
من را به یاد تو نمی اندازند
این جا هیچ کس شبیه تو نیست
من در شهر
و در بین این همه آدم
همیشه دلتنگم
اما همین که دور می شوم
همین که به درختی ، کوهی ، چشمه ای برمی خورم
تو را می بینم
تو را که دشت ها
روی دست هایت می خوابند
و رودها
ادامه ی رگ های تواَند
و آب ، آبِ وحشی
که من را به نوازشِ عریانی اش وا می دارد
تصویر آینه ی توست
دلم که تنگ می شود برایت
کنار آتش می نشینم
دریا می کشم و
به درختان فکر می کنم

مریم ملک دار