X
تبلیغات
رایتل

قلب من چشم تو

شعر

سه‌شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 12:44

فراموشم نکن

روزی فرا می‌رسد که انسان فراموش می‌کند
حتی دوست داشتنی‌ترین خاطره‌ها را
اقلا تو هر شب با صدای خسته
وقتی عقربه روی ساعت دوازده ایستاد
فراموشم نکن

زیرا من هر شب در آن ساعت
با تو زندگی کرده ، به تو فکر می‌کنم
در خیالم ، پریشان حال قدم می‌زنم
تو هم جایی که تاریکی سکوت می‌کند
فراموشم نکن

در آن ساعت خنده‌ات پاشیده می‌شود
مثل یک مشت آب بر تنم ،‌ ای عشقم
و در سرت باد شیدا
اگر روزی دیوانه وار وزید
فراموشم نکن

بر پایم چارق ، به دستم عصا
به خاطر تو در این راه‌ها آواره‌ام
بعد از سال‌ها بازگشت‌ام به سویت
در روز قیامت هم باشد
فراموشم نکن

اگر هنوز لباس سبزت را داشته باشی
روزی برایم بپوشش
شبنم روی میخک صورتی توی گلدان
و پرنده خسته را در باغچه اگر دیدی
فراموشم نکن

روزی که با دردی بزرگ گُر می‌گیرم
در آن دوردست‌ها هم که باشی بیا
به سوی مردی که تا ابد دوستت دارد بیا
قول بده روزی هم که نباشم
فراموشم نکنی

امید یاشار اوغوزجان

مترجم : مجتبی نهانی

سه‌شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 11:57

عشق یک زن

عشق
نه در لبان زنان است
و نه در اندام آنان
عشق
زیر پلک های یک زن جای دارد
و او در زیر پلک هایش نگه می دارد
مرد را

زن
هر قدر هم که بشکند دلش
هیچ اشکی نمی ریزد
فقط چشمانش را می بندد محکم و سفت
و مرد
 در همان جا می ماند

زن
هرگز
فراموش نمی کند
هرگز
رها نمی کند
مرد را

ازدمیر آصف
ترجمه : علیرضا شعبانی

پنج‌شنبه 17 فروردین 1396 ساعت 11:06

رقابت همیشگی

رقابتی همیشگی است
میان من و
آن شمع کوچک اتاق عشق ‏بازی ‏‏مان
امشب من زودتر تمام می‏ شوم
یا آن شمع ؟

اورهان ولی

پنج‌شنبه 17 فروردین 1396 ساعت 10:21

عشق در نگاه آخر

نه در نگاه اول
بلکه عشق در آخرین نگاه است
زمانی که می خواهد از تو جدا شود
آن گونه که به تو می نگرد
به همان اندازه دوستت داشته است

ناظم حکمت
ترجمه : سینا عباسی هولاسو

یکشنبه 13 فروردین 1396 ساعت 19:16

محتاج به تو

تو را
چه کسی اسرافت می کند
 در حالی که من به ذره ذره از تو
محتاجم

جان یوجل
ترجمه : سیناعباسی هولاسو

یکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت 19:07

به مناسبت روزمادر

نه کنجکاو دیدن بهشتم
نه نگران جهنم
چرا که من
هم خنده های مادرم را دیده ام
و هم گریه هایش را

ازدمیر آصف
ترجمه : سیناعباسی هولاسو

دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت 10:37

تنهایی

وقتی به هم نزدیک می‌شویم
بیش‌تر از هم فاصله می‌گیریم
وقتی با هم هستیم
بیش‌تر تنهاییم
آرام آرام
خانه‌ای در ذهن‌مان شکل می‌گیرد
او تنهاست
من هم تنهایم
و از دودکش خانه
اندوه بالا می‌رود
دیوارهای گلی نامریی
لخت و عور
به هر طرف که می‌نگریم
به خودمان برمی‌خوریم

عزیز نسین
ترجمه : رسول یونان

دوشنبه 23 اسفند 1395 ساعت 10:29

خسته نیستم

خسته نیستم
از به انتظار تو بودن
به تو فکر کردن
از روز های گذشته
حتی اگر شکست دیگری را آغاز کنم

خسته نیستم
نه از عشق
نه از دوستی
و نه از مرگ
با چشم های باز به شب نگاه می کنم

خسته نیستم
نه از درد
نه از امید
و نه از ترس
به همراه پاییز ، کندن گودال را آغاز می کنم

خسته نیستم
نه از گذشته
نه از اکنون
و نه از آینده
به تنهایی ام آرام آرام عادت می کنم

اوزدمیر اینجه
مترجم : مجتبی نهانی

یکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت 12:15

جدایی دیگر

من به یک جدایی دیگر
هیچ احتیاجی نداشتم
دوباره برای چه آمدی ؟

قهرمان تازه اؤغلو
ترجمه : سیناعباسی هولاسو

یکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت 11:49

چیزی بگو

چیزی بگو

مثل بهار

مثلا شکوفه کن
و یا ببار
مانند رحمتی بر درونم
یا رنگین کمان باش و
روحم را در آغوش بگیر
چیزی بگو
فراتر از حرف باشد
جانم را لمس کند
چیزی بگو
مثلا کنارت هستم

