X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

قلب من چشم تو

شعر

پنج‌شنبه 8 شهریور 1397 ساعت 06:05

دگربار باز خواهم گشت

دگربار باز خواهم گشت
به خاطر لبخند و عشق بازخواهم گشت
و با چشمان حیران خویش
به نیمروز زرّین و جنگل سوخته می‌نگرم
و دود سیاه نیلگونی که به آسمان کبود برمی‌خیزد
سلانه باز میگردم همراه با جویبارانی
که برگ‌های سوخته‌ی علفزاران خمیده را می‌شوید
و یک بار دیگر به هزار رؤیای خویش از آب‌هایی می‌اندیشم
که شتابان از کوه‌ها فرو می‌ریزند
باز خواهم گشت برای شنیدن آوای فلوت و ویولن
در پایکوبی‌های دهکده
نغمه‌های محبوب دلنواز
که ژرفای نهان حیات بومی را برمی‌انگیزند
و نواهای سرگشته‌ی مبهم که یادآور سحر و افسون‌اند
باز خواهم گشت ، دگربار باز خواهم گشت
برای رهایی اندیشه‌ام از سال‌های طولانی پر درد

کلود مک کی
مترحم : مستانه پور مقدم

نظرات (1)
+ ناهید [ نامشخص ] http://tabicaran.blogfa.com/
ندارمت اما...
دوست داشتنت را عاشقم.
اینکه شب ها با خیال خامی بخوابم
و صبح با امید مضحکی چشم باز کنم

من به این ناعلاجی خود معتادم
و خیال عاقل شدن هم ندارم.

آه !اگر بدانی درد تو چه لذتی دارد..!
ندارمت افسوس..!
اما ...دوستت دارم!

و من؛
این دوست داشتن تو را هم
دوست دارم...!

یاشار عبدالملکی
دوشنبه 12 شهریور 1397 ساعت 21:26
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به سر انگشت تو می اندیشم ، وقتی
باغ ها را به تماشای شکوه آتش ، می خواند
و سرانگشت تو
ابهام اشارت را
می شکوفاند
آن دم که ، به سنگ
حشمت خواندن و گفتن می آموزد

چشم من می شنود
غنچه هایی که بر این پرده ، شکوفایی را ، می خواند
می توانی تو و من می دانم
با سرانگشت ظریف
آنچه در من جاری است :
خون آهنگین را
بنوازی با عشق

می توانی و من می دانم
می توانی که به من دوستی دستت را هدیه کنی

فرخ تمیمی


سپاس از همراهی صمیمانه تون خانم ناهید عزیز
زنده باشید
با مهر
احمد
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :