X
تبلیغات
رایتل

قلب من چشم تو

شعر

شنبه 15 اردیبهشت 1397 ساعت 06:40

تو کیستی ؟

تو کیستی ؟
تو را نمی شناسم
چهره تو را
کجا دیده ام ؟
کسی شبیه تو را
دوست داشته ام
اما
فراموشم کرد

تو را فراموش کرده ام
برای چه برگشته ای ؟
مرا به حال خویش
رها کن
جز سرشک چشم هایم
از تو
نصیبی ندارم
کسی را که دوست داشته ام
انتظار داشتم
که مرا
دوست بدارد

اما رهایم کرد و
به من
خیانت کرد
زخم عمیقی بر من زد و رفت

تو را
با درد و مشقت
فراموش کردم
تو را بخدا
مرا از آزارهایت ، خلاص کن

من از او
آرامشی ندیدم
از او
نصیبم
فقط درد و غم بود

وقتی تو را
دیدم
انگار مرگم فرا رسید
وقتی
چشم های تو را
دیدم
بغض گلویم را فشرد و گریستم

چرا آمدی ؟
چه چیزی تو را
به آمدن مجاب کرد ؟
این قلبم
قلبی را که تو بر آن زخم زدی
همچنان زخمش
تازه است و هنوز درد می کشم

 احمد المیالی
ترجمه : صالح بوعذار

نظرات (1)
+ منیژه [ ایران ] http://engmoochesh95.mihanblog.com/
به پیش روی من , تا چشم یاری می کند , دریاست !
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !

درین ساحل که من افتاده ام خاموش .

غمم دریا , دلم تنهاست .

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست !

خروش موج , با من می کند نجوا ,

که : هر کس دل به دریا زد رهایی یافت !

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ...

مرا آن دل که بر دریا زنم , نیست !

ز پا این بند خونین بر کنم نیست ,

امید آنکه جان خسته ام را ,

به آن نادیده ساحل افکنم نیست !

فریدون مشیری

سلام و عرض ادب

باز هم سپاس از انتخاب اشعار زیبا
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 ساعت 21:04
امتیاز: 3 0
پاسخ:
دلم‌ می‌خواست‌ در عصر دیگری دوستت‌ می‌داشتم‌
در عصری مهربان‌تر و شاعرانه‌تر
عصری که‌ عطر کتاب‌
عطر یاس‌ و عطر آزادی را بیشتر حس‌ می‌کرد
دلم‌ می‌خواست‌ تو را
در عصر شمع‌ دوست‌ می‌داشتم‌
در عصر هیزم‌ و بادبزن‌های اسپانیایی
و نامه‌های نوشته‌ شده‌ با پر
و پیراهن‌های تافته‌ی رنگارنگ‌ ؛
نه‌ در عصر دیسکو
ماشین‌های فراری و شلوارهای جین‌
دلم‌ می‌خواست‌ تو را در عصر دیگری می‌دیدم‌
عصری که‌ در آن‌
گنجشکان‌ ، پلیکان‌ها و پریان‌ دریایی حاکم‌ بودند
عصری که‌ از آنِ نقاشان‌ بود
از آن‌ِ موسیقی‌دان‌ها
عاشقان‌
شاعران‌
کودکان‌
و دیوانگان‌
دلم‌ می‌خواست‌ تو با من‌ بودی
در عصری که‌ بر گل‌ و شعر و بوریا و زن‌ ستم‌ نبود
ولی‌ افسوس‌
ما دیر رسیدیم‌
ما گل عشق‌ را جستجو می‌کنیم‌
در عصری که‌ با عشق بیگانه‌ است‌

نزار قبانی


با درود و سپاس فراوان از حضور مداوم تون و شعر زیبایی که نوشتیدخانم منیژه عزیز
مانا باشید
با مهر
احمد
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :