X
تبلیغات
رایتل

قلب من چشم تو

شعر

شنبه 9 بهمن 1395 ساعت 10:48

عشق و انتظار

و خداوند
عشق و انتظار را با هم آفرید
این را من خوب می دانم
منی که از انتظار تو
به عشق رسیدم

علیرضا اسفندیاری

پنج‌شنبه 9 دی 1395 ساعت 17:27

برگ به برگ عاشقترت شوم

هر روز
قبل از خورشید
درمن طلوع می کنی
تا صبحم بخیر شود
و هرشب
میلیارد ها متر قد می کشم
تا به آسمان برسم
و تورا ببوسم
در چشم هایم مستقر شو
دست هایت را دور من پیله کن
و محکم در آغوشم بگیر
که آغوشت هر موجودی را
پروانه می کند
پاییز از انتهای موهای تو
آغاز می گردد
و باد عاشقانه هایش را
در بین موهای تو
پیدا می کند
که هرکس موهایت را لمس کرد
عاشق شد
و دیگر به هیچ چیز دل نبست
من اینجا
درست وسط پاییز
آنقدر می ایستم
تا خشکم بزند
زرد شوم
بریزم
و برگ به برگ عاشقترت شوم
دست خودم نیست
جان به جانم کنند
دوستت دارم

علیرضا اسفندیاری

شنبه 22 آبان 1395 ساعت 11:42

زخم هایم

کاش می شد
زخم هایم را
یک به یک گره می زدم
یادت هست ؟
در بستری از انتظار و بوسه
تار و پود موهای تو را
با خیال عاشقی هایم می بافتم
کاش بیایی
تمام زخم های پریشانم را
با صبر و اشتیاق آغوشت شانه کنی
اصلا تو بیا
من تمام خودم را
می بافم به رد پای تو

علیرضا اسفندیاری

شنبه 10 مهر 1395 ساعت 11:07

تنهایی تن های زنان

زن ها را
باید آهسته در آغوش کشید
آن ها در زندگی
آنقدر برای رسیدن به عشق
انتظار کشیده اند
که تمام تنهایی تن شان
ترک برداشته است

علیرضا اسفندیاری

دوشنبه 8 شهریور 1395 ساعت 17:24

به انتظار دست های تو

همین جا
کنار رازقی های باغچه
زیر سایه ی این گل سرخ
من را به خاک بسپار

می دانم که تو
مهربانی

هر روز باغچه را آب می دهی
وَ من
با یک شاخه گل سرخ
و عطر رازقی ها
به انتظار دست های تو
نشسته ام

علیرضا اسفندیارى

چهارشنبه 23 تیر 1395 ساعت 19:33

از فاصله ها رنج می برم

دیوانه ام
یا شاید هم عاشق
که از فاصله ها
رنج می برم
زخم می خورم
اما باز هم
در انتظار تو
نشسته ام
تو در تشویش انتظارهای من
چقدر زیبا شده ای

علیرضا اسفندیاری

یکشنبه 22 فروردین 1395 ساعت 11:52

جای کدام زخم را بپوشانم

جای کدام زخم را
بپوشانم
که دوباره عاشقت نشوم
جای شلاق لب هایت
رد بوسه هایت
یا سردی قدم هایت
که روی گونه های
جاده نشسته است
کدام را از تو
فراموش کنم
که دوباره به یادم نیایی؟

علیرضا اسفندیاری