تورگوت اویار
ترجمه : مجتبی : نهانی

یکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت 11:33

صبح بخیر

صبح بخیر
ای عشق گل چهره من
صبح بخیر
ای آنکه روشنی می بخشی
 به زمین
با آفتابی تازه
صبح بخیر
ای تو که همواره
 در انتظار دیدار خورشیدی
صبح بخیر
صبح بخیر
صبح بخیر

ناظم حکمت
ترجمه : علیرضا شعبانی

یکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت 11:26

نبودن تو نام دیگر دوزخ است

چند بهار زیبا در حسرت تو
غل و زنجیرها کهنه کردم
کاش به موهایت گل های خون بزنم
یکی این طرف ، یکی آن طرف
کاش بتوانم نام تو را فریاد بزنم
به چاه های بی انتها ، به ستاره ی لغزان
حتی به چوب کبریتی
که در دورترین موج اقیانوس افتاده است
کاش به آن که گم کرده
طلسم نخستین عشق ها را ، طلسم بوسه ها را
و سهمی ندارد از غروبی ناگهانی
بتوانم از تو بگویم
نبودن تو نام دیگر دوزخ است
سردم است ، چشمانت را نبند

احمد عارف

یکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 12:18

خیلی تنهایم ، غمگینم

خیلی تنهایم ، غمگینم
به واقع آن گونه که به چشم می آیم ، نیستم
در تاریکی ها گم گشته ام
به دنبال نورم ، در پیِ امید
از مدت ها پیش
هر چقدر می گردم
درونِ چاه های تاریک بیشتر غرق می شوم
کسی صدای فریادم را نمی شنود
آن که می شنود هم توجهی نمی کند وُ
نمی خواهد که نجاتم بدهد
اما من در برابر این بی علاقگیِ مردم
تشنه ی توجه و علاقه ام
امیدم را از دست داده ام
می دانم روزی قلب کوچکم طاقت نخواهد آورد
به هر چه باور و اعتماد داشته ام
پشت کرده وُ
وداع خواهم گفت

نیلگون مارمارا
مترجم : مجتبی نهانی

یکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 12:14

مرا‌‌ رها نکن عزیزم

مرا‌‌ رها نکن عزیزم
تحمّل رفتنت را ندارم

با اشک‌های حسرتم
نمی‌توانم خودم را تسکین دهم

می‌گویی باز می‌گردم اما
تقدیر را باور ندارم

با خاطراتی که برایم باقی گذاشتی
من، بی‌تو نمی‌توام زندگی کنم

امید یاشار اوغوزجان
مترجم : مجتبی نهانی

یکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 12:01

برف می بارد

امشب
خواننده ای دوره گردم
و هنوز صدایی دارم
برای تو
ترانه ای را که دوست نداری
خواهم خواند
در تاریکی برف می آید
تو در دروازه مادرید ایستاده ای
و در برابرت تمام داشته های زیبای مان
امیدواری ، حسرت و آزادی مان
و سپاهی که کودکان را کشته است
برف می بارد
و شاید امشب
پاهای خیس ات سردشان شده است
برف می بارد
و به تو که فکر می کنم
و گلوله ای به تن ات اصابت می کند
و دیگر نه برف، نه باد و نه شب
برف می بارد و تنها
تو در ذهن منی

ناظم حکمت

جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 18:22

قلب بال هایی دارد

قلب
بال هایی دارد
که پرواز می کند
به هنگام دوست داشته شدن

و کوچ می کند
به وقت
دوست نداشته شدن

جاهد ظریف اوغلو
ترجمه : علیرضا شعبانی

جمعه 22 بهمن 1395 ساعت 18:13

مرا دوست داشته باش

مرا دوست داشته باش
همچون
گذشتن از این سو به آن سوی خیابان
نخست
به من نگاه کن
بعد مرا
و سپس باز هم مرا
نگاه کن

جمال ثریا
ترجمه : علیرضا شعبانی

جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 11:58

پناه بردن

بعضی ها به شعر
بعضی به ترانه
برخی به فیلم
و عده ای هم به کتاب پناه می برند
اما مدت هاست که آدم ها دیگر
به همدیگر پناه نمی برند

اُغوز آتای
ترجمه : سیامک تقی زاده

جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 11:30

تو نقطه ضعف من هستی

تو نقطه ضعف من هستی
مرا با تو می توان ویران کرد وُ
به پریشانی کشاند
تو بیشترین نقطه ضعف من هستی
من فقط از تو می توانم سقوط کنم وُ
متلاشی گردم
مرا تنها تو می توانی خُرد کنی
از حرف های دیگران آزرده خاطر نمی شوم وُ
به رفتار بد هیچ کسی توجه نمی کنم
فقط ذرّه ای بی میلی تو
مرا ایستاده می کُشد

تو بیشترین نقطه ضعف من هستی
در نغمه های غمناک وُ گریه آلود
اشک هایم
شب ها ، خواب هایم هستی
روزها ، خیال هایم
نامت را که می شنوم
لرزش دست وُ دلم آغاز می شود
و هر بار که حرفی از تو به میان می آید
شور وُ هیجانم گفتنی نیست

 


ادامه مطلب
جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 18:57

زنان زیبا فکر می کنند

زنان زیبا فکر می کنند
اشعار عاشقانه ام برای آن هاست
اما چه عذابی است می بینم
شعر می گوییم
تا بیکار نباشم

اورهان ولی
ترجمه : احمد پوری

1 2 3 4 5 ... 9 >>